اوراق کبود، علی سجادی – نقد کتاب، دکتر بیژن باران

   آنجا که قدرت است، مقاومت باید باشد. دانش قدرت است. فوکو

 

علی سجادی، اوراق کبود- گزارشی از بیست کتاب در باب ایران معاصر- انتشارات آمازون دات کام، ۳۱۸ ص، پائیز ۲۰۱۶.

“ایران اساسا استوار است. {رجال آن} از همه پول می گیرند. امروز از انگلیس، فردا از روسیه، یا از فرانسه و آلمان یا از هر کسی دیگر. می توانی شش مرتبه کشورشان را از آن ها بخری، ولی جنس را تحویل نمی دهند. به نظر من ایران هرگز از بین نمی رود.” روتشتاین، وزیر مختار شوروی ۱۹۲۱ در تهران، نقل از پشت جلد کتاب.

 

سجادی مجموعه ۲۰ گزارش انتقادی قبلی با نامه رستم به برادرش از شاهنامه را در این کتاب گنجاند. گزارشها در نشریات برونمرزی ایران شناسی، پر، علم و جامعه و بلاگ شخصی نشر شده بودند. گزارشها از ادبیات تخیلی، خاطرات سیاسی، رهبران حکومتی، سانسور در سده ۲۰ ند. این کتاب، فرازهایی از سده ۲۰ ایران با دو انقلاب ۱۹۰۶ و ۱۳۵۷، سیمای نخبگان این دو، جزییات دل انگیز و روشنگر را هوشمندانه ردیف کند.

 

استبداد خط رفرم را در جامعه با شکست روبرو کند. تاریخنگار شکست را در اشتباهات رفرمیستها و مقاومت با نقل قولها و حذف استبداد و انتقاد از قدرت ماله کشی کند. آموختن به مردم قدرت دهد. روشنفکر نقد قدرت کند، نه نقد مقاومت. روشنفکران ایران به خط انقلاب/ رادیکال فرانسه و روس و چین روی آورند؛ نه رفرمیسم انگلیس و آمریکا. چون جرم سیاسی در اختناق سنگین است؛ آنها انقلابی شوند.

 

نثر روان کتاب، صحافی تمیز و حافظه قوی سجادی تحسین آمیز اند. اغلب شیوه نگارش سکولاستیک/ مکتبی است. این شیوه تناقض در نقل قولهای یک سیاستمدار در زمانهای گوناگون یا ۲ سیاستمدار در مورد یک مشاجره بدون بستر تاریخی یا قیاسی را نشان دهد. گاهی هم حذف فرد عمده- نمونه: ص ۲۲۸ ریچارد کاتم کیست؟ ولی ریچارد هلمز، رییس سیا و سفیر در تهران یا وابستگی شاه به تماس با سولیوان حذف ند. رک به خاطرات علم و شاه عباس میلانی.

 

کاتم استاد علوم سیاسی و ایران شناس سرشناس در ۱۹۵۱ سفر به ایران کرد. کتاب ناسیونالیسم در ایران از دکتر مصدق دفاع کرد. ص ۲۲۸. فهرست برخی از ۱۸ فصل آن بقرار زیر است: مبنای منسجم ناسیونالیسم، مبنای اجتماعی ناسیونالیسم، ناسیونالیسم و ایلات و عشایر، ناسیونالیسم کرد در ایران، ناسیونالیسم و اقلیت های مذهبی، ناسیونالیسم و گرایش های خاص منطقه ای، ناسیونالیسم مذهبی و وحدت اسلامی، امپریالیسم و ناسیونالیسم: رویارویی، ناسیونالیسم لیبرال: آینده.

 

ریچارد هلمز، رییس سابق سیا و سفیر آمریکای عهد نیکسون ۱۹۷۳-۱۹۷۷ در ایران با شاه رابطه قوی داشته؛ در کودتاهای ویتنام و شیلی دست داشت. گرچه دکتر میلانی در کتاب شاه نوشت که ریچارد در دبیرستان له روزی سوییس همشاگردی شاه در سالهای ۱۹۳۰ نبوده؛ گویا برادرش بود. نیاز به پژوهش دارد. رییس سیا سفیر عهد شاه در “لانه جاسوسی” تهران  در برابر یک آنالیست سابق سیا و مخالف کودتای ۲۸ مرداد و مدافع ناسیونابیسم دکتر مصدق ندید گرفته شد. چرا؟

 

سجادی، پژوهشگر ساکن واشنگتن، ۴ دهه در امور فرهنگی فعال است. گزارش انتقادی ۲۰ کتاب مذکور در زیر به آثار ادبی، سیاسی، تاریخی- کوششی ارزنده است. در مرور این کتاب نفیس نکاتی در مورد برخی مطالب آمده که ربطی به کار ارزنده سجادی ندارند. جالبترین گزارش در مورد زندگی سید ضیاء بانی کودتای ۱۲۹۹ است. نظرات او، حضورش در نطق تاریخی لنین در سن پترزبورگ، مزرعه یونجه اش در قزوین- روشنگر ابعاد شخصیتی این سیاستمدار هوشمند است. توجه شود واکنش به کودتای سید ضیا رشد ناسیونالیسم سکولار شهریور ۲۰ ببعد شد. نتیجه کودتای ۱۳۳۲ رشد بنیانگرایی و انقلاب شیعی شد.

 

با ۶بیت از مضامین گنجوی، مخزن الاسرار “حرف نخستین ز سخن در گرفت” با تلویح انجیل یوحنا “در ابتدا کلمه بود” کتاب با گفتار اندر نامه رستم فرخزاد به برادرش در آستانه جنگ قادسی “تا سخن است از سخن آوازه باد” پایان یابد. تکیه بر “لغت”/ سخن روش سکولاستیکی/ مقایسه نقل قولها از متون گوناگون، اولویت جنبه سیاسی در خدمت تز ذهنی کتاب نسبت به اقتصاد یا عامل عینی را نشان دهد.

 

فهرست ۲۰ گزارش با سوره الغراب از محمود مسعودی آغازد. این کتاب روایتی از خواب و خیال انقلاب است که در ۱۳۶۷ مجله زمان نو پاریس نشر شد. ادامه گزارشات اینها یند: حضرنامه ابرقو- روایتی یگانه با زبانی فاخر رسول نفیسی، ترانه های کوچک غربت احمد شاملو، من سبز می شوم، میوه می دهم انجیر پیام فیلی، مسی به رنگ شفق: از انقلابیگری تا بنیانگذار دائره المعارف کاظم موسوی بجنوردی، در دامگه حادثه: بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی پرویز ثابتی، چهره امروز ایران؛ قدمت روی چشم سرژ میشل و پائولو وودز به ایران.

 

گزارشها ادامه دارند: نهضت مشروطه و نقش تقی زاده سوسیال دمکراسی و جدایی دین از دولت منوچهر بختیاری، سید ضیاء مرد اول یا مرد دوم کودتا – خاطرات سید ضیاء طباطبایی صدرالدین الهی، اسناد وزارت خارجه بریتانیا و ایالات متحده سیروس غنی، خاطرات سری آیرونساید محمد ترکمان، خاطرات سر دبیر اسبق برنامه جهانی بی بی سی جان سیمپسون، خاطرات عضو پیشین سازمان مجاهدین خلق ایرج قهرمانلو. گاهی عنوان گزارش در فهرست با خود گزارش در صفحه موعود تفاوت داشته که باید یکی باشند. رک ص ۲۱۲، ۲۴۱، ۲۵۹، ۲۸۰، ۳۰۳.

 

روایت دکتر ابراهیم یزدی از اسنادی که آمریکا منتشر نکرده؛ نگاهی به جلد سوم شصت سال صبوری و شکوری، گفتگوی هرموز کی با احسان نراقی، مرور بر کتاب امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران حسن روحانی رییس جمهور، سوء استفاده انقلاب از یک بیمار عصبی آیت الله خلخالی، از سابقه روابط با هند و انگلستان تا تاثیر نوکر ابرقویی بر شخصیت امام، دن کیشوت مانش میگل دو سروانتس سآودرا ترجمه محمد قاضی، حکومت اسلامی در سانسور از نظام استالینی جلو زده با نمونه مدخل حجاب در لغتنامه دهخدا.

 

گزارش ۱ با قیاس با منطق الطیر به بررسی ژرفتر سوره الغراب پرداخت. منطق الطیر قصه سفر پرندگان به رهبری هدهد به کوه قاف بود. برای یافتن سیمرع از ۷ مرتبه طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت، فقر و فنا باید گذشت. در این ۷ مرتبه عرفانی قدرت دولت، چرخه حیات، مناسبات اقتصادی، شخصیت، هیجانات ۶ گانه جهانشمول شادی، غم، ترس، کنجکاوی، اشمئزاز، حیرت/ شگفتی غایب اند. سوره الغراب قصه انتقام و تزکیه از گناه گذشته، تمثیل انقلاب ۵۷؛ در ۳ روایت همبستگی پرندگان، پرواز گروهی، شکست است.

 

کانون روایت در سوره الغراب کینه در تقابل با عشق در منطق الطیر است. مسعودی عامل ذهنی را عمده کرده؛ آنرا در دین، امام، رهبران نقد کرد. در حالیکه وجه عینی چون پیدایش سیل، زلزله، آتشفشان متغیرهای خود را داشته؛ از کنترل انسان خارج ند. بحران اقتصادی با افت بهای نفت، “حقوق بشر” کارتر، مریضی شاه، پوسیدگی حاکمیت، حلبی آبادها ربطی به عامل ذهنی نداشتند. اگر امام نبود، مجاهدی چون ماریام در حبشه ۱۹۷۴ بضد امپراتور هیلاسلاسی قیام کرده؛ دیکتاتوری نوع دیگر را حقنه می کرد.

 

سوره بمعنی شهر، فصلی از آیات قرآن است. ص ۱۸. نشانه شناسی  Semioticsانریکو اکو برای نمادهای هر دو کتاب عطار و مسعودی بکار آید. قاف نماد قدرت، درخت نماد حیات، سیمرغ نماد رهبر فرهمند/ کارسیماتیک است. پرندگان نماد ناس، خلق، توده، مردم ند. نماد یک شئی جسمی برای یک تجرید غیرحسی است که برخی صفات شئی را دارد. در یولسیز/ اولیس، ترجمه اکرم پدرام نیا، آمده: “تاریخ کابوسی ست که من می کوشم از آن بیدار شوم.” ص ۳۴ سجادی. البته بیان کابوس فردی هنر است؛ چون بوف کور. تحلیل رویداد اجتماعی با جامعه شناسی و اقتصاد سر و کار دارد.

 

در کتاب سجادی اطلاعاتی در باره کلاغ آمد. مگ یا مغ یک واژە مادی است نە پارسی. مغان یا مهر پرستی ۷ مقام از دون تا عالی کلاغ، پرده/ حجاب، سرباز، شیر، پارسی، پیک خورشید، پدر داشت. گفته شده حاجی فیروز از مهر پرستی بجا مانده. فیروز از نبرذ یا نبرد، پیروز آمده؛ حاجی hagios یونانی و رومی بمعنی مقدس است. فیروز مقدس یا حاجی فیروز با پوشاک سرخ میترا در نوروز در شهرها نوید پیروزی بهار دهد. نبرذ nabarze  در فارسی کنونی در نبرد و مبارزه بجا مانده. نزبر، یا برندە و پیروز کوردی است “نەبەز” کە تا امروز نیز این واژە در نام کودکان رواج دارد. واژە میر یا امیر عربی نیز از میترا آمدە.

 

واژه‌هایhagiography  تذکره‌ی اولیا، hagolatry تقدیس اولیاء، hagiology فهرست نام اولیاء، به انگلیسی و زبانهای غربی، در همین کلمه ریشه دارند. پس حاجی فیروز برابر “هاجیوس نبرذ” hagios nabarze یعنی “فیروز مقدس” بود. دین فارسها زرتشتی نه میترایی بود. مادها و ساسانیان کورد و لور بودند. در مهرابه های میترا در اروپا، او با کلاه مادی و فره/ شنل پیروزی بر دوش از سنگ تراشیده بجا ست.

 

در سوره الغراب راوی در دیالوگ پرندگان، زبان بازی، ارزشگذاری، داوری و منطق بکار برد. زبان بازی توضیح واضحات است. نمونه: “توی شب که نمی شود غراب را دید” ص ۳۰. او به فاکتهای جامعه و صفات پرندگان کاری نداشته؛ تخیل و عرفان را بهم می آمیزد. گاهی فاکت ها معکوس شوند: سیاه رنگ زندگی و مردانگی است؛ سفید بدرد کفن مرده و لباس عروسی می خورد. هیچ رنگی نمی تواند .. سرخی سرخ را .. سیاه جلوه بدهد. یا مرگ یا آزادی” ص ۲۸.

 

در ص ۲۹ آمده: “آنچه در سوره کلاغ واقعاً آباد شد و گسترش یافت، فقط قبرستان ها بود.” در ۴ دهه گذشته جمعیت زندگان ۲برابر، شهر ۷۵% کشور، خدمات شهری به سراسر کشور کشیده شدند. در آغاز سده ۲۰ ایران ۸۵ دهقانی و ایلاتی بود. با نیروهای استعماری روس، انگلیس، آمریکا محاط بر کشور، نهادهای کارگری و صنفی بسیار ضعیف بودند.

 

اینگونه زبان بازی در ادبیات تخیلی هنر است. دید این لایه بومی را صادق هدایت در آثار نقد اجتماعی ش چون علویه خانم هنرمندانه تصویر کرد. ولی ادبیات امور اجتماعی را عاطفی می نماید. علوم اجتماعی و اقتصاد را باید بکار برد تا پیش رفت جامعه در قیاس با ترکیه، کره جنوبی، کویت خصلت نمایی شود. در فیلم “یکشنبه ها هرگز” ۱۹۶۰ کارگردان ژول داسین تضاد ایده ذهنی هومر فیلسوف با عمل حسی ایلیای روسپی، به پیروزی حسی لذایذ زندگی بر ایده پایان یافت. تخیل در هنر به حمایت دولت در رفع سانسور نیاز دارد. در مهندسی به خلاقیت و پول نیاز دارد. در کسب به رقابت و بازار نیاز دارد.

 

در سوره الغراب، نمونه های زبان بازی، ص ۱۶۰: “اگر پرنده به پروازش پرنده است؛ مرگ هم به مردنی هایش مرگ است.” این همانی، دوباره گویی، یعنی هر چیزی خودش است. برهان عقلی نیاز به حسیات ندارد. در نقد ادبی و خطابه ردیف مترادفات برای تاکید بر بیان یک ایده عمدی Tautology و سهوی pleonasm اند. نمونه اولی: سیاه سیاه است؛ دومی “تاریکی سیاه” یا “آتش سوزان” است.

 

گزارش ۳ “دو شعر از کتاب ترانه های کوچک غربت احمد شاملو “با ۲۸ قطعه حول و حوش انقلاب بهمن ۵۷ بررسی شدند. شاملو در وطن بودن را “غربت” نامید؛ ص ۵۰-۵۹. ۲ سطر مشهور کتاب اینهایند، ص ۵۳: “کباب قناری بر آتش سوسن و یاس، خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.” شاملو گلایه روشنفکری را در ۲ عامل عینی و ذهنی تصویر کرد. در ۴۰ سال زیر تحریم آمریکا ایران بسوی مدرنیته، اتحادیه های صنفی دولتی، شوراهای شهر و روستا رسید. نیروی جوان به دانشگاه، بسیج، سپاه جذب شد. شعار “نه شرقی نه غربی” و برنامه هسته ای از ورود سرمایه خارجی جلوگیری کرد. اکنون سطح فقر متوسط به ۴۰% رسید.

 

انقلاب پیروز ۳ عامل عینی حاشیه نشینی شهرها ناشی از خانه خرابی دهقانان انقلاب سفید، ذهنی انتظارات طبقات متوسط شهری برای گشایش سیاسی و آزادی بیان، نهاد رهبری در شورای انقلاب ۱۵ مذکر شیعی منجمله بازرگان، رفسنجانی، طالقانی داشت. در شعر عاشقانه ثنویت عین و ذهن را شاملو اینگونه پردازش داد: عینی شامل بیکاری، “درختان، نسیم وسوسه ای ست نابکار، جهل معصیت بار، مهتاب پاییزی کفری”؛ ذهنی “چیزی بگوی/ پیش از آن که در اشک غرقه شوم.”

 

 

گزارش ۵ بدرستی بررسی اثر سترگ پس از انقلاب یعنی دائره المعارف کاظم موسوی بجنوردی است. این اثر بموازات ایرانیکای انگلیسی دکتر یارشاطر از دانشگاه کلمبیا، است. بجنوردی در کتاب مسی به رنگ شفق: از انقلابیگری تا بنیانگذار دائره المعارف – استحاله از چریک زندانی به فرهنگ نویس را شرح داد.

 

بجنوردی زندانی ساواک بود؛ با فشار افکار جهانی از جمله ژان پل سارتر اعدام او عفو شد. پس از انقلاب، کروبی خانه مجلل مصادره شده را با ماهی ۳۰ هزار تومان و ۳۰% درآمد دخانیات سیگارهای باندرول برای استمرار نشر دائره المعارف به بجنوردی داد. ص ۷۸. این فرهنگ سالی ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. در کتاب نکته های حاشیه ایی آمده؛ لذا از ویکی پیدیا توصیف این کار سترگ فرهنگی خاورمیانه در زیر آمد:

 

مرکز علمی و پژوهشی غیردولتی را در ۱۳۶۲ سید محمد کاظم موسوی بجنوردی ساخت. اکنون یکی از بزرگ‌ترین نهادهای فرهنگی جهان اسلام ‌است. او در خاطراتش آورده، در سالهای زندان به ناکارایی فعالیت مسلحانه و کارآمدی و پایداری فرهنگ پی برده؛ اندیشه ایجاد چنین مرکزی در ذهنش شکل گرفت. ساختمان بزرگ مرکز دائره المعارف، در تپه‌های دار آباد تهران قرار دارد که در ۱۳۴۴ موسوی بجنوردی در آن، اسلحه به دست، دستگیر شد. او در اوج انقلاب، جنگ ۸ساله، تصفیه آرمانی دانشگاه- از سیاست فاصله گرفته؛ این مرکز را ساخت.

 

در آن گروه بزرگی از دانشمندان و فرهنگ دوستان ایرانی مانند ع زرین‌کوب، عباس زریاب خویی، ش خراسانی، احمد تفضلی، ایرج افشار، احمد اقتداری، ده‌ها پژوهشگر جوان به تدوین دائره المعارف بزرگ اسلامی پرداختند. آنها پس از انقلاب فرهنگی به حاشیه رفتند، بجنوردی زمینه کار و فعالیت آنان را فراهم کرد. رک مسی به رنگ شفق، صص ۲۹۴–۳۲۰، باستانی پاریزی، روزنامه اطلاعات، ۲۴ دی ۱۳۹۱.

 

تا کنون ۲۳ جلد فارسی، ۹ جلد ترجمه عربی و ۶ جلد ترجمه انگلیسی از آن منتشر شده‌. مرکز، با مدیریت بجنوردی راه ترقی و شکوفایی را پیمود. ‌اکنون کتابخانه‌ آن ۹۰۰ هزار جلد کتاب دارد. در آن دانشنامه ایران، دانشنامه فرهنگ مردم ایران، تاریخ جامع ایران در ۲۰ جلد انجام شدند.

 

گزارش ۶ به “دامگه حادثه” ثابتی مقام تلویزیونی ساواک با ادعای “بررسی علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی” نه مشروطه سلطنتی پرداخت. ثابتی نمی گوید چگونه سلطنت مشروطه به حکومت شاهنشاهی دگردیسی یافت. سجادی بدرستی نوشت: اطلاعات در “دو فصل در باره ساختار سازمان امنیت و چگونگی کارکرد آن .. خالی است.” ص ۸۱. “گروههایی از کشاورزان و واحدهای کشاورزی و فلاحت آمده اند به حاشیه شهرها.. آسیب پذیرند.” ص ۸۹. ثابتی رابطه این حکم درست را با نتیجه انقلاب بهمن برهبری رجعتگرای شیعی ندید. او پیشگیری انقلاب را در چند عمل چریکی زیر به شاه توصیه کرد که پذیرفته نشد:

 

“شرکتهای نفتی و مقامات دولتهای آمریکا و انگلیس از مخالفین حمایت می کنند. اعلام حکومت نظامی، انحلال مجلسین، اخراج خبرنگاران خارجی بویژه بی بی سی از ایران، بستن هر دو سفارت آمریکا و بریتانیا در تهران، برخورد قاطع با روحانیت، دستگیری ۱۵۰۰ فعال سیاسی.” ص ۸۳. البته ثابتی حمایت دولتهای استعماری از دربار را از قلم انداخته؛ انقلاب برخی از توصیه ها چون اخراج  شرکتهای آمریکایی، بستن سفارتها، اعدام ۱۰ هزار فعال سیاسی در دهه ۱۳۶۰ را اجرا کرد.

 

حاشیه نشینان بودند که موج خرافات و تخریب در بهمن ۵۷ شدند. وعده بهمن ۴۱ رژیم شاهنشاهی در کار، مسکن، خوراک، بهداشت برای همه تا بهمن ۵۷ عملی نشد. شیعیان با تشکیلات، تکایا، مساجد، حسینیه ها، سلسله مراتب، ائمه جمعه، موقوفات، نوارهای تبلیغی، روشنفکران شیعی، یادبود هفته و چله شهیدان را با تظاهرات میلیونی در شهرها سازمان دادند.

 

ارتش ۷۰۰هزار نفری، ۹۲ هزار مستشار آمریکایی، گارد جاویدان ۲۰هزار نفری، ساواک، شهربانی، ژاندارمری عاجز بودند. فروپاشی شاهنشاهی در بهمن ۵۷ فرا رسید. در چند ماه بعد تمام بقایای پهلوی در مجسمه ها، نامها، تمثال، کتب درسی پاکسازی شدند.

 

سجادی تناقضات این کتاب را مانند ناپدید شدن موسی صدر در پاییز ۱۳۸۸، تخفیف اعدام رجوی، حرف ثابتی با قَدَر سفیر ایران در لبنان ص ۸۳، قضیه دکتر شریعتی، شکنجه در زمان پهلوی ۱ و پهلوی ۲ را توضیح داد. ص ۸۷ -۸۶. “شکنجه عصر پهلوی بود فقط در ریاست پاکروان متوقف شد.” ص ۷۸.

 

بازگویی خاطرات ۷۰۰ صفحه ای مقام امنیتی در ص ۸۲ آمده: “مبارزه با کمونیسم و تروریسم و مخالفین رژیم.. مبارزه با فساد، تبعیض و بیعدالتی علم، ایادی، دولو” در مقایسه با رجل ۴۰ سال گذشته در انقلاب نشان داد: هر ۲ مبارزه ساواک شکست خوردند. سرود بهاران خجسته باد، بخشی از قصیده “بانوی سوگوار” دکتر بهزادی، تقدیم به همسر پاتریس لومومبا ست. ص ۸۵. این شعر از “کاوه” چاپ برلین پس از انقلاب آورده شد.

 

برعکس سابق اکنون ۷۵% کشور شهری اند. لذا دولتمردان امروزی ریشه دهقان خرافی و لومپن خرده پایی دارند. البته برای لایه ای از خرده بورژوازی گذشته، شهر برایش تنگ شده؛ چون خود نویسنده سوره الغراب به خارج مهاجرت کردند. آیا تعمیم دید این لایه به تمام طبقات منطقا درست است؟ بویژه زاد و ولد لایه های دهقانی جای این لایه مهاجر به غرب، را پر می کند.

 

در عمل شاه مطلقه بر ۳ قوه مستقل مسلط بوده؛ لذا ایران دولت شاهنشاهی همسو با آمریکا در جنگ سرد، مشروطه سلطنتی نام نداشت. انقلاب این نوع “مشروطه .. موافق شرع” ص ۱۱۱ را با رفراندم و رای ۹۸% مردم به جمهوری اسلامی تبدیل کرد. این تبدیل اقتصاد را به تحریم های آمریکا و اکنون ۱۵% کوچک تر شدن با ویروس کرونا کشاند. این جمهوری با استقلال از آمریکا و روسیه، ولی فقیه مطلقه را در راس ۳ قوه قرار داد.

 

در پی زدن هوایی برجهای ۲قلو و پنتاگون، طالبان و صدام- ۲ دشمن ولایت فقیه – را آمریکا ساقط کرد. در نتیجه ایران قدرت منطقه شد. با گسترش در لبنان، سوریه، عراق، یمن، سپس خواستار خروج آمریکا از خلیج فارس شد. در ۲۰۲۰ آمریکا از افغانستان با فشار طالبان و از عراق با فشار پارلمان در حال خروج است.

 

اسراییل قرارگاههای نظامی ایران در سوریه را بمباران کرد. خرابکاری اسراییل- با تخریب اتمی، شیمیایی، ترور دانشمندان، دستبرد آرشیو شورآباد، انفجار نطنز- حملات نظامی را به داخل ایران گسترش داده. در عراق ناسیونالیسم به هرس نظامی ایران انجامید. گسترش نظامی ترکیه در عراق، سوریه، لیبی رقابت با ایران را خصمانه خواهد کرد. حضور نظامی ایران از خلیج فارس تا دریای مدیترانه گسترش یافت.

 

بهر جهت شعار استقلال نه اقتصاد هزینه زیاد ببار آورد که با مقایسه اقتصاد ترکیه و ایران کنونی این عقب ماندگی تولید چشمگیر است. با این هزینه عدم شکوفانی اقتصاد، شهر نشینی تا ۷۵% جمعیت فعلی و مشارکت در رای روستا و شهر و انتخابات درون حاکمیت رسید.

 

گزارش ۹ سید ضیا -مرد اول یا مرد دوم کودتای اسفند ۱۲۹۹ نمونه کارآفرین در آغاز سده ۲۰ در دشت قزوین است. ایرانیان در امور دیوانی، بازرگانی، entrepreneur کارآفرینی- سنت چند هزار ساله مانند چینی ها و یهودیان دارند. تهرانجلس کالیفرنیا، تهرانتو کانادا، استرخان روسیه، امارات- نمونه های موفقیت آنها در تجارت اند.

 

این گزارش جذاب، آموزنده، “بازی تغییر ده/ گیم چینجر” برای بنده بود. او از سیاستمدار انگلوفیل – روسوفیل با کمک شاه به یک کشاورز یونجه تبدیل شد. برای خیلی از ایرانیان روسوفیل مذموم بوده؛ انگلوفیل و آمریکوفیل عادی است. سده ۲۰ تبلیغات جنگ سرد کاری بوده؛ اقلیتی روشنفکر جرمنوفیل و فرانکوفیل بودند. فیل = دوستدار

 

با خواندن گزارش “یونجه ..” ص ۱۱۸-۱۴۸ نظر بنده نسبت به سید ضیاء عوض شد. او را باهوش، شاهد ورود لنین در مسکو، مدبر، دوست داشتنی یافتم. شرح ایجاد مزرعه یونجه با کمک دولت در حفر چاه عمیق آب در دشت قزوین بسیار خواندنی بود. موجود زنده ۲ نوع ژن برای حفظ صفات ذاتی و تطابق با محیط متغیر دارد. نمونه حفظ صفات: یونجه یونجه مانده؛ ولی در میان بوته های بلند ۱متر قد کشد یا در کم آبی برگها کوچک ترند. در جامعه هم ۲ لایه محافظه کار برای حفظ سنت و وضع موجود و اصلاحی برای رقابت با جهان و آینده نگر هستند.

 

در سخنرانی لنین در پتروگراد، او حضور داشته؛ نوشت، ص ۱۲۰: “لنین برجسته ترین فرد برای آزادی و نجات روسیه قیام کرد.” برای سید ضیاء انقلاب ۱۹۱۷ یا به زعم روزا لوکزانبورگ “کودتا” “الهام بخش کودتای ۱۲۹۹ برای آزادی و نجات ملت ایران بود.” همانجا. کودتا ۳ سال پس از انقلاب ۱۹۱۷ انجام شد. هزینه کودتا را انگلستان ماهی ۲۵ هزار تومان وام داد؛ تا مطالبات انگلیس با قسط بندی پرداخت شوند. ص ۱۲۵.

 

در این صفحات مقام سید ضیاء داده نشده؛ ولی او روزنامه نگار بود؛ نوشت، ص ۱۲۴: “آزادی بدون تربیت اساسی مردم امکان ندارد. روزی که ما کودتا کردیم، تمام روزنامه ها دم از آزادی می زدند. ولی همه در قلب و دلشان از محمد علی میرزا مستبدتر بودند. من همه آنها را بستم تا ببینم چه می شود.”

 

رضا خان از نقشه کودتا اطلاع نداشت. ص ۱۲۱ “شب اول حوت/ اسفند ۱۲۹۹ ما ۵ نفر بودیم که با هم قسم خوردیم و قرآن مهر کردیم که خون هم را نریزیم: سید ضیاء، رضا خان، سرهنگ میر احمدی، مسعود خان کیهان، سروان کاظم سیاح.

 

در گزارش ۹ ص ۱۲۸-۱۴۸ اظهارات در باره دکتر مصدق قانونگرا با حذف سر دیگر تضاد یعنی دربار مطلقه یک جانبه نگری، دور از انصاف، ناقص اند. پاسخ دکتر مصدق، به نامه ماکسیموف سفیر اتحاد جماهیر شوروی، بدون تاریخ، در دوره پس از سید ضیا پاسخ مترادف “نامه محرمانه” ص ۱۲۸، “نامه خصوصی” ص ۱۳۹ شد. چرا؟ پژوهشگر منتقد نسخه اصلی نامه ماکسیموف، پاسخ دکتر مصدق را با مندرجات کتاب سجادی در ص ۱۳۹ باید مقایسه کند.

 

بهر جهت مصاحبه کافتارادزه بدون تاریخ و پاسخ اعلامیه سید ضیاء ص ۱۴۱ هم اغتشاش ربط مطالب، تاریخ نامه، تقویم و وقایع را نشان دهند. مقایسه ای میان شیوه برخورد دکتر مصدق در پاسخ محرمانه ص ۱۴۳ در پایان جنگ جهانی ۲ و اعلامیه علنی سید ضیا ص ۱۴۴ با تقاضای شوروی ۱۹۴۶؟ شده. در این بازه زمانی آمریکا و شوروی برای نفت ایران تقاضا دادند. روشن است باید تفاوت برخورد در پیام دیپلماتیک خصوصی و تبلیغی عمومی باشد.

 

مستند کودتای تابستان ۱۳۳۲ آمریکا و انگلیس در ایران، تکوین انقلاب بهمن ۱۳۵۷ در فروپاشی شاهنشاهی ایران، پیدایش جمهوری اسلامی در ایران، پاکستان، افغانستان روشنگر امور و حضور استعمار سده ۲۰ خاور میانه اند. یرواند آبراهامیان “ایران بین دو انقلاب” و بازار؛ پایگاه طبقاتی جمهوری اسلامی را نشر کرده که عوامل ذهنی، عینی، درونی، بیرونی ایران را همه جانبه بررسی کرد. استعمار تکوین جامعه خاورمیانه را از غرب متمایز کند.

 

کودتای ۱۳۳۲ مدل رشد دمکراسی خاورمیانه را نابود کرد. تکامل این جوامع را در تقابل با مدرنیته یعنی رشد نهادهای مدنی و حزبی به رجعت به شریعت کشاند. مدرنیسم یعنی مدرنیزاسیون و مدرنیته با نمونه نروژ. مدرنیزاسیون یعنی رشد ساختارهای شهری بخاطر رابطه با غرب گریز ناپذیرند- نمونه: عربستان، امارات، قطر. ولی مدرنیته یعنی رشد احزاب، استقلال رسانه ها، نهادهای مدنی و صنفی در خاور میانه در سده ۲۰ حاصل نشد.

 

اصولا آمریکا با استراتژی کمربند سبز آیزنهاور و برادران دالس سپس برژینسکی در جنگ سرد حایل ایران برای نرسیدن شوروی به خلیج فارس نه حمایت از شاه بود. عامل بیرونی استعمار در خاورمیانه نه فقط اقتصادی در بلعیدن درآمد نفت بلکه سیاسی با کودتا هم بود.

 

اگر راه مصدق ادامه می یافت و شاه مطلقه مشروطه می شد؛ اکنون ایران نظام مشروطه سلطنتی مانند مراکش و اردن را داشت. نیز اقتصادی رو به رشد مانند هند و اندونزی داشت. ولی راه شاه منجر به رجعت جامعه به جنبش تنباکو ۱۸۹۲ با رهبری میرزای شیرازی شد. جاده صافکن سلطه بنیانگرایی شیعی در انقلاب ۱۳۵۷ شد.

 

در حاکمیت مطلقه، شجاعان عدالت و آزادی سزاوار ارج ند. نمونه: کوچک خان، پسیان، مصدق، تختی، حمید اشرف، سلطانپور، مختاری، ستوده. هنوز از دولت دینی به سکولار گذار نشده؛ ولی به جمهوری اسلامی کودتای پاکستان، انقلاب ایران، حمله خارجی به افغانستان نمونه اند. آرمانگرایی سده ۲۰ وعده هویت، هدف، آینده مرگآور برای لایه ای از جوانان با وجدان بود.

 

اعتصابات صنفی و اعتراضات خیابانی با نهادهای مدنی، به پیدایش قانون اساسی مدرن می انجامد. نمونه: مبارزات تونس در بهار عربی. در استبداد خاورمیانه برای رسیدن به قانون اساسی مدرن، شرط لازم نهادهای مدنی و شرط کافی نافرمانی مدنی است. توده از طبقه حاکم اگر ظالم تر و نادان تر نباشد، عادل تر و آگاه تر نیست. روزها در راه – شاهرخ مسکوب -جلد ۲.

 

روابط اردوی انقلاب اسلامی با ایالات متحده آمریکا قبل از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هم بررسی شده اند. اسناد انقلاب ۵۷ نشان دهند: گزینش مهندس بازرگان لیبرال، سخنان دمکرات امام در پاریس، قول دکتر یزدی در تامین منافع نفتی آمریکا و اراده ضد کمونیسم ایران – برای دلجویی از آمریکا بودند. برای آمریکا دیگر شاه مهره سوخته کنار گذاشته شده بود، ص ۲۲۶: “آمریکا تلاش می کرد تا انتقال قدرت از شاه به آیت الله خمینی به صورتی انجام گیرد که فضایی برای دخالت کمونیستها و نفوذ شوروی ایجاد نشود.”

 

گزارش ۱۱ نکته زیر را دارد. قانون «منع فعالیت اشتراکی» معروف به «قانون سیاه»، در ۱۳۱۰ تصویب شد. منتقدان دولت تعقیب شده؛ به حبس افتادند. ص ۱۷۴-۱۷۵. سجادی رفرمهای رضا شاه را سهوا “دوره/ کودتای سیاه” نامید. ص ۱۷۴. در حالیکه این “قانون سیاه” ۱۳۱۰ بود. گروه ۵۳ نفر بزرگ علوی و دکتر ارانی با این قانون در ۱۳۱۶ حبس شدند.

 

بموجب این قانون اعضای کنفدراسیون دانشجویان خارج هم به ۱۰ سال زندان تهدید شدند. کنفدراسیون سازمان صنفی، علنی، دمکراتیک، برونمرزی بود. ساواک دانشجوی کنفدراسیون، حسین رضایی را در سفر به تهران گرفت. یکی از قربانیان این قانون سیاه لادبن برادر نیما بود که زندگی مخفیانه را گزید. سپس ناگزیر به ترک کشور شد.

 

لادبن متولد ۱۲۸۰، یوش، مازندران، عضو حزب عدالت بود. او با عبد الحسین حسابی، ابو القاسم ذره به نهضت جنگل پیوسته؛ کارهای فرهنگی کرد. از جمله روزنامه ایران سرخ، ارگان کمیساریای دولت انقلابی جمهوری گیلان را نشر کرد. برادرش نیما هم در این روزنامه با او همکاری ‌کرد.

 

با شکست جمهوری گیلان لادبن با دیگران اولین بار آبان ۱۳۰۰ بندر انزلی را به سوی قفقاز ترک کرد. لادبن پس از حضور دو باره در ایران زندگی مخفیانه داشت. او در ۱۳۱۰ کتاب علل عمومی بحران اقتصادی دنیا را در چاپخانهٔ باقرزاده تهران نشر کرد.

 

سخنرانی دکتر راوندی فدایی، کانون فرهنگی ایرانیان، ژوئن ۲۰۲۰ در آرشیو ویدیو زوم عکس لادبن را نشان داد. لادبن با گریختن به کشور شمالی و دکتر ارانی در تهران قربانی “قانون سیاه” شدند. نیما برادر خود را در ۱۳۱۰ تا مرز آستارا بدرقه کرد؛ برای آخرین بار در آغوش گرفت. او قربانی تصفیه دهه‌ ۱۹۳۰ استالین شد. نیما با خاطره داغ وداع با برادرش لادبُن نوشت:

 

ترا من چشم در راهم

شباهنگام

که می گیرند در شاخ “تَلاجن” سایه ها رنگ سیاهی،

وز آن دلخستگانت راست اندوهی فراهم،

ترا من چشم در راهم.

شباهنگام،

در آن دم که بر جا درّه ها چون مرده ماران خفتگانند،

در آن نوبت، که بندد دست نیلوفر، به پای سرو کوهی دام،

گرَم یاد آوری یا نه،

من از یادت نمی کاهم.

ترا من چشم در راهم. نشر، زمستان ۱۳۳۶

https://www.bbc.com/persian/iran/2012/01/120114_l44_tudeh_party_history

 

در گزارش ۹ و ۱۸ مربوط به سید ضیاء و خمینی با سال قمری هم گاهی خواننده تو دستانداز افتد. تبدیل سال قمری با ۴۰ سال بیشتر به شمسی به روانی متن برای خواننده امروزی کمک کند. اگر تقویم خورشیدی یا میلادی برای رویدادهای مشروطه سده ۲۰ بکار رود؛ برای خواننده سده ۲۱ و شاید خود نویسنده تسلسل رویدادها دقیقتر می شد. نمونه: ص ۱۲۶ از سید ضیاء گفته و آمده: “حزب توده در پناه حمایت سربازان ارتش شوروی تظاهرات برگزار می کرد.” سید ضیاء از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ تا چندی در حکومت بود. دو دهه بعد حزب توده در مهر ۱۳۲۰ تشکیل شد.

 

متفقین در ۱۹۴۱ یعنی ۳ شهریور ۱۳۲۰ حمله کردند: ارتش سرخ در جنگ جهانی ۲ به شمال ایران و نیروی انگلیس به جنوب. ارتش ایران زود متلاشی شد؛ رضا خان را انگلیس به آفریقای جنوبی برد؛ ولیعهد با ترک تحصیل و ناتمامی دبیرستان له روزی سوییس را جایش نشاند. لذا ۲۰ سال فاصله زمانی بین سید ضیاء و حزب توده و ۲جمهوری مهاباد ۱۳۲۴-۱۳۲۵ و آذربایجان است. با تهدید حمله آمریکا -ترومن به ایران نیروی شوروی بیرون رفت.

 

گزارش ۱۱ نکته جالبی در باره رسوم در جامعه گذاری دارد. رشد مدرنیته در ایران گاهی سریع گاهی کند بود. رسوم ظرف مدت کوتاهی ۱۸۰ درجه توفیر کنند. بیاد دارم در دهه ۱۳۲۰ پدر بزرگ دم در کفش در آورده با کلاه وارد اتاق می شد. در دهه ۱۳۴۰ رسم بر این بود کلاه را برداشته با کفش روی صندلی بنشینند. فراز گذار از پوشاک بومی به غربی شورانگیز است. محمد علی فروغی در مجله دانشکده حقوق ۱۳۱۵ نشر کرد:

 

“آن زمان هنوز با کفش به اتاق آمدن قبیح بود. روی صندلی نشستن معمول نشده بود. بدون لباس بلند از قبیل عبا یا لباده به حضور بزرگان رفتن بی ادبی .. بود. اما یقه و دستمال زدن خیلی نادر بود. تقریبا منحصر بود به کسانی که مدتی در اروپا اقامت کرده بودند. آن هم نه همه کس، غالبا اسباب زحمت بود. در بعضی کوچه ها و محله ها معترض فکلی ها می شدند. اگر فحش و کتک در کار نمی آمد مضمون / متلک و استهزا فراوان بود.” ص ۱۷۵.

 

او ادامه داد: “عینک زدن جوانها آن زمان خیلی به نظر غریب می آمد. حمل بر خودنمایی و فرنگی مابی می شد. یک سر شب در کوچه می رفتم. یکی از بچه ی کوچه که عجز مرا دید گفت عینک را بردارید تا چشم تان ببیند. یکی از کسان من که او هم عینک می زد روز نهم محرم شنید: این کافر را ببین که روز تاسوعا هم عینک می زند! با کارد و چنگال غذا خوردن آن زمان معمول نبود. با دست غذا می خوردیم. رفیقی طعنه زد: آقایان سکنجبین را با کارد و چنگال میل می فرمایند!” ص۱۷۶. “غالبا جماعت محافظه کار برای جلوگیری از افراط مفید و لازم است. بشرطی که خودشان در محافظه کاری افراط نکنند.” ص ۱۷۷.

 

در این کتاب ۳۰۰ صفحه ای خطاهای تحریری نایاب ند. “قوای ناظمی” ص۱۲۴ که باید قوای نظامی باشد. “دیگری” ۲ بار تکرار شد، ص ۱۳۱. “کافتارادزه” ص ۱۲۶ درست؛ “کافتارازده” ص ۱۲۶ و ۱۲۸ خطاست. پردازم ص ۱۸۴. خوارزم ص ۱۸۵. سلیقه نویسنده گاهی افعال مرکب را شکسته بین دو جزء چندین واژه آورد. نمونه: “توجهی به خواسته های آن وکیل نکرد” ص ۱۱۲ که بنده نویسم: به خواسته های آن وکیل توجه نکرد.

 

منابع. ‏۲۰۲۰‏/۰۸‏/۰۵ 

علی سجادی از ۱۹۷۹ در واشنگتن زندگی کند. او کارشناسی اقتصاد را تحصیل کرد. فعالیت مطبوعاتی او: همکاری با هفته نامه ایرانشهر ۱۹۷۹ – ۱۹۸۳، ماهنامۀ پر ۱۹۸۶ – ۲۰۰۲، نخستین مجلۀ خبری دو زبانه آنلاین Pardaily.com  ۱۹۹۶ – ۲۰۰۲؛ فصلنامۀ چنته ۱۹۹۴ – ۲۰۰۱؛ انتشار مقالات در  علم و جامعه، ایران شناسی، ایرانیان. کتابهای منتشر شده: اوراق کبود ۲۰۱۶ ، غروب صادق ۲۰۱۷ ، آتش سوزی سینما رکس  ۲۰۱۸، کیفر شادمانه، مجموعه طنزهای اجتماعی ۲۰۱۹. آماده نشر: قصۀ پر غصۀ نفت و شصت و پنجمین سالگرد سقوط دولت دکتر مصدق.

https://www.youtube.com/watch?v=OzMRL8pHkHw&feature=youtu.be&fbclid=IwAR3QPNukcyFgiAZbYvzaHMwooPrrCWtoEuhArq0ZSoPKOWCNafTKGlpkj38

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)