تیموتی اسنایدر مورخ بنام آمریکای، پس از اینکه دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد پستی در صفحه فیسبوک ‎اش منتشر کرد که مورد استقبال زیادی قرار گرفت و بعدها این پست را با شرح و بسطی بیشتر به عنوان یک کتاب کوچک با نام «در برابر استبداد و بیست درس قرن بیستم» منتشر کرد.

اسنایدر که متخصص تاریخ اروپای شرقی است به دلیل آشنایی با نظام های استبدادی، مشابهت های تاریخی ‏ای را بین جامعه آمریکا و کشورهای اروپایی که گرفتار استبداد و نظام های توتالیتر شده‎اند مشاهده می کند و در کتاب‎اش از خطر افول ارزش های دموکراتیک و ظهور شکلی از استبداد در آمریکا سخن می گوید.

اسنایدر معتقد است جامعه آمریکا بعد از سقوط کمونیسم، به ایده «پایان تاریخ» باورمند شد و نوعی سیاست جبر تاریخی را پذیرفت که باعث شد نسل جدید آمریکا، ملتی بدون تاریخ پرورش یابد؛ ملتی که به تجربیات تاریخی کشورهای دیگر بی توجه گشته و نتوانسته ارزش های لیبرال دمکراتیک خود را که همواره در مواجه با خطر فاشیسم، نازیسم و کمونیسم دست به بازشناسی و حفظ آن می زد در غیاب این نیروها به درستی بشناسد و آن‎را حفظ کند.

اسنایدر در سیاست های تبلیغاتی ترامپ نشانه هایی از ناسیونالیسمی می‎بیند که احزاب فاشیست و نازیست اروپایی در گذشته به مدد تکیه بر آن، موفق به اغوای مردم خود شده بودند و درنهایت پس از پیروزی دموکراتیک و کسب قدرت، با ایجاد شرایط اضطراری، اقدام به نابودی نهادهای دموکراتیک خود کردند.

ناسیونالیسمی که با میهن دوستی تضاد ماهوی دارد. «ناسیونالیست ما را تشویق می کند که بدترین حالت ممکن خودمان باشیم و بعد به ما می گوید که بهترین هستیم… میهن‎دوست خواهان آن است که ملت به آرمان‎هایش برسد که یعنی از ما می خواهد بهترین حالت خودمان باشیم» نه چیزی که اکنون هستیم.

اسنایدر از خطر «سیاست ازلیَت» صحبت می کند، سیاستی که بعد از اغمایِ ناشی از ایده پایان تاریخ، در کمین جامعه آمریکا نشسته است. سیاستی که «دغدغه گذشته را دارد، ولی به شکلی خودشیفته،ر ها از هرگونه دغدغه واقعیت ها»ست،سیاستی که «مشتاق لحظاتی در گذشته است که هرگز در واقعیت نیامده اند». سیاستی که دونالد ترامپ در کمپین‎های انتخاباتی‎اش از آمریکای مقتدر در گذشته ترسیم می کند و وعده بازگشت به آن افتخارات را می دهد.

اسنایدر معتقد است تضعیف آگاهی تاریخی جامعه و ترویج سیاست ازلیَت که خوانشی غیر واقعی از گذشته است، باعث می شود که جامعه انگیزه اصلاح خویش را از دست دهد، « و از آن جا که ملت به موجب فضیلت ذاتی و نه پتانسیل آتی تعریف می شود، سیاست به تفکیک خیر و شر تبدیل می شود، به جای آن که بحث بر سر راه حل های ممکن برای مسائل واقعی باشد.»

اسنایدر با تکیه بر دانش تاریخی اش از نظام های خودکامه در قرن بیستم، می کوشد بیست درس تاریخی را به زبان ساده برای مردم آمریکا بازگو کند تا بتواند آنها را نسبت خطرات پیشرو آگاه گرداند.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)