مهندسی احتمالی شورای نگهبان برای انتخابات 92 به چه شکل خواهد بود؟
کمتر از دو روز تا پایان فرصت قانونی شورای نگهبان برای اعلام اسامی تایید صلاحیت شدگان انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. خبرهایی غیر رسمی از برخی منابع* منتشر شده که اسامی رد صلاحیت شدگان احتمالی را عنوان می کند. در میان رد صلاحیت شدگان شاید مهمترین چهره، کاندیدای مورد حمایت دولت یعنی اسفندیار رحیم مشایی است. در همین اخبار آمده است که آقایان حسن روحانی، منوچهر متکی، سیدمحمدحسن ابوترابی فرد، پرویز کاظمی ، محمد شریعتمداری، کامران باقری لنکرانی، علیرضا زاکانی و مصطفی کواکبیان از دیگر چهره های سرشناس رد صلاحیت شده هستند. اما سرانجام آیت ا… هاشمی رفسنجانی به پرچمداری اصلاح طلبان و با وجود همه ی مسائل حاشیه ای که بر علیه وی طرح شده است، مورد تایید قرار گرفته. بطور قطع نمی توان این خبرهای درز شده را در این زمان مورد تایید قرار داد و یا مردود دانست، اما با تامل در خصوص نحوه ی مهندسی احتمالی انتخابات پیش رو توسط شورای نگهبان تایید این خبرها محتمل به نظر می رسد. به عبارت دیگر، اگر در انتخابات پیش رو به طور ساده و کلی سه ضلع متفاوت را در مقابل هم در نظر بگیریم (یکی اصولگرایان سنتی متعهد به حامکیت و مورد تایید متقابل از سوی حاکمیت، دیگری اصلاح طلبان و در آخر کاندیدای مورد حمایت دولت یا آنطور که وی را لقب داده اند “لیدر جریان انحرافی”) آنوقت می توان به منطقی که می تواند در پس تصمیم شورای نگهبان وجود داشته باشد پی برد. در واقع عدم تایید صلاحیت آیت ا… هاشمی رفسنجانی با در نظر گرفتن سوابق وی در طول سنوات پس از انقلاب و نفوذی که هنوز هم در بین سیاسیون، بازاریها و اقشاری از مردم دارد و حمایتهایی که از او در داخل و خارج از کشور صورت می پذیرد متضمن هزینه ی بالایی برای نظام خواهد بود که در این برهه ی حساس به مصلحت حاکمیت نیست. در عین حال، اصولگرایان بر این باورند که با استفاده از تمامی امکانات خود و بخصوص با ایجاد فضای رسانه ای علیه هاشمی رفسنجانی و بزرگنمایی پرونده های قضایی که علیه فرزندان وی گشوده است، همینطور با در نظر داشتن عدم محبوبیت وی در نزد اقشاری از مردم خواهند توانست که او را از میدان به در کنند کما اینکه در دو انتخابات قبلی به هر نحو موفق به انجام اینکار شدند. اما رد صلاحیت مشایی نه تنها آنچنان هزینه ای برای نظام در پی نخواهد آورد، چه بسا که اقتضای مصلحت بر این باشد که پیش از آنکه تریبون را به دست وی بدهند و او بتواند در فرصتهای تبلیغاتی که در صورت تایید صلاحیت در اختیارش گذاشته می شود بهره برداری کند و با افشاگریهای احتمالی در خصوص فساد مالی برخی آقایان و یا با تاکید بر گفتمان ایران گرایی سبب تهییج احساسات ناسیونالیستی مردم بشود، با رد صلاحیتش او را بی درد سر کنار گذاشت. بعلاوه در توجیه این رد صلاحیت نخست آنکه می توان تمامی مشکلات و ضعفهای دولت احمدی نژاد و مشکلات اقتصادی کشور و تورمی که برای تمامی اقشار مردم ملموس است را حتا با بزرگنمایی بیشتر به پای او که علنا عنوان کرده می خواهد ادامه دهنده ی راه و سیاق احمدی نژاد باشد و هیچ مرزبندی مشخصی نیز با احمدی نژاد نکرده است نوشت که این خود می تواند بزرگترین دلیل عدم اقبال عمومی به او و یا متضمن عدم اعتراض به رد صلاحیت شدنش باشد. علاوه بر آن بسیاری از حامیان دیروز احمدی نژاد که به یکباره نمی توانند خود را از تمامی مشکلات دولت دهم بری بدانند، به شکلی زیرکانه اغلب مشکلات را در دولت دهم به حساب حضور رحیم مشایی در دولت می گذارند و حتا عنوان می کنند که این مشایی بوده است که احمدی نژاد را منحرف و از راه به در کرده است وگرنه احمدی نژاد همچنان هم می توانست مورد حمایت آقایان واقع شود. بعلاوه برای شانه خالی کردن از بار مشکلات اقتصادی که در دولت بعدی هم به طور قطع ادامه خواهد داشت و با حذف احمدی نژاد و مشایی هم برطرف نمی شود، تحریمهای اقتصادی غرب علیه ایران را می توان به عنوان دلیل موجهی عنوان ساخت! نکته ی آخر اینکه با حساب احتمال اعتراض و افشاگری و امثالهم از سوی احمدی نژاد و مشایی در صورت رد صلاحیت مشایی، می توان با قوه ی قهریه با هر دو آنها برخورد کرد و مطمئن بود که نه احمدی نژاد و نه مشایی طرفداران پر و پا قرصی ندارند که به خیابانها بریزند و شورش کنند. همچنین رد صلاحیت مشایی و یا برخورد قهرآمیز با اعتراضات متعاقب از سوی آنها در داخل و خارج از کشور تبعات گسترده ای به دنبال نخواهد آورد. احمدی نژاد نیز که در پایان دوران ریاست جمهوریش به سر می برد و در عمل دستش از بسیاری از امکانات و حمایتهای حکومتی همچون صدا و سیما کوتاه شده است و با وجود پرونده های متعدد مرتبط با تخلفات وی که از سوی مجلس و دیگران به قوه ی قضاییه ارسال شده، دیگر یارای آنکه بتواند با “بگم بگم” های معمولش فضای تنش آمیزی در کشور ایجاد کند نخواهد داشت. نهایت امر و در صورت لزوم به راحتی می توان با قوه ی قهریه با وی نیز برخورد کرد و حتا با رای به عدم کفایت او در روزهای پایانی مسئولیتش بیش از پیش او را خفیف جلوه داد. با حذف ضلع سوم و یا جریانی که آیت ا… مصباح آن را “فتنه ی پیچیده تر و بزرگتر برای اسلام و انقلاب” نامید در این زمان و ندادن میدان به آنها در انتخابات، اصولگرایان می توانند مطمئن تر به مصاف آیت ا… رفسنجانی و حامیان اصلاح طلب وی بروند.

منبع اخبار مذکور در متن پایگاخ هبری اعتدال می باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)