سعید در آستانه‌ی روز جهانی مبارزه با هموفوبیا برای‌مان چنین می‌نویسد: به افتخار تمام رنج‌های رنگین کمان در زیر سایه‌ی سکوت‌هایی پر از کلام و به افتخار تمام قلب‌هایی که شکست به حکم عشقی پاک، به حکم تفاوت… و به امید روزی که نام “هموفوبیا” را فقط در کتاب‌های تاریخ بیابیم…یکی بود، یک عالم مدعی بود…
در دانشگاهی از دانشگاه‌های ایران به خاطر یک دختر، پسری پسر دیگر را با چاقو مجروح می‌کند. بر کف دانشکده به جای کاغذهای علمی لخته‌های حلمی می‌فشانند که میل‌شان به زنان را به رخ عالمیان بکشند. این‌ها همان‌هایی هستند که کتاب خدا را آن‌طور که مایلند تفسیر می‌کنند و خود را طبیعت برتر و ذات مطلق فطرت می‌دانند.
این روزها گویا از دیدگاه این آدم نمایان، حیوانیت برترین فطرت است. آن‌وقت همین جماعت اکثریت فریاد می‌زنند که خداوند زنان را آفرید برای مردان تا در کنارشان آرامش بگیرند. اما فراموش کردند که خداوند فرموده من از جنس شما آفریدم که در کنارش آرامش بگیرید. آرامش یعنی بخشی از تبادل انسانیت، تبادل افکار و تبادل احساسات.
اما گویا آن‌چه از این بیان در ذهن آدمیان شکل گرفته مطلقا ذهنیتی‌ست جنسی چون شهوت حیواناتی که جز تناسل هیچ نمی‌فهمند. و حال این‌که همین انسان‌هایی که برتریت خود را به تناسل می‌دانند آیا نمی‌بینند که هیتلر و موسیلینی هم نتیجه‌ی همین تناسلند و چرا اندیشه نمی‌کنند که تناسل فرزندان‌شان در این عالم به حکم اقلیتی رنگین که خداوند به حکم حکمتش آنان را متفاوت آفریده متوقف نمی‌شود؟؟؟
ببینید نتیجه‌ی یک عمر حکومت دگرجنسگرایان را بر روی زمین. نظاره کنید نتیجه‌ی یک عمر برتری دگرجنس‌خواهان عالم بشری را. این است آن‌چه بعد از سال‌ها حکومت زمین به دستان دگرجنس‌خواهان عاید بشریت شده است. این همان دلیلی نیست که قابیل، هابیل را کشت؟؟؟ ای فرزندان قابیل شما همان‌هایی هستید که خود را فطرت برتر و بهشتی‌های عالم بشری به واسطه‌ی نیازهای دگرجنس‌خواهانه‌تان می‌دانید و جز این را مستحق جهنم می‌پندارید. شما فرزندان همان قابیلی هستید که برای شهوتش، هوسش و خواسته‌ای حیوانی برادرش را کشت. شما خوب ارث پدر را نمایان کرده‌اید. همین است که می‌گویند پسر گر ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش، نخوانش پسر…
و گویا این روزها این بیگانگان از پدر فرشته خوتر از همچو پدرانی هستند که خداوند را جز برای حورالعین نمی‌پرستند و دین‌شان را هم جز برای دستیابی به شهوت‌های‌شان سینه چاک نیستند و در نمازهای‌شان جز به چشمان درشت و چون تخم شترمرغ نمی‌اندیشند.
آری، این است نتیجه‌ی یک عمر فرهنگ پراکنی رسانه‌های دگرجنسگرای‌تان، این است نتیجه‌ی تبلیغات‌تان برای فرهنگ سازی دگرجنس‌خواهی‌های‌تان. از ازل تا ابد، هر رسانه و هر ترانه برای‌تان گفت و خواند و سرود اما فرهنگ شما شد آن‌چه که از عمق افکار پدران‌تان نشات می‌گیرد چون که از کوزه همان برون تراود که در اوست. حال چه کسی حیوان است و چه کسی نیست، قضاوت با اندیشه‌های بینا و گوش‌های شنوا…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)