این گروه قصد دارد تا از حق تحصیل دانشجویان حمایت کند و در این زمینه اطلاع رسانی بکند.

علی نظری در گفتگو با کمپین حق تحصیل: محرومیت از تحصیل دانشجویان انتقام جویی از جنبش دانشجویی است

علی نظری، دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه مازندران، به دلیل احکام محرومیت از تحصیل صادر شده توسط کمیته انضباطی از اتمام تحصیل بازماند.

عضو پیشین انجمن اسلامی دانشجویان، که ورودی سال 1385 دانشگاه مازندران است، می گوید: جمهوری اسلامی از محرومیت از تحصیل به عنوان یک اهرم فشار بر فعالین دانشجویان استفاده می کند و هم از این موضوع استفاده می کند تا به دیگر دانشجویان نشان دهد که عواقب فعالیت در دانشگاه چه چیزی خواهد بود. به نوعی هم فشار بر خود دانشجو است و هم عامل تاثیر بر دانشجویان دیگر.

برای بررسی بیشتر این موضوع، کمپین حق تحصیل گفتگویی با علی نظری داشته، و نظرات وی را پیرامون محرومیت از تحصیل و سیاست های جمهوری اسلامی در این زمینه جویا شده است.
————————–————————–———
* آقای نظری لطفا خودتان را معرفی کنید.

من دانشجوی دانشگاه مازندران ورودی 85 در رشته ادبیات انگلیسی بودم. تقریبا از همان ابتدای ورود به دانشگاه در انجمن اسلامی مشغول فعالیت شدم اما پس از مدتی از تحصیل محروم شدم و نتوانستم مدرک لیسانسم را بگیرم.

* دلیل محرومیت از تحصیل شما چه بود؟

مشکل در حقیقت به فعالیت های اعتراضی انجمن های اسلامی بازمی گردد. در زمانی که در دانشگاه ها، انجمن های اسلامی ها فعالیت میکردند، بچه های منتقد و فعال در این انجمن ها در ابتدا به کمیته انضباطی احضار و با حکم های تذکر به صورت شفاهی و یا کتبی روبرو می شدند. پس از مدتی این حکم ها به محرومیت از تحصیل به مدت یک نیم سال یا دو نیم سال مواجه تبدیل می شد.

پس از اینکه میخواستند فشار را بر دانشجویان فعال بیشتر کنند محرومیت از تحصیل را به صورت موقت بیشتر میکردند. در بعضی مواقع این محرومیت از تحصیل برای سه ترم بود که عملا دانشجو دیگر نتواند در کلاس ها حاضر شود و یا فعالیتی در دانشگاه کند. این در کل روندی بود برای اضافه کردن فشار بر دانشجویان برای متوقف کردن فعالیت هایشان.

از طرفی دیگر زمانی که دانشجویان فعال میخواستند در آزمون کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنند، برایشان کارنامه صادر نمیشد و یا به صورت ناقص کارنامه صادر میشد. به همین دلیل این دانشجویان یا باید تعهد میدادند و یا کلا از ادامه تحصیل محروم می شدند.

دلیل این موضوع هم خیلی مشخص هست، نمیتوانستند دانشجویان منتقد را در دانشگاه تحمل کنند و مساله احکام محرومیت از تحصیل یک حربه ای برای کنترل دانشجویان بود. این مساله محرومیت از تحصیل همیشه یک نوع انتقام جویی از جنبش دانشجویی هم بوده است.

* به نظر خودتون ادامه حضور شما در دانشگاه باعث چه مشکلی می شد!؟

اگر شما بتوانید در دانشگاه حضور و فعالیتی داشته باشید، این به ضرر حاکمیت است. هر نوع فعالیتی از انتشار نشریه دانشجویی، یا تجمع روز دانشجو یا هرگونه گردهمایی را نمیتوانستند تحمل کنند به همین دلیل حضور دانشجویان فعال برایشان خطر حساب میشد و به همین روش سعی میکردند دانشجویان فعال را از دانشگاه دور نگه دارند.

از سویی دیگر از این حربه برای انتقام جوبی از دانشجویان فعال استفاده می کردند. برای مثال خیلی از فعالین دانشجویی در امتحان کارشناسی ارشد رتبه های خوبی به دست می آوردند اما نمیتواستند ادامه تحصیل دهند.

* آقای نظری شاید بعضی از دانشجویان باشند که به دلیل تبلیغات فکر کنند که حق شما بوده که از تحصیل محروم بشید. جمهوری اسلامی هم این ادعا را دارد که در همه جای دنیا دولت ها با مخالفین همین برخورد را انجام میدهند. نظر شما در مورد این حرف چیست؟

این صحبت و ادعای مضحکی است. جمهوری اسلامی همیشه روش های خودش را به دیگر کشورها هم نسبت می دهد اما فکر نمیکنم به جز ایران در کشور دیگری دانشجویان از تحصیل محروم بشوند. لازم است اشاره کنم مساله محرومیت از تحصیل در جمهوری اسلامی مختص فقط فعالین دانشجویی نیست. برای مثال بهایی ها هم از تحصیل محروم می شوند حتی اگر فعالیتی هم در دانشگاه انجام ندهند فقط به جرم بهایی بودن از دانشگاه اخراج می شودند.

* دلیل شما چه چیزی هست که نباید از تحصیل محروم بشوید؟

همانطور که توضیح دادم این یک حق طبیعی هر فردی است که بتواند به تحصیل ادامه بدهد. جمهوری اسلامی از محرومیت از تحصیل به عنوان یک اهرم فشار بر فعالین دانشجویان استفاده می کند و هم از این موضوع استفاده می کند تا به دیگر دانشجویان نشان دهد که عواقب فعالیت در دانشگاه چه چیزی خواهد بود. به نوعی هم فشار بر خود دانشجو است و هم عامل تاثیر بر دانشجویان دیگر.

دانشگاه همیشه مورد توجه جمهوری اسلامی بوده است مخصوصا بعد از انتخابات 88 که این موضوع حساس تر هم شده بود.

*شما به جز خودتون چه افرادی دیگر را میشناسید که از تحصیل محروم شدند. لطفا توضیح دهید که این دانشجویان چگونه محروم شدند و هم اکنون در چه وضعیتی هستند.

یک نمونه جالب هست که میتونم بهش اشاره کنم. معمولا در دانشگاه ها حلقه اصلی فعالیت ها را اعضای اصلی و شورای مرکزی انجمن های اسلامی تشکیل می دادند، اما به جز این اعضا، دانشجویان دیگری هم هستند که تنها بعضی وقتها در تجمعات شرکت می کردند یا دورادور با اعضای انجمن دوستی و رفاقتی داشتند. یکی از این افراد را میشناسم که پس از امتحان کارشناسی ارشد، احضار شد تا برای ادامه تحصیل خود تعهد بدهد. نمونه ای جالب از فردی بود که هیچ نوع فعالیت سیاسی نداشت اما تنها به واسطه دوستی با فعالین انجمن اسلامی مجبور شد تا برای ادامه تحصیل خود تعهد بدهد.

از دوستان دیگرم میتوانم به رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران اشاره کنم که پس از اتمام مدرک کارشناسی خود در حالیکه فعالیت سیاسی در چند وقت اخیر نداشت امسال از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شد.

از دوستان دیگر در دانشگاه های شمال کشور به افراد بسیار دیگری میشه اشاره کرد که در همان مقطع کارشناسی و یا در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند.

* به نظر شما دانشجویان با پدیده محرومیت از تحصیل باید چه برخوردی داشته باشند.

به نظرم شورای دفاع از حق تحصیل، که ضیا نبوی از پایه گذاران آن بود و در حال حاضر در زندان است، باید تمامی این موارد را ثبت کند و به نهادهای حقوق بشری بین المللی گزارش دهد تا نشان داده شود که هر ساله چه تعداد از دانشجویان ار حق تحصیل محروم می شوند. این به نظرم کوچکترین کاری است که می توان انجام داد.

در پایان امیدوارم تمامی دانشجویان فارغ از فعالیتهایشان بتوانند به تحصیل خود ادامه بدهند و هیچ دانشجویی از این حق محروم نشود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)