هستیِ چیزها در دنیای دیجیتال لگدکوب شده. وقتی متنی در وبلاگی نوشته می شه، وقتی پستی منتشر می شه یا عکسی به اشتراک گذاشته می شه. نه خودش اصله نه چیزی که هر کسی میبینه. اساس کار وب بر اساس تکثیر اثر برای هر بیننده است. هیچ چیز اصیلی وجود نداره. هیچ تاریخی بر اثر نمی گذره. هر پیام و صدا و تصویری تنها الکترون هایی در حال جابجایی است که لحظه ای حاملِ اون هستن و بعد ناپدید می شن و جایی دیگه به کار گرفته می شن.
ثبوت اصل اثر از نوشته تا نقاشی و موسیقی و عمارت و مجسمه، وجودی متفاوت برایش پدید می آرود. در دنیای نوین که از ثبت تا انتشار عکس ها کسری از ثانیه است. که از زمان انتشار تا «لایک» شدن ها به ثانیه است و هر اثر بسته به منتشر کننده و خودش چند دقیقه تا چند روز یا بسیار بسیار نادرتر چند سال دیده می شود. اصالت اثر چگونه کاربرد پیدا می کند؟ شاید این عدم کاربری بودنش دلیل نابودیش باشد. اما این برعکس نگاه کردن قضیه از آخر به اول است. در واقع نبود وجود، دنیایی از «توییت» ها و «پست» ها را پدید آورده. دنیایی که در آن هر چیز چون کرم شب تابی لحظه ای سوسو می زند و خاموش می شود. آیا باید به این سوسوها در کل به عنوان یک اثر نگاه کرد به جای نگاه به تک تک شان؟
سوسوی درهم و برهم پست های متضاد و متنافی آیا معنایی می یابد؟ «هش تگ» ها خلاصه نویسی معنایی سطور و تصاویر در دنیای مدرن وب امروز. تلاشی هستند برای نشان دادن معنای خلاصه و سریع آثار تولیدی انتشار دهندگانشان. می توان با اتکا به آنها به کارهای آماری پرداخت که در فلان زمان تحت فلان وضعیت گرایش پست ها به فلان سمت کشیده شد یا کارهایی از این دست اما این آثار در نهایت تنها نموداری از وضعیت جامعه ی خود را نشان می دهند و در قالبی بسیار نازل. این که برای انتشار یک اثر تنها کافی است دست به دکمه های کیبرد برده شود و با یک اینتر و یک کلیک پست منتشر شود، در واقع حد ارزش آن را هم تحت تاثیر قرار می دهد. هر مکالمه ی روزانه و هر جرقه ی فکری و احساسی (هر چقدر هم مضحک و نابخردانه هم که باشد) می تواند به سرعت راه به وب پیدا کند و این بیشماری پست ها سطح پذیرش و «لایک» کردن را هم با خود همراه می سازد. تنها با یک کلیک می توان ابراز لایک(موافقت، همراهی در نفرت، استقبال از چیزی و … ) کرد. این سهولت بی اندازه در کنار سهولت در انتشار اثر رفتاری عمومی مبتنی بر ساده گرفتن همه چیز را پدید می آورد.
در نهایت همه چیز و همه کس و همه وضعی به آثاری کوتاه زمان تنزل می یابند. هر پدید و رویداد تنها «سوژه» هایی می شوند که در «ژانر» های گوناگون پست گذاری ها مورد تمسخر و مسخرگی قرار گیرند. معنا و تفکر به نفع زودگذری و احساس سرخوشی آنی جا خالی می کنند و هر چیز را می توان به مسخرگی حواله کرد به درک!
رویداد های جدی جهان، جدیتشان را از دست می دهند. تنها، بودن در شرایط مناسب برای پست کردن و لایک کردن مورد توجه قرار می گیرد و رنج ها و مشکلات تبدیل به چسناله هایی می شوند که می توان آنها را «لایک» کرد! لایک مشکلات و رنج های مشترک. پدید آمدن شبحی از یک روحیه ی جمعی که ریشه در مسخرگی و مشکلات مشترک دارد اما چنان به وضع خود خو می کند که توان حرکت برای تغییر را از دست می دهد. تکرار بیان مشکلات از زبان دیگران در پست ها و لاس زدن ها مشکل را به پدیده ای پذیرفته شده و قابل تحمل تبدیل می کند و کنش گری را نایاب می کند. گویی مشکلات برای همزیستی آفریده شده اند و تنها می توان با آنها کنار آمد!
سرعت انتشار و از دست رفتن اصالت اثر در نهایت چونان تریاکی، «کاربران»ش را به خود معتاد می کند. هر درد و هر فشاری در قالب چسناله ها فروکش می کند تا نظم دنیای حقیقی به مسیر خود ادامه دهد. تا پذیرش سختی ها در امتداد پست دادن و لایک کردن و لایک شدن، ممکن شود و این انتشار پذیری تکنولوژیک به ابزاری برای رخوت و انفعال تغییر ماهیت می دهد. چیزی که شاید در ابتدا تصور دیگری از پیامدهایش می رفت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)