پیشگفتار مترجم

]سیمون دوبووار (۱۹۰۸-۱۹۸۸)، نویسنده و فیلسوف فرانسوی بود. معروفترین اثر او کتاب جنس دوم نام دارد که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. او در این کتاب، ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است را تجزیه و تحلیل میکند.
موج دوم فمینیسم دورهای از اندیشهها و فعالیتهای فمینیستی بود که در اوایل دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و تقریبا دو دهه به طول انجامید. در حالی که موج اول فمینیسم عمدتا بر حق رای و حق مالکیت زنان متمرکز بود، موج دوم فمینیسم عرصه فعالیتهای برابریخواهانهاش را گستردهتر کرد و به مسائلی مانند حقوق مربوط به باروری، خانواده، محل کار و جنسیت پرداخت.
این مقاله به تاثیرات متقابل سیمون دوبووار و موج دوم فمینیسم بر یکدیگر اشاره میکند. همچنین سیر تحولات فکری سیمون دوبووار در مورد فمینیسم را بیان میکند.[ /
رهایی از طریق مبارزات سوسیالیستی
آیا سیمون دوبووار یک فمینیست بود؟ با وجود آنکه کتاب «جنس دوم» از نخستین آثار الهامبخش برای جنبش آزادیخواهانه زنان بود، اما او در ابتدا خود را یک فمینیست نمیدانست. در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار ارتباط خود با فمینیسم را کمرنگ جلوه میدهد. او مانند بسیاری از همفکران زمان خود معتقد بود که برای حل مشکلات جامعه، بیش از آنکه به جنبش زنان نیاز داشته باشیم، به پیشرفتهای سوسیالیستی و مبارزات طبقاتی احتیاج داریم. هنگامی که فمینیستهای دهه ۶۰ (میلادی) به او نزدیک شدند و از او دعوت کردند تا به جنبش آنها بپیوندد، او اشتیاق زیادی برای پیوستن به آنها نشان نداد.
همزمان با گسترش جنبشهای فمینیستی در دهه ۱۹۶۰، دوبووار متوجه شد، توسعه سوسیالیسم باعث نشده است که وضعیت زنان در اتحاد جماهیر شوروی یا چین بهتر از کشورهای سرمایهداری باشد. زنان در اتحاد جماهیر شوروی شاغل بودند و مناصب دولتی داشتند، اما هنوز هم این فقط زنان بودند که پس از پایان روز کاری باید به کارهای خانه و فرزندان رسیدگی میکردند. او متوجه شد که مشکلات زنان شوروی تشابه زیادی با دغدغه فمینیستهای آمریکایی درباره زنانِ خانهدار و نقش زنان دارد.
احساس نیاز به جنبش زنان
دوبووار در مصاحبهای در سال ۱۹۷۲ گفت که او در گذشته هم قلباً یک فمینیست بوده است. او نپذیرفتن دعوت فمینیستها برای پیوستن به این جنبش را، یک نقطه ضعف برشمرد. او در این مصاحبه اظهار کرد که کار کردن مهمترین اقدامی است که زنان برای مستقل شدن میتوانند انجام دهند. به گفته او کار کردن راه حلی برای همه مشکلات نیست، اما شرط اولِ استقلال زنان است.
علیرغم زندگی در فرانسه، او همچنان به خواندن و بررسی نظریههای فمینیستهای آمریکایی، از جمله فایراستون و میلت ادامه داد. سیمون دوبووار این تئوری را مطرح کرد که تا زمانی که سیستم پدرسالارانه در جامعه فرونپاشد، نمیتوان زنان را به معنای واقعی آزاد کرد. به اعتقاد او زنان باید علاوه بر اینکه به آزادی خود فکر میکنند، با نیروهای چپ سیاسی و طبقات کارگر احساس همبستگی کنند و در کنار آنها مبارزه کنند. عقاید او با استدلالِ سیاسی «امر شخصی، امر سیاسی است» (The personal is political) سازگار بود.
«طبیعت زنانه» جدا از طبیعت انسان نیست
در اواخر دهه ۷۰ میلادی، نظریههای متعددی ارائه شدند که «طبیعت زنانه» را امری پاک و آسمانی و متفاوت از «طبیعت مردانه» قلمداد میکردند. سیمون دوبووار در این رابطه میگوید: «به همان اندازه که اعتقاد ندارم طبیعت زنان فرومایهتر از طبیعت مردان است، معتقدم که طبیعت زنان برتر از طبیعت مردان نیست».
جمله معروف او در کتاب جنس دوم اشاره به این موضوع دارد: «یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به یک زن میشود». زنان به دلیل آنچه به آنها آموخته شده با مردان متفاوت هستند. او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه زنان به وسیله تاریخ، ادبیات و افسانهها در جایگاهی پایینتر تعریف و محدود شدهاند. به باور او تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک کنند. او گفت، تصور یک طبیعت زنانه که جدا از طبیعت مردانه باشد و در آن زنان بیشتر عرفانی و آسمانی باشند، خطرناک است. به گفته دوبووار، این تنها روش باقیمانده برای کنترل زنان است. هدف نهایی این تصور، محدود کردن زنان است. بدین صورت که زنان بهتر است معنویت زیبای خود را حفظ کنند، از دانش مردانه دور شوند و بدون نگرانیهای مردانه (مانند کار، شغل و قدرت) زندگی کنند.
بازگشت به اسارت
او ساختارهای فرهنگی موجود (همچون همسری و مادری) را راهی برای به بردگی کشاندن زنان میدانست؛ چرا که این مفاهیم عموما در جامعه به این شکل تعبیر میشدند که زنان باید فقط به طبیعت معنوی و پاک خود بپردازند. در نتیجه این تفکرات، زنان فقط به خانواده و نقش مادری محدود میشدند و از سیاست، صنعت و هر چیزی که خارج از محدوده خانواده باشد، کنار گذاشته میشدند. سیمون دوبووار در سال ۱۹۸۲ میگوید: «با توجه به اینکه به سختی به زنان میتوان گفت که شستن ظرفها ماموریت الهی شماست، به آنها میگویند که فرزندآوری و مراقبت از فرزندان در خانه وظیفه الهی و معنوی شماست». این روش جدیدی بود که زنان را به شهروندان درجه دوم و جنس دوم تبدیل میکرد.
تحولات جامعه
جنبش آزادیخواهانه زنان به دوبووار کمک کرد تا به جنسیتزدگی روزمره موجود در جامعه توجه بیشتری بکند. او اقدامات خوب جنبش آزادیخواهانه زنان را تایید کرد، اما معتقد بود که فمینیستها نباید خود را از جامعه مردان جدا کنند. از دیدگاه دوبووار کار فمینیسم ایجاد تغییر و تحول در جامعه و باز تعریف جایگاه زن در جامعه است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.