کارگران معدن کرمان درمبارزه ایی آشتی ناپذیر طی اعتصاب چند روزه ایی که هنوز ادامه دارد برای کسب خواستها و مطالبات خود بویژه خصوصی سازیها دولت و کارفرمایان را به مصاف طلبیده اند. 


بُعد وسیع و رادیکال بودن اعتصاب قدرتمند کارگران معدن کرمان در ادامه همان اعتصابات نیشکر هفت تپه، هپکو  و فولاد اهواز و .. تجلی یافته و طرح مطالبات مشترک در اعتراضات این چند کارخانه و صنایع سبب همبستگی و اتحاد بیشتری در سطح جنبش کارگری، و قویتر شدن باورها به نیروی طبقاتی طبقه کارگر شده است. 

هر اعتصاب کارگری در ادامه از ویژگیها و نکته قوتها و ضعفهایی برخوردار است، که کارگران در طی مبارزه طبقاتی آن را تجربه کرده و برای محکم نمودن صفوف خود بر علیه دشمن طبقاتی آن را بکار میگیرند. 

در اعتصابات گذشته، کارگران نیشکر هفت تپه، هپکو ، فولاد اهواز و ..  با مبارزه پیگیر در مقابل فشار دولت و کارفرمایان ثابت کردند توانایی این را دارند که خواسته ها و مطالبات خود و طبقه کارگر را فریاد زنند، و با اتحاد و همبستگی طبقاتی، بنا به توازن قوای طبقاتی تلاش نموده، تا حد امکان آن را به کارفرمایان و دولت تحمیل نمایند. گرچه در مواردی هم پیش آمده که موفق نشده اند، اما مبارزه تعطیل نشده است. این دسته از اعتصابات نشان داده است، که کارگران با اتکاء به نیروی خود، هیچ توهمی به کارفرماها و دولت نداشته، هر روز با ادامه مبارزه، ضمن ارتقاء آگاهی سیاسی و طبقاتی و فشرده نمودن صفوفشان، توطئه های اعتصاب شکنان و کارفرماها را خنثی نموده و سازمانیافته تر عمل میکنند. اعتصاب کارگران معدن کرمان از نظر خواست و مطالبات و شیوه مبارزاتی دقیقا در سمت و سو اعتصاباتی است که در نیشکر هفت تپه، هپکو و فولاد اهواز و … بوقوع پیوست.  این اعتصاب در طول این چند روز افق و درک روشنی از مبارزه طبقاتی، مقاومت و آگاهی طبقاتی را پیشاروی جنبش کارگری گذاشته است، باعث شده کارگران در کسب مطالبات خود پافشاری نموده و طرحهای خانمانسوز خصوصی سازیها که دولت و قوانین ضد کارگری جمهوری اسلامی پای اصلی این قضیه اند، را افشاء نمایند و طبق تجربه گذشته یک بار دیگر با تمام توان از اجرای این طرحها جلوگیری نموده و آن را به دولت تحمیل نمایند. 

این حرکتها در سطح جامعه ایران تا کنون دستاوردهای مهمی در رابطه با اتحاد و همبستگی کارگری و انعکاس این مبارزات با شکوه داشته است.  اما یکی از بارزترین دستاوردهای این حرکت به میدان آمدن زنان کارگر و خانواده های کارگری است، که نمونه مشخص آن در مبارزات زنان کارگر نیشکر هفت تپه، سندیکای شرکت واحد، هپکو و کارگران معدن خاتون آباد … در گذشته ما شاهد آن بودیم. زنان کارگر و خانواده های کارگران معدن کرمان بمثابه یک بخش مهم این حرکت در صف مقدم دوش به دوش با کارگران مرد معدن قرار گرفته اند، این زنان آگاهانه منفعت طبقاتی خود را تشخیص داده، در کسب خواستها و مطالباتشان در مبارزه مشترک با همسران خود و مردان کارگر به مبارزه برخاسته اند، آنها به این ضرورت رسیده اند که فقط با اتکاء به نیروی طبقاتی خود و هم طبقه ایهایشان خواهند توانست در مقابل توطئه ها ی بورژوازی مقاومت نموده و آن را خنثی نمایند. 

حمایت زنان و خانواده های کارگری از مبارزات و اعتصابات کارگری معدن کرمان، نیشکر هفت تپه و شرکت واحد بار اول نیست که اتفاق می افتد، طبق شواهد مبارزات رو به جلو طبقه کارگر و زیر پا گرفتن خواستهای طبقه امان از سوی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی به عناوین مختلف، صف طبقاتی زنان و مردان کارگر گسترده تر و صداها رساتر شده است.  

زمانی که طبقه کارگر با یک منفعت مشترک اقتصادی – سیاسی رودروی سرمایه قرار میگیرد، در واقع کل طبقه است که در این مبارزه طبقاتی درگیر میشود. خانواده های کارگری بعنوان یک بخش از کل طبقه نقش مهمی در مبارزه تا کنون ایفاء نموده اند. خانواده های کارگری و زنان کارگر زنانی هستند یا خود کارگراند و مستقیم استثمار میشوند یا در روابط و مناسبات استثمارگرانه ایی که بر همسرانشان روا میشود سهیم اند. از سوی دیگر، بعنوان همسر و مادر، در کار خانگی بدون مزد مشغول کار هستند، و در جامعه مورد ستم جنسیتی و طبقاتی قوانین سرمایه داری قرار می گیرند زنان کارگر و خانواده های کارگری معدن کرمان، نیشکر هفت تپه، هپکو، فولاد اهواز و سندیکای شرکت واحد بارها به اثبات رسانده اند که  حضور آنها در فشرده شدن صف مبارزاتی کارگران و متحقق شدن خواستها و مطالبات سهم بسزائی دارد. 

زنان کارگر معدن کرمان و نیشکر هفت تپه به تمامی زنان کارگر که نصفی از جمعیت طبقه امان را رقم میزنند، راه اتحاد و همبستگی، مبارزه طبقاتی و باور به نیروی خود را نشان میدهند. نیروی بالقوه مبارزاتی خانواده ها و زنان کارگر جنبش زنان کارگر را به جلو صحنه آورده اند. با فقر و فلاکتی که امروز جامعه ایران و بخصوص طبقه امان با آن دست بگریبان است، این نیرو راه رهایی خود را در مبارزه بر علیه دشمن طبقاتیش یافته و با چشم اندازی که در پیش است مبارزاتش رو بجلو میباشد. حضور زنان کارگر و خانواده های کارگری در اعتصابات و اعتراضات نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری است. زنانی که مصمم اند بر علیه نظام حاکمی که سالها است آنها را به کنج خانه رانده،  مشاغل کوتاه مدت و کم بها، قراردادهای موقت و پاره وقت را به آنها تحمیل نموده، و یا به عنوان زنان مزد بگیر، که درصد قابل توجهی از آنان را از شمول قانون کار خارج نموده، و تحت قوانین نهادینه شده ارتجاعی زن را نصف مرد بر شمرده است، برخیزند و در گسستن زنجیره های ستم طبقاتی و جنیستی خود قدم بردارند.

زمانی این زنان بمثابه زنان کارگر می توانند در صف مبارزه طبقاتی همدوش با کارگران مرد ظاهر شوند که بدرجه ایی از اتحاد و همبستگی برخوردار باشند. استثماری که کارگران مرد و زن به یکسان در کارشان تجربه می کنند، آنان را به سازمان دهی جمعی علیه سرمایه داری رهنمون می سازد، امروز ما گوشه ایی از این سازمانیافتگی را در زنان معدن کرمان و نیشکر هفت تپه می بینیم.

به گواه تاریخ مبارزاتی جنبش کارگری در سطح ایران و جهان، زنان کارگر، در دوره های بحران اقتصادی- اجتماعی در بسیاری موارد  پیشتازتر و جسورانه تر از مردان در میدان مبارزه ظاهر شده و میشوند. امروز ما این جسارت را به عینه در زنان مبارز معدن کرمان و نیشکر هفت تپه می بینم، یکی از زنان معدن کرمان فریاد میزند و توده های مردم را به این صف مبارزاتی با این عبارت فرا می خواند: ” مردم نباید این کارگران جان به لب رسیده را تنها بگذارند. باید همه معترضان از هر صنفی از فرصت استفاده کنند و به تجمعات اینچنینی بپیوندند. این یک درد مشترک است.”

مبارزات کارگران معدن کرمان و نیشکر هفت تپه بویژه شرکت فعال خانواده ها و زنان کارگر در این اعتصاب یک پاسخ محکمی است به حضرات رفرمیستی که طبقه کارگر ایران را  بی افق و نا آگاه خطاب میکنند و به شعور طبقاتی این طبقه شک دارند. این مدعیان “حقوق کارگر” راه سازش با حکومت را از طریق تشکلهای ضد کارگری شورای اسلامی دست نشانده و قایم شدن در پشت بورژوازی و به سازش کشاندن طبقه کارگر را بجای نبرد طبقاتی تبلیغ میکنند، آنها آگاهانه می خواهند این مبارزه کارگران را بی اهمیت جلوه داده و به بیراهه بکشند، شکی در این نیست که برایشان بی هزینه تر خواهد بود. این بخش از طبقه کارگر با به چالش کشاندن حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی، تا به امروز ثابت نموده است که با اتکاء به مبارزات و قدرت طبقاتیش توانسته حکومت را وادار به ملغی کردن احکام سنگین فعالین کارگری نیشکر هفت تپه بنماید، با افشاگری دزدان و اخلاسگران، آنها را به پای میز محاکمه بکشاند. این روند مبارزاتی نه تنها ثابت نموده است که طبقه کارگر توهمی به دشمنان رنگارنگ طبقاتیش چه رفرمیست باشد، چه اصلاح طلب و اصولگرا نداشته، بلکه با افقی روشن و ادامه مبارزه، تشخیص خواهد داد که چه کسانی مدافعین دروغین یا راستین طبقه کارگراند!

جنبش زنان کارگر یک بخش از جنبش کارگری است، برای نیل به اهداف و احقاق حقوق خود نیازمند است که مبارزه اش به کل مبارزه طبقه کارگر بپیوندد. خانواده ها و زنان کارگر معدن کرمان و نیشکر هفت تپه مسیر این پیوند را هموار نموده اند. 

تشکل یابی زنان کارگر و خانواده های کارگری در این مقطع از مبارزات کارگری در ایران حائز اهمیت زیادی ست. چرا که شکل گیری تشکلهای ما بین تشکل توده ای کارگری و تشکل توده ای زنان  ابزارهایی هستند که دو جنبش بزرگ اجتماعی یعنی جنبش کارگری و جنبش زنان را بهم وصل می کند.

وقتی از تشکل های زنان کارگر سخن به میان می آوریم موضوع تنها زنان شاغل کارگر را در بر نمی گیرد بلکه زنان بیکار طبقه کارگر و زنان خانه دار خانواده های کارگری را هم شامل می شود. به همین دلیل به نظرمیآید وقتی صحبت از تشکل زنان کارگر است بهتر است از دو دسته تشکل صحبت کرد. تشکل زنان شاغل در محیط کار و تشکل زنان خانواده های کارگری و زحمتکش در محیط زندگی، و مجموعه این دو است که تشکل مستقل کارگری زنان، یا تشکلهای توده ایی اجتماعی زنان را می سازد. 

از طرف دیگر تشکل زنان کارگر از تشکل های توده ای کارگری نه تنها جدا نیست بلکه بخشی از آن است، امروز که طبقه کارگر ایران در اعتراض و اعتصاب برای خواستها و متشکل شدنش مبارزه میکند و در این حرکتها بدرجه ایی سازمان یافته است، پروسه تشکل یابی زنان کارگر می تواند بخشی از روند این سازمانیابی و متشکل شدن کارگران باشد.  

در حال حاضر که درصد بالایی از زنان بیکار هستند یا در کارهای موقت مشغول اند و هر آن در معرض بیکاری هستند، این دسته از زنان در تشکل زنان کارگر جای دارند. زن کارگر زمانیکه در کارخانه و کارگاه و یا در خانه خودش، استثمار میشود جز تولید کنندگان است و ارزش اضافه تولید می کند. در مجموع زن خانواده کارگری شاغل باشد یا نباشد جزو استثمار شدگان است و تشکل لازم دارد.

اما  یکی از شاخص های مهمی که توجه جنبش کارگری را به زنان جلب می کند همین امر ایجاد تشکل زنان کارگر در محل کار و محلات است، این  جا است که وقتی طبقه کارگر برای یک منفعت مشترک پا به میدان می گذارد، توجه دادن به تقسیمات موجود در طبقه کارگر، که تقسیم جنسی یکی از مهم ترین آنهاست، نه تنها مانع وحدت طبقاتی کارگران نیست بلکه دقیقا در جهت اتحاد جنبش کارگری سمت و سو پیدا می کند. ما این را به عینه در اعتصابات نیشکر هفت تپه و کارگران معدن کرمان می بینیم. بهمین دلیل، شرکت واقعی و ایفای نقش زنان کارگر در مبارزه طبقاتی جنبش کارگری برای تقویت و وحدت طبقه کارگر ضروری و الزامی ست.

در سالهای گذشته چندین بار در قطعنامه ها و بیانه های ۸ مارس و اول ماه رفع ستم جنسیتی زنان در جنبش کارگری مورد توجه قرار گرفته است، این خود نشان دهنده اهمیت برخورد به مسئله تبعیض و ستم جنسی در میان فعالین جنبش کارگری ست اما آنچه امروز چشمگیر است زنان و خانواده های کارگری در اعتراضات و اعتصابات کارگری از زوایه عملی آن را ثابت و بر جسته نموده اند و به عنوان یک نیروی قابل ملاحظه ای به صحنه آمده اند. این زنان به مبارزه برخاسته اند، به عنوان تحت ستم ترین گروه اجتماعی در میان کارگران و همچنین در میان زنان از نظر عینی شرایط اجتماعی شان را که به شرایط اجتماعی طبقه کارگر گره خورده را تغییر دهند و همچنین هویت طبقاتی شان را تقویت نمایند. در این راستا است که تشکلهای زنان برای زنان کارگر اهمیت می یابد، راه مبارزه با بیکاری، برای اشتغال و نیز بهبود شرایط کار و افزایش دستمزد، بر علیه خصوصی سازیها از ایجاد تشکل می گذرد. ایجاد تشکل می تواند محل تجمع آنان در جهت پاسخ دادن به نیازهای مشترک شان باشد و به این ترتیب زمینه را در شرکت فعال شان در عرصه اجتماعی و کارگری فراهم کند، و کمک کند بیشتر به کار جمعی و نیروی طبقاتی خود ایمان بیآورند. در یک کلام خلاصه کنم، زنان کارگر برای مبارزه اشان و پیشبرد حقانیت خود به چنین تشکل هائی نیاز دارند تا بتوانند در پیشبرد اهداف جنبش کارگری بیشتر موثر واقع شوند. قطعا زنان کارگر در امر تشکل یابی با موانع عدیده و سرکوب از طرف جمهوری اسلامی روبرو خواهند بود، اما خودِ تشکل سازی چالشی ست برای غلبه یافتن بر این موانع و جو سرکوب حاکم و هموار کردن راه برای تشکل یابی.

بر این مبنا است، که امروز با به میدان آمدن خانواده ها و زنان کارگرمبارزات جنبش کارگری و بویژه جنبش زنان کارگر با اتحاد و اجتماعی شدن میرود افقی را تعریف کند که نه فقط آزادی و برابری برای خود بلکه برای کل جامعه را بهمراه داشته باشد. رشد رو بجلو جنبش زنان کارگر نه فقط تضمین کننده رشد و تقویت و بهم پیوستگی جنبش کارگری است بلکه آن حلقه ایی است که این توانایی را دارد جنبش زنان را به جنبش کارگری و جنبش زنان کارگر پیوند دهد.

   می ۲٠۲٠

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)