رهبر جمهوری اسلامی،

آیت اله علی خامنه ای،

سلام، اروپا تا معاهده وستفالی در ۱۶۴۸ تحت قیومیت امپراتوری رم مقدس به رهبری پاپ بود، ۳۵ کشور اروپایی در معاهده موصوف از پاپ خواستند بجای زعامت حکومت کشورهای اروپایی به رهبریت معنوی مردم اروپایی بپردازد، در مذاکرات حضوری،  سران یا نمایندگان کشورها برای پاپ توضیح دادند، علت اتخاذ این تصمیم نه بعلت عدم اعتقاد هیات های حاکمه کشورها به مبانی و اصول مسیحیت که برعکس بعلت پایبندی به ارزش ها  و کمک به حفظ اقتدار مذهب نزد مردم بوده است، چرا که اگر نفوذ دین در قلوب مردم کم رنگ و بی فروغ شود، حکومت ها یکی از مهمترین ابزار خود در اداره و تشویق مردم به خواسته های خود را از دست خواهند داد.

تعهد حکومت به تامین امنیت، مایحتاج، کار، و رسیدگی به دعاوی فی مابین مردم است و در این اقدامات حکومت ها  هیچگاه نمی توانند رضایت همه مردم را جلب کنند،  و لاجرم در مواردی مجبور به استفاده از زور ، بند بازی، و خدعه می شوند تا بتوانند ضمن به انقیاد در آوردن مردم، از آنها مالیات وصول کنند. و در صورت افزایش نفرت مردم از شاه با مردن یا جایگزینی او با شخص جدیدی ، تمامی اعمال خبیث به او نسبت داده شده و شاه جدید، با مهربانی اولیه شروع و کم کم به درجات شاهان قبلی که انزجار مردم است خواهد رسید.

شاهان قدرت حکومت را نه به نمایندگی از کس دیگری که از طرف خود اعمال می کنند و لذا آنها طرف غضب مردم واقع می شوند، در حالیکه پاپ از طرف خدا و در جهت اجرای فرامین او اعمال قدرت می کند، و با مرگ یا تغویض پاپ در مرجع اصلی حکومت که پروردگار است تغییری انجام نمی شود، و مردم عنصر ثابت را در خطاهای حاکمیتی مقصر دانسته و تکرار اشتباهات پاپ ها به پای خداوند نوشته و ایمان مردم به او متزلزل خواهد شد، لذا برای حفظ اعتقاد مردم به مذهب که می تواند هم برای پاپ، شاهان، و مردم  صاحب منفعت باشد، شاهان به ساخت دنیای مادی انسان ها بپردازند و پاپ ها دنیای پس از مرگ را سامان بدهند.

روشن است که اگر اقدام قرن هفدهم حاکمان و پاپ نبود امروز مسیحیت به تاریخ پیوسته و آثار آنرا جز در کتاب ها نمی توانست دید.

در انقلاب ۵۷ اظهارات آیت اله خمینی در جریان جنبش سال های آخر حکومت محمد رضا شاه، رهبری معنوی انقلاب ایران بود، و در سخنان خود به چند نکته تاکید داشت، حضور خود در انقلاب را نه کار او که انجام آنرا بعنوان واجب کفایی عهده دار شده و پس از پیروزی به مسئولیت خود در حوزه که آموزش طلبه های جوان است برخواهد گشت، و حتی به مزاح می گفتند ، اعمال شاه ما را از کار خودمان باز داشته است. دوم، ایشان اصرار داشتند که روحانیت حق ورود به مناصب دولتی را ندارد، و حکومتی که برای آینده ایران معرفی می کردند، مشابه جمهوری فرانسه بود.

پس از پیروزی انقلاب در ۵۷ مردم انتظار اجرای رهنمودهای آیت اله خمینی را داشتند، اما به دلایلی که تا کنون پنهان مانده، جایگاه آیت اله خمینی از رهبر معنوی به پیشوای حکومت بدل شد، قانون اساسی، ساختار حکومت، و مناصب دولتی در استمرار حضور روحانیت در قدرت درآمد. و در سال ها و دهه های بعدی این حضور گسترده تر و عمیق تر ادامه پیدا کرد، بطوریکه اکنون مردم ایران و جهانیان معتقدند، تنها شخص صاحب قدرت مطلقه در جمهوری اسلامی شخص ولی فقیه است، که در سی سال گذشته جنابعالی این منصب را در اختیار داشته اید. بررسی هزینه فایده جمهوری اسلامی در بیش از چهل سال گذشته، برای تک تک مواردی که از آن متاثر گردیده اند ، بیلان منفی را نشان می دهد، و تنها تراز مثبت متعلق به غارتگران است که توانسته اند در این مدت با حیله و فریب مبالغ بزرگی از منابع کشور را در حق خود مصادره کرده و در کنار رنج و حرمان دلسوزان و محرومان به مال و منال های بزرگ و افسانه ای برسند.

قطعا ارزیابی بالا از دستاوردهای جمهوری اسلامی مورد پذیرش جنابعالی نیست، چرا که اگر به این عقیده رسیده بودید، یا خود استعفاء می دادید، و یا در جهت رفع نواقص و کاستی ها اقدام می کردید. بمنظور سنجش واقعی عملکرد جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته، پیشنهاد می شود هیاتی منتخب از حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، و غیره تشکیل و کارکرد جمهوری اسلامی در کلیه زمینه ها مورد تحقیق و مداقعه قرار گرفته و گزارش نهایی برای اطلاع عموم ، کارگزاران و تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی نشر شود.

امروزه انبوه دانش و اطلاعات بشری در علوم مختلف ، تقسیم کار خرد تر و دقیق تری را می طلبد. یکی از این پهنه های تخصصی سیاست می باشد که عهده دار اداره جامعه و کشور است. رکن اساسی نشر، آموزش، و ترویج مذهب شیعه ، روحانیت است. روشن است پرداختن روحانیت به امور دیگر و بخصوص سیاست، کشور، دین، روحانیت، و مردم ایران بعنوان تنها کشور شیعه جهان را با خطر روبرو کرده است. و شعری از مولوی بعنوان پایان سخن پیشکش می شود.

بود درویشی به کهساری مقیم

خلوت او را بود هم خواب و ندیم

چون ز خالق میریسد او را شمول

بود از انفاس مرد و زن ملول

همچنانک سهل شد ما را حضر

سهل شد هم قوم دیگر را سفر

آنچنانک عاشقی بر سروری

عاشقست آن خواجه بر آهنگری

هر کسی را بهر کاری ساختند

میل آن را در دلش انداختند

دست و پا بی میل جنبان کی شود

خار و خس بی آب و بادی کی رود

گر ببینی میل خود سوی سما

پر دولت بر گشا همچون هما

ور ببینی میل خود سوی زمین

نوحه میکن هیچ منشین از حنین

عاقلان خود نوحه ‌ها پیشین کنند

جاهلان آخر بسر بر می‌زنند

ز ابتدای کار آخر را ببین

تا نباشی تو پشیمان یوم دین

 

امید است همه عاقبت به خیر شویم

جمعی از دل سوزان و عاشقان ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)