برای روز جهانی كارگر

 

ميوه نيستم كه بگندم
يا كالا كه بپوسم.
من، محصولِ كارِ خويشتنم.

مورچه نيستم كه به صف روم
يا كاربافك كه تنها تَنم.
من, آبستنِ جمعِ خويشتنم.

با اين همه, در محرابهای پول
بر بتِ وارونه‌ی خويش نماز ميگزارم
و در بازارهای كالا به زنبيل ميكشم
از پاره‌های تنِ گرمِ خود.

حالا بگو كه كيستم
زنده يا مرده به چيستم؟
اين چيستانيست ساده و سمج
از پايی كرسيِ شبِ يلدا.
آيا كار، نفرينِ آفريننده‌ی من است*
يا داستانِ آفرينشم؟

        چهارم ژانويه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌شش 

مجید نفیسی

 

* تورات، سِفر پيدايش ۳:۱۷-۱۹

A Riddle

By Majid Naficy

For International Workers’ Day

 

I am not a piece of fruit, rotting 

Or a commodity in decay.

I am the product of my own labor.

I am not an ant marching in single file

Or a spider webbing in solitude.

I am pregnant with my commonwealth.

And yet, in the temples of money

I kneel at my inverted idol

And in the markets of exchange

I carry a basket of my warm body

Cut in different shapes.

Now, can you tell me who I am

And what keeps me alive or rather dead?

This is a riddle, simple and stubborn

At a winter fire place.

Is labor the curse of my creator*

Or the story of my creation?

                        January 4, 1986

*- Genesis 3:17-19

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)