ویروس کرونا هر چند که خود از درون بحران نظم سرمایه داری بیرون آمد، با وجود این به همه برج وباروهای این نظم حمله ور گردیده وخود نه تنها یک بحران همه گیر شده بلکه بیش از همه جوهر به غایت ضد انسانی نظم حاکم را به نمایش گذاشته است. فرقی نمیکند که در کجای جهان زندگی میکنیم. همه جا دولتها قبل از هر چیز به فکر آن طبقه ای هستند که اینان را به مثابه کارگزاران خویش برگمارده اند. مرکزی ترین دلنگرانی این دولتها این است که چگونه چرخ هائی را که کرونا متوقف کرده است، دوباره به حرکت دربیآورند. در کنار میلیاردها کمک مالی به مؤسسات و بنگاههای صنعتی، بخش ناچیزی هم به آن انسانهائی تعلق میگیرد که به پشتوانه عرقریزان همین انسانها چرخ ها میگردند.

هر چند که همه جا میخواهند به ما بقبولانند که ویروس کرونا یک بلای طبیعی است، هر چند که می خواهند به ما بقبولانند که میتواند دامن هر کس را بگیرد ولی در دل همه این هیاهو، همه جا قربانیان، توده های محروم و تهیدست جامعه هستند. صاحبان سرمایه حتی اگر به دلیلی مبتلاء شوند، در ویلاهای خود قرنطینه میگردند، ولی در مقابل میلیونها انسان که در حاشیه شهرها در هم میلولند، به روایت آن کارگر ” یا از گرسنگی ویا از کرونا باید بمیریم ” واین سیمای آن جهانی است که گفتند ونوشتند ” پایان تاریخ است “. باید گفت چه تاریخ بی رحمی.

فرقی نمیکند که در کجای جهان ایستاده ایم. مگر نه اینکه در آمریکا قویترین دولت سرمایه داری جهان بیش از دوسوم مرگ ومیرها و مبتلایان از رنگین پوستان ومهاجرین لاتینو است، مگر نه اینکه در حاشیه شهرک ها ژوهانسبورگ پایتخت افریقای جنوبی بیشترین مبتلایان ثبت شده اند وتازه اگر اساسا تستی صورت گرفته باشد. مگر نه اینکه هر اندازه ازنقطه کانونی دولتهای قدرتمند سرمایه داری دور شده وبه حاشیه میرویم، بحران تصویر وحشتناک خود را آشکارتر در مقابل چشمان ما قرار میدهد. در این حاشیه حتی آبی برای شستشوی دست پیدا نمیشود.

اگر در آلمان با جمعیت هشتاد ودومیلیون نزدیک به شصد هزار تخت بیمارستان برای مبتلایان به این ویروس که نیاز به مراقبتهای ویژه از جمله دسستگاه های تنفس مصنوعی وجود دارند، در اتیوپی با جمعیت یکصد میلیون نفر تنها یکصدو شصد تخت بیمارستان برای اینگونه بیماران موجود است.

معاون دبیر کل سازمان ملل متحد و دبیر اجرائی کمیسیون اقتصادی افریقا میگوید که این قاره بویژه در معرض ابتلاء به این بیماری قرار دارد. چرا که “پنجاه و شش درصد جمعیت شهر نشین آن در مناطق فقیر و مناطق غیر رسمی سکونت دارند و سی وچهار در صد از خانواده های آفریقائی نیز تنها امکان دسترسی به مراکز بهداشتی برای شستن دستهایشان دارند” . در این گزارش آمده است که شیوع ویروس کرونا میتواند به کشته شدن سیصد هزار تا سه میلیون و سیصد هزار ساکن این قاره منتهی شود ” .

در گزارش دیگری از سازمان ملل آمده است که بحران کرونا در جهان به فقر شدید ده ها میلیون تن دیگر در جهان منجر خواهد شد. در این گزارش خاطر نشان شده است که ” ۴۲تا ۶۶ میلیون کودک در جهان ممکن است در نتیجه بحران کرونا به فقر شدید دچار شوند و این در حالی است که براساس برآوردهای سال گذشته حدود ۳۸۶ میلیون کودک اکنون در جهان در فقر بسر میبرند” وهمه اینها در حالی است که هنوز هم پس از سه ماه ویروس کرونا همچنان قربانی میگیرد و هنوز صدای انفجار مهیب آن در هند، بنگلادش ویا آفریقا بگوش نمیرسد.

شاید هم لازم نباشد که زیاد دور برویم. سخنگوی وزارت بهداشت با اشاره به گسترش ویروس کرونا در تویتی نوشت: ”درهر ساعت پنجاه نفر در ایران به ویروس کرونا مبتلا میشوند و در هر ده دقیقه یک نفر جان خود را از دست میدهد”. روز یکشنبه برمبنای آمار رسمی اعلام شد که تا کنون پنجهزار وصد و هیجده نفر جان باخته و هشتاد و دو هزار و دویست و یازده نفر مبتلا شده اند. و البته حتی به گفته بسیاری از مقامات رژیم ارقام واقعی دهها برابر است. همین هفته گذشته صحبت از نیم میلیون مبتلاء به میان آمد. اینجا هم سردمداران رژیم یا به دنبال تئوری توطئه و مالیخولیائی رهبرشان مبنی بر ” جنگ بیولوژیکی ” هستند و یا به فریبکاری پناه برده و آدرس عوضی میدهند که گویا همه محدودیتها وبحران عمیق اقتصادی موجود ناشی از تحریم های آمریکاست. ویا به بهانه انتشار آمار به اصطلاح نادرست به بازداشت انتشار دهندگان آمار واقعی میپردازند. آش آن چنان شور است که صدای روزنامه جهان صنعت هم بیرون آمده و در بیست و پنجم فروردین در توضیح فقدان “برنامه مشخص و کار آمد نهادها وارگانهای رسمی دولتی ” هشدار داده ومینویسد: “با وجود نگاه امنیتی به جامعه و بیماری کرونا ،جامعه متشتت ،فقدان نظام تولیدی ،وجود انبوه مشاغل خرد وخدماتی ، تراکم فقرا ومهاجران وحاشیه نشینان در سطح کشور بسان یک بمب اجتماعی است که هر لحظه منفجر ومنجر به نا آرامی اجتماعی شود”.

ویا مشاور اقتصادی حسن روحانی میگوید: ”نتیجه سیاست گذاریهای نادرست همه ی سالهای گذشته است که تمام ظرفیت های اقتصادی ایران را به ته رسانده و بقول معروف اکنون کفگیر به ته دیگ رسیده است ”. اینجا هم مثل هر جای دیگر دنیا آنهائی که در تحتانی ترین هرم جامعه قرار گرفته اند باید بین مرگ از گرسنگی ویا مرگ از کرونا یکی را انتخاب کنند. مگر نه اینکه همین روزهای گذشته میلیونها نفر ازمردم به ناچار جهت ثبت نام برای دریافت وام یک میلیون تومانی که تازه حتی هزینه یک هفته خانواده ها نیست مجبور شده اند در کنار یکدیگر بدون هیچگونه حفاظ بهداشتی قرار گیرند و چرا نمیتوان تصور کرد که میلیونها نفر به خاطر یک میلیون تومان به ویروس کرونا مبتلا نشوند.

واقعیت این است که ویروس کرونا همچنان قربانی میگیرد.

کارگران عمدتا روز مزد و موقت بیکار شده به حال خود رها شده اند.

یا باید کار واضافه کاری اجباری در محیط های آلوده ، ابتلاء به بیماری و حتی مرگ ، و یا بیکاری و گرسنگی تا سر حد مرگ را انتخاب کنند.تردیدی نباید داشت که این میلیونها مردم در فرصتی نه چندان دور پتانسیل انفجاری خود را بیرون خواهند ریخت .

مهم این است که انفجار را با تدارک ضروری سازمان دهیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)