انقلاب روسیه برخلاف انقلاب فرانسه، در عصری اتفاق افتاد که در آن مفاهیم سیاسی بیش از هر زمانی با صنعت و فناوری درهم تنیده بود و بسیاری از کلمات در تبیین شرایط سیاسی وام گرفته از صنعت و فناوری بود مانند «موتور کوچک» «موتور بزرگ»، « نقطه اتکا» و «موضوع محوری». در چنین بستری بود که زور یا Forceکه نیروی محرک و پیش‌برنده در صنعت بود؛ مفهوم قدرت یا power در سیاست _که به گفته آرنت برآمده از تفاهم و توافق با دیگری بود_را نیز تحت تاثیر خود قرار داد و آن را تبدیل به power over کرد یعنی «قدرتی بر دیگری».

برای پیشرفت، فهمی از قدرت پذیرفته شد که در آمیخته بود با سلطه و زور، الهام گرفته شده از نظم سیستم های مکانیکی که در آن بواسطه نظمی مهندسی شده، علمی و مدرن انسان قادر می شد جهش تولیدی یا تکاملی بیشتری داشته باشد.

روشنفکرانِ برآمده از این گفتمان های سیاسی، نگاهی از جهان را ترویج می کردند که خشونت و نگاه ابزاری به انسان در آن نهادینه شده بود و در نتیجه انقلاب های برآمده از این اندیشه ها، پیش از آنکه انسان را به رهایی و آزادی برسانند به انقیاد (ناخواسته) بیشتری دچار می کرد. اگرچه به سبب نظم آهنین انقلاب ها، در دوره کوتاه‌ی جهش های تولیدی و صنعتی سرعت بیشتری میگرفت مانند چین و روسیه…

امروزه در عصر فن‎آوری اطلاعات و شبکه های مجازی، گفتمان های سیاسی چگونه از این زیست ثانویه ما متاثر گشته‎اند و اثرات منفی آن چیست؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)