سرانجام بعد از گذشت حدود سه ماه از شیوع ویروس کرونا در ایران و دروغ پردازی های سران و کارگزاران رژیم جمهوری اسلامی در مورد ابعاد شیوع این ویروس، روز دوشنبه ۱۸ فروردین ماه حمید سوری، عضو “ستاد ملی مدیریت کرونا” در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراف کرد که “در کشور حدود ۵۰۰ هزار نفر به ویروس کرونا مبتلا شده اند”. این عضو “ستاد ملی مدیریت کـرونا” با اشاره به افزایش ابتلا به کـرونا در استان‌های مختلف گفت: “در هیچ استانی به سطح افقی نمودار اپیدمی کـرونا نرسیده‌ایم و در کل کشور وضعیت نگران‌کننده است.”

وی در رابطه با اظهارات حسن روحانی که گفته بود برخی از استانها مانند بوشهر و سیستان و بلوچستان، از نظر ابتلا به کرونا در وضعیت سفید قرار دارند، گفت: “روحانی اعلام کرد وضعیت بیماری کـرونا در سیستان و بلوچستان سفید است؛ من نمی‌دانم این اطلاعات را از کجا آورده‌؟ وضعیت در استان سیستان و بلوچستان سفید نیست. حتی تخت بیمارستانی خالی نداریم.” همزمان خبرگزاری حکومتی مهر از قول علیرضا زالی فرمانده “ستاد مقابله با کرونا” در تهران گفته است که ” کرونا در تهران به مرحله پاندمی و همه گیر رسیده است”.

اعتراف عضو “ستاد ملی مدیریت کرونا” به وجود ۵۰۰ هزار مبتلا به ویروس کرونا در حالی است که سخنگوی وزارات بهداشت رژیم در آخرین گزارش خود شمار کل مبتلایان به کووید-۱۹ در ایران را ۶۴ هزار و ۵۹۸ نفر و تعداد جان‌ باختگان را ۳۹۹۳ اعلام کرده است.بنا به اظهار نظرعضو “ستاد ملی مدیریت کرونا” آمار مبتلایان به کرونا در ایران بیش از ۷ برابر و نیم آمارهای اعلام شده از جانب وزارت بهداشت رژیم است.

حسن روحانی این دروغگوی بزرگ بر اساس همین آمارهای جعلی است که فرمان عادی سازی فعالیت های اقتصادی در روزها و هفته های آتی را صادر می کند. پنهانکاری عامدانه سران رژیم در مورد حقایق مربوط به انتقال این ویروس و ابعاد شیوع آن در ایران، مقاومت در برابر خواست قرنطینه شهرها و اماکن مذهبی، ضد و نقیض گویی آشکار سران رژیم در مورد چگونگی راه مقابله با شیوع جهش وار این ویروس و راه کنترل آن، همه اینها به وضوح نشان می دهند که رژیم جمهوری اسلامی در مقابله با بحران کرونا در اوج درماندگی دست و پا می زند و هیچ راهکار و استراتژی روشنی ندارد.

استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در مقابله با شیوع ویروس کرونا در شرایطی است که بر اساس رهنمودهای سازمان بهداشت جهانی و تجارب تاکنونی برخی از کشورها راهکار نسبتا موفق کنترل شیوع ویروس کرونا به آزمون گذاشته شده اند. تجارب تاکنونی به وضوح نشان داده است که سیاست تهاجمی آزمایش گسترده از افراد برای کووید۱۹، جداسازی داوطلبانه آنهایی که علائم ابتلاء به ویروس را نشان می دهند، و به دنبال آن ردیابی تماس و قرنطینه کسانی که در تماس نزدیک با فرد مبتلا بوده اند و بستری کردن افرادی که به مراقبت های ویژه نیاز دارند و همزمان با آن تعطیلی و قرنطینه شهرها و رعایت دستورالعمل های بهداشتی راه مؤثر مقابله و کنترل شیوع این ویرس می باشد.

با در پیش گرفتن همین استراتژی در کشورهایی مانند کره جنوبی، تایوان، ویتنام، سنگاپور و در اروپای غربی در کشورهایی مانند آلمان، نروژ و فنلاند تا حدود زیادی شیوع ویروس کرونا به کنترل درآمده است و توده های مردم نیز چشمنداز روشنی از راه مقابله با این اپیدمی دارند. اما در ایران همین استراتژی سر راست و اجرای همین دستورالعمل ها قربانی اهداف سیاسی حقیرانه جمهوری اسلامی شده است. رژیم جمهوری اسلامی با ساختار طبقاتی و سیاسی و ایدئولوژیکی که دارد، با دروغگویی و فسادی که در آن نهادینه شده است، با اولویت بندهایی که پیامد آن زیر ساخت های ضعیف بهداشتی و درمانی بوده است قادر به مهار بحران کرونا نیست.

جمهوری اسلامی با دروغ پردازی سعی می کند ابعاد هولناک فاجعه را بسیار کوچکتر از آن چیزی که هست نشان دهد.

این اوضاع و استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در مقابله با بحرانی که هر روزه صدها نفر از مردم قربانی می گیرد، مبارزه برای کنترل بحران کرونا را با مبارزه برای به زیر کشیدن این رژیم جنایتکار به هم گره زده است. جمهوری اسلامی اکثریت مردم ایران را عملا در برابر این انتخاب قرار داده است که یا باید در منازل خود بمانند و خطر مرگ از گرسنگی را تحمل کنند و یا اینکه در جستجوی لقمه نانی از خانه بیرون بیایند و خود را در معرض خطر ابتلا به ویروس کرونا قرار دهند. کارگران و توده عظیم تهیدستان شهری برای مقابله با اپیدمی همه گیر کرونا راهی جز این ندارند که تعطیلی کار در رشته هایی که تولید برای جامعه ضرورت حیاتی ندارد با پرداخت حقوق و مزایای کامل را به رژیم تحمیل کنند و اگر بیکار هستند، بیمه بیکاری و ملزومات قرنطینه شدن در خانه های خود را از گلوی آنان بیرون بکشند.

ما در همین دوره دو ماهه شاهد ده ها اعتراض و اعتصاب کارگری در معادن و مراکز مختلف تولیدی و خدماتی برای پیگیری خواسته های مشابه بوده ایم.

در همین دوره اعتراضات خانواده زندانیان سیاسی و حمایت افکار عمومی از آنها برای آزادی زندانیان در بند ادامه داشته است.

در دو هفته اخیر زندان های جمهوری اسلامی به کانون اعتراضات و شورش زندانیان علیه شرایط غیر انسانی زندان ها و هراس آنان از خطر ابتلا به ویروس کرونا تبدیل شدند.

سربازان برای نجات جان خود از پادگان ها فرار می کنند.

در برخی از شهرها و روستاهای ایران جوانان پرشور و انسانهای مبارز با ایجاد کمیته های محلات و بکار گرفتن ابتکارات متعدد به ایجاد همبستگی در میان مردم و یاری رساندن به آنها در مقابله با بحران کرونا شتافته و عملا استیصال و درماندگی رژیم را به چالش کشیده اند.

تردیدی نیست که مبارزه کارگران و به حاشیه رانده شدگان در مقابله با بحران کرونا بر بستر نابرابری ها و کشمکش های طبقاتی که در جامعه وجود دارد سرانجام فوران طوفان خشم و شورش توده محرومان را به دنبال خواهد داشت.

شورشی که سرنگونی جمهوری اسلامی فقط اولین گام آن خواهد بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)