در خانه ماندن به مثابهی حبس خانگی این روزها حربهی تحمیل سلطهی بلامنازع سیستمهای حاکم بر روی طبقات مختلف اجتماعی است که در اثر سیاستهای جاهطلبانه و نابهنجار کاپیتالیسم منجر به عواقب گوناگونی شده است که ساختار اکثر خانوادهها را بهمریخته است.

این روزها که در دوران سلطه و جولان حکومت ها بر اساس فرم قدرت نرم هستیم و خبری از فرمهای کلاسیک سرکوب نیست و تمامی مردم در خانهی های خود آرام گرفتهاند و جرأت خروج از منزل را ندارند چون میدانند که بیرون از حیطهی منزل دشمنی خوانخوار و قهار در انتظارشان نشسته است که به محض خروج امینتشان مهدوم واقع میشود.
البته این مدت که کووید۱۹ این ویروس نامعتارف و موزی که حتی برای گفتمان پزشکی نیز ناآشنا است تمامیت ملل را دربرگرفته و با تصرف عدوانی سطح زمین ثابت کرده که حاکم مقتدر و بلامنازع زمین انسان نیست بلکه پیش میآید ساختهی دست انسان است که او را کنترل میکند و این نیز یک حربهای ایدئولوژیک در دست حاکمیت است تا بیشتر آزمایشهای خود را بر روی انسان امتحان کند.
انسانها با عنوانها و نژادهای مختلف با ساختارهای بیولوژیک مختلف به مثابهی موش های آزمایشگاهی مورد تهاجم کووید ۱۹ قرار میگیرند تا نتایج آن برای تحکیم قدرت در آینده به کار گرفته شود.
امروزه که از ما میخواهند در خانه بمانیم در حالیکه خانه به معنای واقعی آن وجود ندارد چرا که سرمایهداری با إعمال قوانین سخت کاری و ساعات کار طولانی و آشناییزدایی از مفهوم خانه و تبدیل آن به خوابگاه در دوران پیشاکرونایی عموما ما را با خانه و حتی متعلقات آن بیگانه ساخته است چون با تزریق آگاهی کاذب به ما دادن اصالت به کار و محل کار خانه فقط جایی برای خواب است و اکنون نیز آن را تبدیل به یک پناهگاه کرده است و باز هم کارکرد آن را مخدوش ساخته است.
در این دوران که امکان هیچ گونه تطبیقی ما بین دو ضعیت پیشاکرونایی و کرونایی وجود ندارد و هستی ما که اصولا منطبق بر مکانمندی ماست ولی دیگر ما آن هستنده یا دازاینهایی نیستم که مکان ممد هویت ما باشد چرا اکه امروزه محل کار است ما را به مثابهی محرکهای شادمان در خدمت آرمانهای ابر شرکت ها به کار گرفته است و حتی با شعار پوشالی پساسرمایهداری سعی در مخفی نگهداشتن طبقات کارگر دارد در حالیکه ادارات و شرکتها چون ابرکارخانههایی عظیم الجثه در حال استثمار نیروی کار خود هستند و خانه آن تعریف درخور که مکانی برای امنیت و پرورش و تعالی بشر است ندارد و ما در خانههای خود احساس غربت میکنیم پس شعار ماندن در خانه نیز واقعا توهمی بیش نیست و امکان اجرایی آن وجود دارد ولی تبعات سنگینی به دنبال خواهد داشت.
در پی شیوع کووید۱۹ این موجود نامرئی که در ساحت دیگری بزرگ بدون هیچ دلیل خاصی مردمان را به کام مرگ میکشاند و ما نمیدانیم به کدامین دلیل کشته میشویم شاید کومینگز درست گفته باشد که:
بیشترین آنها که بمیرند
ما بیشتر زندگی میکنیم
چون واقعا این بار ما با تصفیهی استالینی مواجه نیستیم بلکه با آلات حذف کاپیتالیستی که حتی در دوران قبل شاهد آن بودیم و برای نمونه ساعات طولانی کار و اخذ مالیات و یا بهترین توصیف آن است که والاس استیونس در سبزترین قاره(۱۹۴۵) کرده است که:
آسمان اروپا خالی است
چونان شرکتی
که به خاطر مالیات متروک گشته است
این توصیف این روزها برای تمامی کشورها با هر نوعی از فرم سیاسی صادق است.
انسانها به درازای تاریخ همیشه ابژهی تحقیقاتی و مصرفی برای حاکمیت بودهاند و فرهنگ مصرفی که ماحصل یک نوع خاص از جهانبینی است حتی به کوچکترین لایههای زیستی بشر نفوذ کرده است چون ما واقعا ایدئولوژیک شدهایم و از هرگونه اپیستمه خاص و متخص با شرایط زیستی تهیگشتهایم و به راحتی تسلیم میشویم چون این چیز در ما درونی شده است و ما میل به استثمارشدن داریم از جانب دیگری و این دیگری هرچیز و هرکسی میتواند باشد.
شاید ما شاهد افت شدید قیمت نفت و یا شاخصهای بورس جهانی باشیم ولی آخر سر این طبقه زیردست است که ضررمند جولانهای کووید۱۹ میشود همانطور هم که الان بیشترین خسارات را متحمل شده چون ابرقدرتها همیشه راهی برای جبران مافات دارند و بازهم ابژهی این جبران فقط طبقهی زیردست است و حتی در دوران پساکرونایی ما شاهد فزونی و مضاعف شدن مالیاتها و بهرهی وامها و افزایش ساعات کار به طرز فجیعی خواهیم بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.