• سبک معماری آذربایجان

آذربایجان به عنوان یکی از قدرتمندترین کانونهای معماری جهان اسلام شناخته میشود, قرون هفتم و هشتم هجری قمری مصادف با به قدرت رسیدن ایلخانیان به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معماری آذربایجان و جهان اسلام است. و ظهور سبک آذری نیز مربوط به همین دوره میباشد که استاد پیرنیا برخلاف ایرانشناسان غربی که از لفظ “سبک ایرانی-مغولی” استفاده میکردند از آن اولین بار به عنوان سبک آذری نام برد. حال آنکه از نظر نگارنده کلمه آذری هم از نظر نحوی و هم از نظر تاریخی کلمه ای اشتباه است,لذا به کاربردن “سبک معماری آذربایجان” را مناسبتر میدانم.

ایلخانان مغول توجه بسیاری به هنر و بالاخص معماری داشتند,پس از استقرار هلاکو خان در مراغه وی دستور ساخت بناهای باشکوه عمومی و عام المنفعه مانند مساجد, کاروانسراها و مدارس را صادر کرد. پس از صدور این دستور معماران شروع به طراحی و ساخت بناهایی کردند که انقلابی در معماری اسلامی بوجود آورد. بناهای ساخته شده در این دوره بر خلاف سبک رازی(معماری دوران سلجوقی) دارای چهار ایوان متقارن و ابعاد عظیم و باشکوه بودند. میتوان گفت معماری سبک آذربایجان الهام گرفته از بناهای معمار شهیر اواخر دوران سلجوقی “عجمی نخجوانی” است. عجمی نخجوانی, بنیانگذار “سبک نخجوان” گرایش زیادی به استفاده از هندسه در ساخت بنا و پیوستگی مناره با کالبد بنا داشت و این گرایش را میتوان به خوبی در آثارش من جمله “مقبره مؤمنه خاتون” و “قره باغلار” مشاهده کرد.

مکتب تبریز با اصلاحات غازان خان شروع میشود و از این هنگام است که دو ویژگی عظمت و آراستگی شکوهمند در معماری پدید می آید, از ویژگی های مکتب تبریز میتوان به رفعت و سترگی ابنیه در این دوره اشاره کرد, به صورتی ارتفاع بناها و درها و ایوان بر طول و عرض آنها و ضخامت دیوارها چیره میشود. از شاهکارهای مکتب تبریز میتوان به مسجد علیشاه تبریز, گنبد سلطانیه و گنبد شام غازان و مجموعه رشیدیه اشاره کرد که متاسفانه از مسجد علیشاه و گنبد شام غازان اثری برجای نمانده است و فقط از طریق کتب تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته اند و نه کاوش های باستان شناختی.

مهمترین معمار مکتب تبریز “علیشاه تبریزی” بود که وی نیز تحت تأثیر مکتب نخجوان بود و با تغییراتی در فرم و محل قرار گیری مناره ها و مرتفع نمودن دیوارها و درها متناسب با ارتفاع بنا آثاری بسیار باشکوه خلق کرد که شباهت چندانی با آثار دوران سلجوقیان نداشت, بدین ترتیب میتوان قرن هفتم و هشتم هجری را نقطه عطفی در تاریخ معماری جهان اسلام به مرکزیت آذربایجان دانست.

در مکتب تبریز همچنین نشانه هایی از تأثیر مکتب معماری شیروان نیز دیده میشود, در اصل سابقه گچ بری درون ابنیه بالاخص محرابها به مکتب شیروان میرسد و درعهد ایلخانی کاربرد سنگ تراشیده در داخل بناها فقط در آذربایجان دیده میشود.

تحول تک ایوانی- که در معماری سبک خراسان رایج بود- به دو ایوانی متقارن در سبک نخجوان و سپس چهار ایوانی متقارن در مکتب تبریز, استفاده از ابعاد بزرگ در ارتفاع ساختمان, جدا سازی سفت کاری و نمای ساختمان (به صورتی که ابتدا دیوارها و سفتکاری ساختمان به اتمام میرسید و سپس اقدام به ساخت نمای داخلی و خارجی بنا میشد حال آنکه در معماری سبک خراسان نما بخشی از سفت کاری و دیوارسازی بود و همزمان بایکدیگر انجام میگرفت) و گنبدهاي ساقه بلند از شاخصه های مهم معماری سبک آذربایجان میباشد.

پیشتر ایران شناسان غربی از این سبک با عنوان سبک ایرانی-مغولی یاد میکردند, شادروان محمدکریم پیرنیا به دلیل خاستگاه این سبک از نام “سبک آذری” استفاده کرد ولی استاد پیرنیا توجهی به تأثیراتی که این سبک از مکتب نخجوان و شیروان و معماری محلی آذربایجان گرفته بود نداشت.

به طور خلاصه میتوان گفت معماری سبک آذربایجان که نقطه اوج آن مکتب تبریز است نقطه تلاقی سبک خراسان و نخجوان و شیروان است.

پس از آغاز دوره تیموریان معمارانی از آذربایجان به نقاط مختلف امپراطوری اعزام شدند تا به دستور تیمور بناهای عظیم و شکوهمندی در جای جای امپراطوری ساخته شود, بدین ترتیب دامنه تأثیرات سبک معماری آذربایجان مرزهای ایلخانیان را درنوردید به از شرق به ترکستان شرقی و از غرب به مصر نیز رسید که به عنوان مثال میتوان از “گورمیر” در سمرقند و مسجد “امیرقسون” در مصر نام برد.

از آثار مهم سبک معماری آذربایجان میتوان به گنبد سلطانیه, مجموعه علیشاه تبریز, گنبد کبود مراغه, مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد جامع یزد اشاره کرد.

مجموعة عليشاه

مجموعه قره باغلار-نخچوان

گنبد سلطانيه

مجموعة مؤمنه خاتون

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)