در این گفتگو از ویژه گی های جنبش زن، زندگی، آزادی همچون یک انقلاب فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نه فقط زنانه بلکه اینترسکشیونال که لایه های گوناگون جامعه را با خواست های متکثر و در عین حال همبسته به میدان آورده است، سخن گفتم. تاکید کردم این جنبش به رغم عق نشینی نسبی از خیابان از چیرگی و هژمونی فرهنگی برخوردار شده است که با پس زدن گفتمان اسلام گرایی خواست برابری جنسیتی و سکولاریسم را به گسترده ترین خواست مردم نه تنها در ایران بلکه در منطقه بدل کرده است. این جنبش ایران را وارد عصر گفتمان انقلابی تازه ای کرده است که معنای آن سقوط زودهنگام حکومت یا قرار داشتن در موقعیت انقلابی نیست، اما خواست گذار از این نظام را به همگانی ترین خواست بدل ساخته است. خصلت این انقلاب موجی و زنجیره ای است که با فراز و نشیب همراه است، اما به کمتر از تحولات ساختاری رضایت نخواهد داد. اضافه کردم پرجمعیت ترین انقلاب تاریخ بشر نسبت به جمعیت انقلاب ۵۷ بوده است که درآن تنها درصد محدودی از کل جمعیت به میدان آمده بودند. بنابراین حضور محدود جمعیت خیابانی به معنای محدود بودن میزان ناراضیان نیست، بلکه دهها برابر جمعیتی که با دستهای خالی به میدان آمدند مردمی و جود دارند که از حکومت منزجرند اما از وحشت هزینه بالای اعتراض به میدان نیامدند. حکومت تنها با سرکوب و تاکید برگفتمان امنیت گرایی می کوشد با این جنبش مقابله کند و بخش مهمی از مردم ناراضی را خانه نشین سازد که مبادا امنیت کشور در صورت فروپاشی نظام بر باد رود. اضافه کردم اما جنبش زن، زندگی آزادی تنها برای دمکراسی و رفاه وتبعیض ستیزی و برابری جنسیتی تلاش نمی کند بلکه بدرستی بر این تاکید دارد که بزرگترین تهدید علیه داخلی و منطقه ای کشور، وجود جمهوری اسلامی است که به کودکان هم رحم نمی کند و با تنش آفرینی امنیت منطقه ای را نیز به خطر انداخته است. شیمیایی کردن مدارس دخترانه و صدور بخشنامه تازه حکومت درباره مدارس و وادار کردن آنها به رعایت حجاب و توجه به نماز و شهریه گرفتن بیشتر از خانواده ها در این راستا است..

البته هربار که حکومت تلاش کرده با نگاه امنیتی به جامعه و کنترل ایدئولوژیک بیشتر نسل جوان و نوجوان در جستجوی شست وشوی نسل بعدی و جلوگیری از خیزش آنها علیه هنجارهای حکومت برآید شکست خورده است. اشاره کردم اگر هر نظام دیکتاتوری دیگری سعی می کرد در پی سرکوب خونین مردم، با برخی عقب نشینی ها “دلجویی” از مردم نارضی کند. اما این حکومت با سرکوب جنبش زن، زندگی آزادی به جای هرنوع عقب نشینی می کوشد با شدت به تلاش برای طالبانیزه کردن هرچه بیشتر ایران و به ویژه مدارس قدرت نمایی کرده و مانع از خیزش به ویژه نسل جوان شود. اما این اقدامات تنها شکاف جامعه باحکومت را شدت خواهید بخشید و نسل جدید که آگاهی و وجدان جمعی درآن افزایش یافته است حساس تر از گذشته به نقض حقوق خود واکنش نشان داده و بی ارتباطی

این نظام با ظرفیت جامعه ایران را در عصر جهانی شدن دریافته و در یافته است که تامین امنیت مردم و منطقه در گروه گذار از نظامی است که امنیت آنان را دهه ها است به خطر انداخته و اکنون نیز به جای هرگونه عقب نشینی در برابر خواست های مردم، با تلاش برای طالبانیزه کردن هرچه بیشتر کشور، تنها به شکاف درونی مردم و نظام هردم می افزاید و ایران را به نقطه انفجاری تری می کشاند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)