سرخ‌تر از برگِ چناری که چرخید و بر سنگ‌فرش جان داد،

آبان شد!

و از ابرهای کیپِ کینه

بر خیابان‌های متورم رگبار زخم ‌بارید

همین زخم‌هایی که خورده‌ای!

همین زخم‌هایی که خورده‌ایم!

همین زخم‌هایی که با دهان‌های بازِ رو در رو،

شهر را دیگر بار به میدانِ نعره فرا ‌می‌خواند

سرخ‌تر از برگی که بر زمین افتاد،

آبان ماند!

و فراخوان زخم‌های گشوده،

زخم‌های شخم‌خورده،

زخم‌های ناسور،

هنوز در کوچه‌ها از پنجره تا پنجره منعکس است

آبان ادامه یافت در آذر

آبان ادامه یافت در دی‌ماه

آبان ادامه دارد در این زمستان،

با سیلِ خون‌های ریخته در رگ‌های منبسط اعتراض

آبان ادامه خواهد یافت تا بهار

در کوچه‌های رگ‌کرده‌‌ی خواستن!

.

.
پویان مقدسی

دی‌ماه 1398

 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)