متاسفانه پس از چهل سال، بسیاری هنوز در شناخت پیچیدگی‌های سیستمی به نام جمهوری اسلامی و شیوه‌ی عملکردش مشکلات اساسی دارند، و در آمیختن این عدم شناخت با نیاز جمعی واپس‌گرایانه‌‌ای به نام قهرمان و ناجی، بلبشویی را می‌سازد که ما امروز با آن دست به گریبانیم.
این‌که این سیستم هنوز می‌تواند در این شرایط اسفناک داخلی و خارجی و با دانش به وجود تنفر عمومی و آشکار نسبت به خود، نزدیک‌ترین فرد به رهبر و یک فرمانده‌ی ارشد سپاه را با شعارهای آبکی ملی‌گرایانه و پوک و پوپولیستی، محبوب قلب عده‌ی کثیری بکند که در ظاهر و حتی شاید در باطن هیچ نزدیکی‌یی با این حکومت ندارند، و او را در میان آنان فرزند ایران و سرباز وطن و قهرمان ملی جا بزند، به این معنا ست که این عده‌ی نه چندان اندک هنوز این سیستم و شیوه علمش را به درستی نمی‌شناسند و هنوز هم می‌شود به سادگی از آنان و نقصان‌های‌شان سوء استفاده‌های اساسی کرد.
این‌که شخصیت‌هایی از طیف‌های مختلف فکری و اجتماعی و فرهنگی، ناگهان و یک‌باره در حمایت از قاسم سلیمانی هم‌دست و هم‌صدا و برای مرگ او عزادار می‌شوند و گروه بسیاری را هم به دنبال خود می‌کشند، این‌که محمود دولت آبادی حرف خامنه‌ای را تکرار می‌کند و اردشیر زاهدی حرف علی علیزاده را، و همه حرف هم‌دیگر را، نشان از وجود یک تشویش فکری و احساسی عمومی و عمیق در جامعه دارد که گسترش آن در این بزنگاه تاریخی بسیار خطرناک به نظر می‌رسد.
 
پویان مقدسی
دی ۱۳۹۸
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)