احساس میکنم 
به اندازه ی ذخایر نفت و گاز خاورمیانه تنها هستیم
و به وسعت دشت ها و دریاهاش دلتنگ!
بختمان به سیاهی نفت 
و روزگارمان سیاه تر از رنگ پوست بچه های آفریقا.
اینجا همه بازنده هستند!
دارا و ندار 
قدرتمند و ضعیف 
بالا و پایین 
بزرگ و کوچک 
قاتل و مقتول
چون اینجا کسی زندگی نمیکند 
اینجا فقط جنگ هست و جنگ هست و جنگ…
اما 
در دل این همه سیاهی 
انگار نور متولد شده است 
درد های مشترک، مشت های مشترک 
جوانه های مشترک، شعارهای مشترک
قلب های مشترک 
و آنقدر شبیه شده ایم 
که من مانده ام محل تولدم کجاست!
تهران یا امان،بیروت، دمشق، بغداد،کویت، ریاض،دوحه،دبی، مسقط،طرابلس،تونس…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)