اول ماه می فرا می رسد و طبقه کارگر فرصتی دوباره می یابد که به پشت سر خود نگاهی بیاندازد و به مبارزات خود در سال گذشته دقیق تر شود تا بتواند آنرا جمع بندی کند .برای طبقه کارگر در این جمع بندی هم مبارزات رو در روی خود با سرمایه داری و هم تحولات درون اردوگاه سرمایه داری بسیار حائز اهمیت است . در سالی که گذشت شکاف در اردوگاه سرمایه داری عمیق تر و رقابت های افسار گسیخته تشدید و تضادهای گروههای مالی وامپریالیستی نظامی تر و فشرده تر شده است . عمیق تر شدن این تضادها همچنان به روند سقوط ارزش نیروی کار در بازارهای ملی و جهانی شتاب بخشیده ، که نتیجه آن ثروتمندتر شدن تروتمندان و فقیرتر شدن فقرا و زحمتکشان در تمامی جوامع بشری ،کنترل افسار گسیخته کمپانی ها و تراست های فراملی بر زندگی و سرنوشت نه تنها انسان ها بلکه محیط زیست و به خرابی کشاندن هرچه بیشتر محیط طبیعی در کره خاکی ما است

رشد بحران نظام سرمایه داری ،ارزش نیروی کار را به چند شیوه پائین آورده است یکم از طریق بالا رفتن قیمت کالا در تقریبا تمامی کشورهای جهان . دوم از طریق از بین رفتن کارهای دائم و کاهش ساعات کاری و تغییر کارهای دائمی به کارهای موقت و ایجاد لشکر انبوهی از بیکاران و بالاخره سوم ایجاد بحران های کاذب و سقوط ارزش پول کشورهای مختلف .

همزمان برای ادامه و تثبیت روند کاهش ارزش نیروی کار طبقه کارگر، بورژوازی چند مسئله اساسی را همراه هم سازماندهی کرده و به جلو می برد: یکم سرکوب آزادی های اجتماعی و به ویژه جلوگیری از ایجاد تشکل های کارگری و سازمان های مدافع طبقه کارگر. دوم درهم شکستن تفکر انقلابی در جوامع و پر کردن آن با خرافات و اندیشه های ضد دموکراتیک و ضد کمونیستی در طبقه کارگر. سوم ایجاد دولت های مرتجع بوروکراتیک – نظامی و بالاخره چهارم ایجاد جنگ های منطقه ای داخلی و بین دولت ها.

در چنین شرایطی رژیم جمهوری اسلامی با بحران عمیق درونی و بیرونی اجتماعی روبه رو است که با فشارهای سیاسی و اقتصادی کشورهای امپریالیستی غرب تشدید شده است . این بحران همه عوامل و نتایج تضادهای سرمایه داری را در خود نهفته دارد. به علاوه، رژیم اسلامی به عنوان یک رژیم مذهبی دارای تضادهای عمیق فرهنگی با مردم خود نیز هست . اما تمام عوامل بحران سرمایه داری در ایران در مرحله اول نیروی کار و زحمتکشان جامعه را مورد هدف قرار داده و فشار های اقتصادی به طور مستقیم وضع معیشتی خانواده های کارگر و زحمتکش را به سطح نازلتری کشیده است . طبق تصمیم شورای عالی کار، حداقل حقوق کارگر در سال ۱۳۹۲ شمسی با ۲۵ در صد افزایش ، ۴۸۷۱۲۵ تومان تعیین شده است. اما طبق آمار دولتی نرخ رشد اقتصادی در حد صفر و رشد قیمت ها به ۳۵ درصد می رسد. با یک حساب ساده معلوم می شود با احتساب اضافه کردن حقوق پایه ای و رشد قیمت ها طبقه کارگر و مزدبگیران واحد های تولیدی حداقل ۱۵- ۲۰ در صد از درآمد خود را ازدست داده اند ، آنهم در شرایطی که آمارهای دولتی به علت دروغ گویی های حاکمیت همیشه از آمارهای واقعی کمتر بوده است و کارگرانی مورد بررسی این آمار هستند که دارای کار دائمی بوده اند . برای یک خانواده کم درآمد از دست دادن ۱۵ تا ۲۰ درصد درآمد را فقط می توان با شرایط اسفبار توضیح داد و بیان کرد. بسیاری از این خانواده ها به علت فقر شدید مجبور به کارهایی شده اند که با شئون و حیثیت انسانی همخوانی ندارد مثلا زود شوهر دادن دختران و….اما همان طور که می دانیم در سال گذشته صدها واحد تولیدی یا از کار افتاده و یا به صورت نیمه وقت کار کرده است و در نتیجه دهها هزار کارگر یا بیکار و اخراج شده و یا به صف کارگران نیمه وقت پیوسته اند . همین جا خوب است که به این نکته اشاره شود که دولت اسلامی با واردات اجناس مشابهی که در داخل تولید می شود، خود باعث از کار افتادن هزاران واحد تولیدی شده است در حالی که واردکنندگان همان کالاها از خارج با زد و بند با حاکمیت به میلیاردها تومان پول رسیده اند. در واقع سرمایه داری در ایران با سیاست های منجمد کردن حقوق کارگران و طبقات تحتانی و باز گذاشتن دست بورژوازی تجاری نه تنها باعث کاهش تولید اجتماعی شده، بلکه از قِبَل این کاهش و رانت خواری ( عمدتا از پول نفت ) باعث به فلاکت کشاندن میلیون ها خانواده کارگری شده است . برای کسانی هم که کار خود را از دست داده اند فشارها آن چنان بالا است که برخی از جناح های حکومتی هم خطر را حس کرده و برای عقب نیافتادن از اوضاع گاه گاهی پی آمدهای آنرا به حاکمان اسلامی گوشزد می کنند . دولت برای جلوگیری ظاهری از کاهش درآمد خانواده های کم درآمد با بالا بردن حداقل حقوق موافقت کرده است و با این موافقت دست به چاپ اسکناس های درشت زده است و باعث تورم بیشتری شده است . حتی با احتساب یارانه ها که با رشد قیمت ها عملا دیگر هیچ تاثیری در وضیعت اقتصادی خانواده های کم درآمد ندارد، دولت بیشتر از پولی که به این گروه از خانواده ها می پردازد آنرا از طُرُق دیگری پس می گیرد . اقتصاد ایران در سال ۱۳۷۴، نرخ تورم ۴/ ۲۹درصدی را تجربه کرده بود. در سال ۱۳۷۳ نیز نرخ تورم ۲/ ۲۵درصد بود. به این ترتیب، نرخ تورم سال ۱۳۹۱ با عبور از مرز ۳۱ درصد به بالاترین رقم طی ۱۷ سال گذشته رسید.

از طرف دیگر دولت با کاهش خدمات اجتماعی ، بی توجهی به سلامتی محیط کار و عدم رعایت مقررات ایمنی باعث عدم امنیت در محیط کار شده است . طبق آمارهای سازمان های دولتی درصد مرگ و صدمه در سال گذشته نسبت با سال های قبل ۴٫۵ – ۵ در صد افزایش را نشان می دهد . همزمان با بالا رفتن درصد مرگ و صدمات در محیط کار، سازمان تامین خدمات اجتماعی از طُرُق” قانونی “به کاهش شدید خدمات درمانی و بازنشستگی و … دست زده است . بدین ترتیب دولت و سازمان های بیمه عملا مسئولیت خود را در قبال تامین خدمات ایمنی نیروی کار کم کرده و از زیر بار آن شانه خالی کرده است .

در رژیم جمهوری اسلامی، قوانینی که برای خالی نبودن عریضه خواهان دفاع از اقشار ضعیف هستند در بایگانی ها خاک می خورند و قوانین و مقررات ضد کارگری نعل به نعل اجرا می شود . به هر صورت، رژیم اسلامی برای گذار از بحران هایش بسیار فریب کارانه نیز عمل می کند. رژیم سرمایه داری در ایران عملا همچون کشورهای اروپائی دارد ریاضت کشی اقتصادی را به کارگران و زحمتکشان تحمیل می کند. اما اسم رمز آنرا خامنه ای رهبر حکومت اسلامی حماسه سیاسی اقتصادی می نامد و خواهان آرامش سیاسی و کار بیشتر اقتصادی و در واقع سود بیشتر اقتصادی از گرده کارگران است . ظاهرا همه کاربه دستان وعده رشد اقتصادی می دهند و از کارگران می خواهند که کمربندها را سفت کنند و سخت تر و با پول کمتری کار کنند . اما حتی در دوران رشد اقتصادی سرمایه داری نیز کارگران و زحمتکشان و به طور کلی نیروی کار چیزی بیشتری از کل درآمد تولیدشده نصیبش نمی شود.

امروز در ایران خط فقر برای یک خانواده ۴ نفره یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا دو میلیون تومان است در حالی که برای تحصیل این درآمد یک نان آور خانواده کارگری مجبور است به طور دائم اضافه کاری کرده و یا به چند کار همزمان روی بیاورد . این در حالی است که خرید گوشت و مایحتاج پروتئینی به یک معضل جدی برای خانواده های کم درآمد تبدیل شده است . ابعاد فقر و فلاکتی که رژیم اسلامی بر کارگران تحمیل کرده است در برخی مواقع غیر قابل تصور است . برای مثال یک خانواده کارگری با دو بچه که ماهی ۷۰۰ هزار تومان درآمد دارد که بسیارهم نادراست، باید کرایه خانه ۵۰۰ هزار تومانی بپردازد و گوشت کیلوئی ۳۰ هزار تومان و گوجه فرنگی کیلوئی ۵۰۰۰ و نان کیلوئی ۵۰۰ تا ۱۰۰۰تومانی بخرد . برای بسیاری از خانواده های زحمتکش تهیه گوشت تقریبا غیرممکن شده است . فاجعه وقتی کامل می شود که یکی از این خانواده ها برای ماههای طولانی حقوق دریافت نکرده و مجبور است تمام مخارج را تحمل کند . سرپرست خانواده ای که بعد از ماهها کار طاقت فرسا قادر به سیر کردن شکم فرزندان و خانواده خود نیست و هیچ راه و چشم اندازی برای حل این مشکل هم ندارد دچار ناراحتی های روحی و روانی می شوند. به همین دلیل آمار خودکشی هم در ایران بالا رفته است .

اما تحمیل این شرایط به طبقه کارگر به دلیل مقاومت و مبارزه کارگران نمی تواند بدون سرکوب های گسترده انجام گیرد . به همین دلیل هم اکنون صدها فعال کارگری و فعالین مترقی اجتماعی صرفا بعلت دفاع از حقوق پایه ای و اولیه خود و همکارانشان در زندان های جمهوری اسلامی بسر می برند. اعدام ، شکنجه ، خرد کردن شخصیت های سیاسی ، بیرون کردن مبارزین مترقی از زمینه های فعالیت های اجتماعی ، جلوگیری از ایجاد تشکل های مستقل کارگری و دیگر تشکل های مستقل مانند تشکلات دانشجوئی زنان و غیره … بخشی از شیوه هائی است که رژیم برای حفظ کنترل بر نیروی کار و بهره کشی هر چه بیشتر از کارگران و زحمتکشان به آن دست یازیده است .

مبارزان پیشرو کارگری ایران در تعداد اندک و ناچیزی از رشته ها و بخش ها بعد از سال ها سرکوب قادر شده اند که تشکل خود را بوجود بیاورند و توانسته اند با همه سرکوبگری دولت هم چنان به مثابه پیشروان جنبش کارگری ایران کمک های موثر و اساسی به شکل گیری تشکل یابی مستقل کارگری انجام دهند . یکی از مشکلات عمده ای که همه فعالین کارگری چه آنهائی که در زندان هستند و چه آنهائی که در بیرون و خارج از کشور زندگی می کنند در سر راه مبارزه خود عنوان می کنند ، نبود یک حزب کارگری با اتوریته و توده ای است که بتواند مبارزات بخش های مختلف کارگری را به هم پیوند داده و نقش تاریخی طبقه کارگر را برای تغییر دنیای سرمایه داری کنونی ازطریق هدایتی انقلابی فراهم کند .

به هر حال بحران سرمایه داری و فقرو فاقه ای که بر طبقه کارگر تحمیل کرده است ، در عین این که به لحاظ معیشتی و اقتصادی طبقه کارگر را به فلاکت و خط زیر فقر کشیده، ولی باعث آبدیده تر شدن کارگران در مبارزه و تجربه گیری آنان از این بحرانها نیز شده است . نمونه های زیادی در سال های اخیر درمورد همبستگی کارگران روی داده که مبارزات یک بخش طبقه کارگر با حمایت بخش های دیگری روبه رو شده و این حمایت باعث شده است که رژِیم از ترس گسترده تر شدن اعتراضات کارگری دریک دست شمشیر و دردست دیگربه بخشی از خواسته های کارگران در یک محدوده جواب دهد . آن جا هم که تشکلات کارگری متحدانه عمل نکرده اند دست جمهوری اسلامی در سرکوب و یا اخراج های گسترده بازتر شده است . اعتراضات علیه حداقل حقوق پایه برای سال ۹۲ همچنان ادامه داشته و کارگران هنوز زیر بار قانون تامین خدمات اجتماعی نرفته اند و این کشاکشی است که رژیم هنوز نتوانسته به نفع خود پایان دهد و در بسیاری مواقع مجبور به عقب نشینی چه به صورت تاکتیکی و چه به صورت واقعی شده است . با این وجود همچنان سرکوب فیزیکی و بگیر و ببند و زندان و شکنجه و اعدام اصلی ترین شکل سرکوب جنبش عدالت طلبانه کارگران و زحمت کشان در ایران است .

به هر حال، رژیم سرمایه داری در ایران صرفا با سرکوب های فیزیکی و بگیر و ببند نمی تواند به حاکمیت ارتجاعی خود ادامه دهد. درنتیجه برای تحکیم و ادامه حاکمیت اش ، رژیم اسلامی با بهره گیری از خرافات مذهبی و به کار گیری قوانین مذهبی و صرف میلیونها تومان از ثروت مردم در خدمت حوزه های ضد علمیه قم و مشهد و….. و برپائی دروس مذهبی در مدارس و دانشگاهها ، تمام تلاش خود را در جهت تحمیق مردم به کار گرفته است. اما خوشبختانه نتوانسته با همه ترفندها و استفاده از قدرت سیاسی و حاکمیت اقتصادی ، خرافات فکری را همگانی کند. روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان ایرانی با تولید های گوناگون فرهنگی و معنوی که در این سال ها بوجود آورده اند، بسیاری از نقشه های رژیم اسلامی را در زمینه های فرهنگی نقش بر آب کرده اند . تلاش برای خرافی کردن همه ایده های زندگی اجتماعی و خصوصی با کمک مذهب و نیروها و سازمان های گوناگون دولتی یکی دیگر از اهرم های رژیم برای عقب راندن توده ها به لحاظ فکری و آگاهی اجتماعی و در تحمیق نگاه داشتن آنان است .

طبقه کارگر در ایران با مشکلات دیگری از جمله عدم حضور یک نیروی سیاسی متحد کمونیست در صحنه مبارزه طبقاتی روبه رو است . نیروهایی که خود را مدافع طبقه کارگر و کمونیست می دانند در پراکندگی و تشتت بسر می برند. ناشی از این عدم پیوند هر روزه ضعیفتر و کم تاثیرتر از گذشته شده اند . خوشبختانه در این زمینه هم جنبش کمونیستی و نیروهای مدافع طبقه در حال تلاش برای گذار از این وضعیت هستند. نشست نیروهای کمونیست در آلمان بعد از مدتها دوری سازمان سیاسی چپ و کمونیست از هم، می تواند نکته مثبتی باشد در صورتی که این نیروها بتوانند با حرکت تاریخی طبقه کارگر برای ایجاد حزب و کسب قدرت سیاسی درست برخورد کنند .

اما رژیم جمهوری اسلامی با همه فشارها و سرکوب هایی که به کارگران و زحمتکشان و دیگر نیروهای دموکرات و مترقی وارد می کند، نمی تواند از مرگ محتوم خود بگریزد . طبقه کارگر آن طبقه اجتماعی است که نه تنها رژیم اسلامی سرمایه، بلکه هر رژیم سرمایه داری دیگری را به موزه تاریخ خواهد سپرد و دنیای نوینی خواهد ساخت . دنیایی که در آن ستم و استثمار و استعمار دیگر جائی ندارند و بر پرچم آن نوشته شده از ” از هر کس به اندازه کارش و به هر کسب به اندازه نیازش ”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)