در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم
چند مغایرت کنی؟ با غمت آشنا منم

پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای
از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم

شیر تویی ، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی
شمس تویی، قمر تویی، ذره منم، هبا منم

خواجه ی با ادب تویی، بنده ی بی حیا منم
کعبه تویی ، صنم تویی، دیر تویی، حرم تویی،

دلبر محترم تویی
عاشق بینوا منم

شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا
رسته ز کبر و از ریا، مظهر کبریا منم

طاهره خاک پای تو، مست می لقای تو
منتظر عطای تو معترف خطا منم

خانه ای که طاهره در آن زندانی بود

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر می‌کنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و می‌خواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com