دستاورد اقدام سران سه قوه در افزایش قیمت بنزین با تائید خامنه ای، چند جانبه و در کل به کوچکتر شدن قایق نظام منجر شده است. اعلام گرانی بنزین در ساعات اولیه بامداد جمعه 24 آبان، گذر از چند خط قرمز و نقض قوانین و مقررات  جمهوری اسلامی بود، و به همین علت ابتدا مردمی که تحت فشار اقتصادی بودند به این عمل اعتراض کردند، بلافاصله پس از اعتراض مردم، مراجع دینی وابسته به حکومت وارد میدان شده و از دولت خواستند تا در اطلاعیه خود تجدید نظر کرده و قیمت ها را به قبل برگردانند. پیرو اعلام نظر آیات عظام حکومتی، نوبت به تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید که به روش اخذ تصمیم در ارتباط با افزایش قیمت بنزین را خلاف قانون اساسی دانسته و آنرا فاقد مشروعیت قانونی اعلام و گفتند اگر قرار است سران قوا قانون وضع کنند دیگر چه نیازی به مجلس است، و حتی شورای مصلحت نظام طی اطلاعیه ای دخالت خود در صدور بخشنامه افزایش قیمت بنزین را مردود دانست ، موج مخالفت با مصوبه چنان بالا گرفت که تعدادی از نمایندگان مجلس قول دادند در اولین جلسه مجلس طرحی با دو یا سه فوریت بمنظور لغو مصوبه سران سه قوه به هیات رئیسه ارائه کنند. واکنش مراکز قدرت در حوزه دینی و مجلس ، در شنبه 25 آبان با چنان قدرتی ابراز می شد، که مردم از حرکات اعتراضی خود کاسته و منتظر شنبه و لغو مصوبه بودند.

صبح شنبه موعود،  رهبر جمهوری اسلامی بصورت غیر مترقبه و در ابتدای کلاس درس خارج و در حالیکه طلاب منتظر شنیدن مطالبی از  المکاسب المحرمه اثر مرتضی انصاری یا تحریر الوسیله اثر سید روح‌الله خمینی یا احادیث وسائل الشیعه نوشته حر عاملی بودند، وارد بیراهه شد و به مسئله گران شدن قیمت بنزین پرداخت، با این مضمون، من کارشناس نیستم، به سران سه قوه گفتم، اگر شما بر روشی در خصوص بنزین تفاهم کنید، من هم آنرا قبول خواهم داشت. و از آن حمایت می کنم.

رویکرد ضعیف خامنه ای به چالشی که با مخالفت اعیان و ابواب نظام روبرو بود و دستگاه های تحت نظارت سران قوا ، هریک انگشت اتهام را به طرف دیگران گرفته ، و کوشش می کردند خود را از مسئولیت پیشنهاد دهنده مبرا نمایند، با روشی که بقول علمای اسلام، صغرای آن با کبرا در تناقض بود، نشانه آشکاری از بزدلی و عدم اعتماد به نفس او در روبرو شدن با مشکلات است.

سران جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس، هر روزه در ترس از سرنگونی حکومت خود بسر برده اند، تداوم نگرانی سقوط در طول چهل سال گذشته به توسعه ساختار امنیتی در داخل و خارج کشور، و به رواج همه گیر فساد در عرصه های مختلف اعم از مالی، اداری، اجتماعی، اخلاقی، و سیاسی  انجامیده، و هزینه هائی که استراتژی ترس به دوش مردم گذاشته معادل 80% درآمدهای کشور بوده. و پیامد هزینه های عجیب و غریب امنیتی به فقر و فلاکت مردم منتهی شده ، که آثار آن در حرکات اعتراضی مردم بروز پیدا کرده است.

علت وحشت دائمی حاکمان از سرنگونی علیرغم پشتوانه عظیم مردمی در ابتدای انقلاب، علم به این نکته بوده که خود می دانستند، دانسته های آنان برای ارائه به مردم و پیشبرد اهداف زندگی اجتماعی از قبیل رفاه، راحتی، آسایش، و امنیت بی محتوا و غیر کارآمد است. لذا در صدد بر ساختن دشمنی برآمدند که با هدف گذاری آن، ناتوانی های نظام جمهوری اسلامی را در پس کینه ورزی با دشمن پنهان و تمامی کاستی ها و عدم توانائی ها را به گردن او بی اندازند.

جمهوری اسلامی در چهل سال حکمرانی، در عرصه های مختلف دچار شکست و ناکامی شده مردم عادی که در ابتدای انقلاب در سطح وسیعی از نظام جدید پشتیبانی می کردند، بعلت غلتیدن در فقر و از دست دادن یک زندگی حداقلی به صف مخالفان پیوسته اند، کارگزاران جمهوری اسلامی که خود از بانیان و برپاکنندگان انقلاب و تاسیس حکومت بوده اند، در ایستگاه های مختلف و به عناوین مختلف از قطار انقلاب پیاده شده اند، روابط بین المللی دولت با اکثر کشورها دچار آسیب های زیادی شده و در طول دوره حکمرانی با انواع تنبیه از طرف جامعه جهانی روبرو بوده، و در بعضی موارد تا لبه سقوط به جنگ با همسایگان و قدرت های بزرگ جهانی پیش رفته است.

رویکرد نادرست حکومت در روبروئی با نقاط ضعف خود، از نقاط قوت آن که عمدتا در پشتیبانی توده مردم متمرکز بود، به سرعت کاست، بطوریکه پس از چهل سال، در حال حاضر تنها راه بقای حکومت نشستن بر سرنیزه برای ادامه حکمرانی است.

حاصل عملکرد چهار دهه حکومت مداری جمهوری اسلامی، حضور تعدادی روحانی دون پایه، که از آنچه تهی هستند روحانیت است،  جمعی اراذل و اوباش که در کسوت عوامل حکومت برای سرکوب مردم مورد استفاده قرار می گیرند و عده ای زبل و شارلاتان که خود را به حکومت چسبانده و با تظاهر به هواداری از روحانیون نادان ، بدنبال کسب مال و منال با ارقام نجومی بوده و با درآمد از حکومت اسلامی به اعمال خلاف خود که نشانگر چهره واقعی آنها ست مشغولند .

امروزه حکومت جمهوری اسلامی، فاقد انسجام ساختاری یک دولت بوده، و نحوه حکمرانی آن، به سبک لمپن هائی است که در کاخ زندگی و با ماشین ضدگلوله رفت و آمد و برای رفع تنگناهای حکومت، نامه در چاه جمکران می اندازند. ترمز قطار جمهوری اسلامی کشیده شده و در حال ایستادن است، حتی اگر چند صد متر هم خط ترمز قطار امتداد داشته باشد، محکوم به ایستادن است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)