طی چند سال گذشته هر وقت صحبت از عدالت و عدالت خواهی در ایران شده، هر زمان که فرد یا گروهی برای تغییر وضعیت موجود تلاش کرده یا اعتراضی را شکل داده، به سرعت دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی به صدا درآمده است که هر چه در کشور نداریم، امنیت که داریم. حالا اما، با انتشار گزارش موسسه اقتصاد و صلح مشخص شده است که این حرف شعاری بیش نیست و در کشور ایران امنیت هم وجود ندارد.

به تازگی انستیتو اقتصاد و صلح (Institute for Economics and Peace) که مرکز آن در کشور استرالیا قرار دارد، گزارشی در خصوص رده‌بندی میزان امنیت کشورهای مختلف جهان منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، امنیت کشور ایران در میان 163 کشور جهان، 139 است. میزان امنیت در ایران نسبت به سال گذشته، 9 پله کاهش یافته است. یعنی اگر شرایط امنیت در ایران به همین منوال پیش برود، در کمتر از دو سال دیگر جمهوری اسلامی می‌تواند سطح امنیت ایران را به انتهای جدول برساند. این در حالی است که پایین‌ترین رتبه در اختیار سوریه است و در این کشور همچنان جنگ ادامه دارد. یعنی سطح امنیت ایران با یک کشور جنگ‌زده تفاوت اندکی دارد!

رتبه‌بندی صلح جهانی به وسیله انستیتو اقتصاد و صلح بر اساس ۲۳ شاخص مختلف مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این شاخص‌ها در سه بخش کلی تقسیم‌بندی می‌شوند؛ میزان امنیت در کشور، تداوم درگیری‌های نظامی و میزان نظامی شدن کشور. برای نمونه، در بخش امنیت کشور مسایلی همانند میزان قتل در سال، تعداد زندانیان، تعداد افراد فعال در پلیس و میزان کشف بزه (جرم) مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین در بخش میزان نظامی شدن کشور مواردی همانند تعداد سربازان عضو نیروهای نظامی، میزان هزینه‌های نظامی با توجه به عملکرد اقتصادی و صادرات اسلحه را مورد ارزیابی قرار داده است.

 

میزان امنیت در کشور

در سال 2018 موسسه بین‌المللی گالوپ که در زمینه‌ آمارگیری فعالیت گسترده‌ای دارد، پژوهشی در خصوص تعیین عصبانی‌ترین مردم جهان انجام داد که بر اساس گزارش این موسسه در بین 145 کشور جهان، ارمنستانی‌ها، عراقی‌ها و ایرانی‌ها به ترتیب رتبه‌های نخست تا سوم عصبانی‌ترین مردم جهان را به خود اختصاص دادند.

همچنین در این تحقیق آمده است که 34 درصد از مردم جهان به طور روزانه احساس غم دارند، 48 درصد دچار استرس هستند و 50 درصد آنها نگرانند. این آمار را بگذارید در کنار اعلام رسمی معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی مشهد در مرداد امسال که خبر داد 25 درصد ایرانی‌ها عصبی، بدخلق یا افسرده هستند. یعنی از هر 4 نفر، یک نفر با مشکل جدی روانی دست و پنجه نرم می‌کند که در این میان زنان با حدود 60 درصد، سهم بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند.

به این موضوع توجه کنیم مواردی که در این گزارش به آنها اشاره می‌شود، آمار رسمی هستند. همیشه آمار رسمی – دست‌کم در ایران – از آمار واقعی و ملموس در جامعه بسیار متفاوت است، ولی اگر ملاک ما همین آمار رسمی باشد،‌ در نظر داشته باشید چه موجی از خشم در جامعه ایرانی هر روز بر سر مردم آوار می‌شود.

وقتی از 25 درصد یا به عبارتی یک چهارم مردم صحبت می‌کنیم، در اصل به این موضوع اشاره داریم که از جمعیت حدود 80 میلیون نفری ایران نزدیک به 20 میلیون نفر در شهرهای مختلف کشور عصبانی، بدخلق یا منزوی و گوشه‌گیر هستند. در چنین جامعه‌ای امنیت چه مفهومی پیدا می‌کند؟

بر اساس آماری که در سال 2015 از سوی رسانه‌ها منتشر شد، در هر دقیقه یک درگیری در ایران به ثبت می‌رسد که این درگیری‌ها منجر به قتل یا آسیب‌های بسیار جدی همانند نقص عضو می‌شود. اگر فرض کنیم این آمار در سال 2019 هیچ تغییری نکرده و شرایط آزاردهنده‌تر نشده است، جای بسی قدردانی خواهد بود، اگر حاکمان جمهوری اسلامی توضیح دهند وقتی از امنیت صحبت می‌کنند، به طور دقیق منظورشان چه نوع امنیتی برای مردم است!

هر عقل سلیمی تایید می‌کند که زندگی کردن در جامعه‌ای که هر دقیقه در آن یک اتفاق هولناک به وقوع می‌پیوندد و در عمل شهروندان از هیچ امنیت مالی و جانی برخوردار نیستند، بسیار دشوار است؛ در این میان پیدا کنید تامین‌کنندگان امنیت را!

با توجه به آنچه گفته شد، بدون تردید وقتی حاکمان جمهوری اسلامی از امنیت صحبت می‌کنند،‌ منظورشان امن بودن زندگی برای سردمداران و مدیران ارشد، میانی و گاه پایین‌دستی حکومت است که به شادمانی مشغول زندگی و خوشگذرانی هستند. همچنین منظور حکومت از امنیت، قلع و قمع شدید و بی‌رحمانه منتقدان و معترضان به حکومت‌داری مسوولان جمهوری اسلامی است که موجب ویرانی اقتصاد و نابودی زندگی بیش از 70 درصد مردم ایران شده است.

 

تداوم درگیری‌های نظامی

یکی دیگر از شاخص‌های انستیتو اقتصاد و صلح، تداوم درگیری‌های نظامی است. موضوع دخالت ایران در ایجاد درگیری‌های نظامی بلندمدت در کشورهای مختلف از جمله لبنان، یمن، سوریه و بحرین به قدری روشن است که هیچ جایی برای انکار آن وجود ندارد.

این درگیری‌ها برای حاکمان جمهوری اسلامی حکم بقا را دارد. بنابراین هر اندازه که این درگیری‌ها بیشتر طول بکشد،‌ به همان اندازه بقای حکومت آخوندها نیز بیش‌تر تضمین می‌شود. در این شرایط چه جایی برای امنیت یک کشور باقی می‌ماند؟

همان‌طور که دیدیم در جریان اعتراض‌های مردمی در عراق، مردم به کنسول‌گری ایران حمله کردند و عکس خامنه‌ای و روحانی را از هم دریدند.

گذشته از این‌که دولت‌هایی که جمهوری اسلامی در کشور آنها دست به ایجاد فعالیت‌های نظامی می‌زند و شرایط را برای‌شان ناامن می‌کند، تبدیل به دشمنی فعال (بالفعل) می‌شوند، همسایگان و هم‌پیمانان نظامی این کشورها نیز به ایران، به چشم دشمن نگاه می‌کنند. در چنین شرایطی، چگونه می‌توان به امنیت یک کشور امیدوار بود؟

در خوش‌بینانه‌ترین شرایط، حاکمان این کشورها و هم‌پیمانان آنها تلاش می‌کنند تا به نوعی تلافی کنند. شاید این موضوع در کوتاه‌مدت آشکار نشود و شرایط کلی ایران نشان از امنیت داشته باشد، اما آنجا که مرزبانان ایرانی را می‌ربایند و بعد از گذشت ماه‌ها ۲ نفر از آنها را همچنان در اسارت نگاه‌ می‌دارند یا آنجا که ایرانی‌ها هنگام مسافرت به کشورهای مختلف از جمله عربستان یا گرجستان با برخوردهای نامناسب افسران در فرودگاه مواجه می‌شوند،‌ به روشنی مشخص می‌کند که امنیت، در سطحی‌ترین شکل آن و به صورتی کاملا شکننده و ناپایدار برقرار است و این شرایط با کوچک‌ترین رویدادی از هم گسسته خواهد شد و آنچه نصیب مردم ایران می‌شود، هجوم بیش‌تر مشکلات و گرفتار‌های است.

 

میزان نظامی شدن کشور

در سال 1394 (2015) میزان بودجه نظامی ایران بر اساس اعلام خبرگزاری‌های رسمی، 12 میلیارد دلار بوده است. در سال 1398 (2019) این رقم به 17 میلیارد و 400 میلیون دلار رسیده است. بر اساس اعلام رسمی خبرگزاری‌های دولتی در ایران، کل بودجه سال 98 با تبدیل ریال به دلار 5700 تومانی – در حالی که دلار در صرافی‌ها نزدیک به 12 هزار تومان خرید و فروش می‌شود – چیزی در حدود 298 میلیارد دلار می‌شود. یعنی بودجه نظامی ایران در حدود 20 درصد کل بودجه را به خود اختصاص می‌دهد و امسال بودجه نظامی جمهوری اسلامی از اسراییل و کانادا نیز بیشتر بوده است. در حالی که بودجه نظامی اروپا کاهش یافته است!

آیا می‌توان دولتی را در جهان یافت – حتی هم‌پیمان ایران – که از این افزایش ناگهانی و قابل‌توجه بودجه نظامی در ایران احساس امنیت کند و هیچ تمهیدی را برای احتمال درگیری با چنین کشوری را در نظر نگیرد؟ آن هم در شرایطی که همه دنیا می‌داند که ایران در زمینه تولید موشک‌ و تلاش برای دستیابی به فناوری‌های هسته‌ای تلاش بسیار زیادی از خود نشان می‌دهد و بر اساس اعلام مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی آمریکا در واشنگتن که به تازگی منتشر شده است، در حال حاضر ایران بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین انبار موشک در خاورمیانه را دارد و جمهوری اسلامی تحت عنوان برنامه فضایی، همچنان در زمینه توسعه فناوری موشک‌های دوربرد خود فعالیت می‌کند.

به راستی داشتن این اندازه موشک که برد برخی از آنها تا 2 هزار کیلومتر می‌رسد، می‌تواند انگیزه‌ای به جز جنگ‌طلبی و ایجاد آشوب در جهان داشته باشد؟ حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که بحث بر سر بنیه دفاعی است، چگونه است که کشورهای اروپایی با اینکه همواره با آمریکا در رقابت‌های مختلف سیاسی هستند و تاکنون بارها از سوی گروه‌های افراطی مسلمان در خاورمیانه تهدید شده‌اند، در زمینه تولید ابزار نظامی تا این اندازه تلاش نمی‌کنند؟ آیا دولت این کشورها اهمیتی به دفاع از کشور خود نمی‌دهند؟

وقتی صحبت از بودجه نظامی می‌شود، رسانه‌های حکومتی به سراغ بودجه نظامی دیگر کشورهای جهان به خصوص آمریکا می‌روند و قصد دارند این را به مخاطبان – بخوانید مردم ایران – القا کنند که تنها برای دفاع دست به تولید موشک و دیگر سلاح‌های نظامی می‌زنند.

مهم‌ترین مشکل حاکمان جمهوری اسلامی در توجیه بودجه نظامی‌شان این است که اشاره‌ای به فرستادن مستشار – بخوانید نیروهای نظامی – و اسلحه و دیگر ابزار جنگی به کشورهای مختلف از جمله لبنان و یمن و سوریه نمی‌کنند. دفاع، با صادرات اسلحه و تولید و به‌کارگیری ابزار نظامی برای سلطه‌جویی کاملا متفاوت است.

بسیار روشن است که چنین حکومتی همواره مورد بدبینی دیگر کشورها قرار خواهد داشت. به خصوص که حاکمان ایران طی ۴ دهه گذشته ثابت کرده‌اند در اندیشه تسلط بر جهان هستند و از هیچ جنایتی ابا ندارند. در چنین شرایطی ناپایداری، بدون شک صحبت کردن از برقراری امنیت توسط یک حکومت پذیرفتنی نیست. متاسفانه حاکمان ایران، این کشور و مردم آن را طی چند دهه گذشته به لبه پرتگاهی برده‌اند که هر لحظه احتمال فروغلتیدن در آن وجود دارد و آن کسی که باید تاوان سنگین سقوطی مرگبار را بدهد،‌ مردمی هستند که دیگر توانی برای آنها باقی نمانده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)