با گذشت شش روز از جنبش اعتراضی جاری، فضای حاکم بر جامعه چه در صف مردم وچه در صف دشمنان مردم، تردیدی باقی نمیگذارد که یکبار دیگرجامعه بعد از خیزش دیماه نود وشش به خروش درآمده است. اگر چه آن خیزش به شدیدترین شکلی سرکوب شد و جز این هم از رژیمی که از همان ابتدای به قدرت رسیدنش به سرکوب هر اعتراضی پرداخته بود،نمی توان انتظار داشت، با این وجود آنچه بعد از خیزش دیماه در زیر پوست جامعه جریان داشت ، اکنون با افزایش نرخ بنزین و هجوم دولت به زندگی و معیشت مردم به سطح جامعه آمده است. مردم به تجربه دریافته اند که افزایش قیمت بنزین بلافاصله افزایش قیمت تمام کالاهای اساسی را به دنبال خواهد داشت. مردم به تجربه دریافته بودند که رژیم به بهانه های مختلف به سفره آنها حمله کرده و آنچه را که به یغما برده، هزینه بلند پروازیهای خود در منطقه و هزینه ارگانهای سرکوب و مؤسسات ترویج خرافات و عقب مانده ترین عقاید و تحمیق بخشهائی از جامعه نموده است. مردم به تجربه دریافته بودند که هر وقت کفگیر رژیم به ته دیگ می خورد، هجوم به سفره خالی مردم در دستور فرار میگیرد.

مردم در هفته های گذشته دیده بودند که از اکوادور تا شیلی ، از هائیتی تا مصر ، از فرانسه تا پاکستان و از الجزایر و لبنان تا عراق، گرسنگان دست به شورش زده بودند. در همه این شورشها آن چیزی که انگیزه مردم برای شورش بود، هجوم به هست و نیست آنان بود که دولتهای کارگزار سرمایه و دولتهای پیشبرنده سیاستهای نئولیبرالی، کم درآمدترین حلقه های جامعه را مورد حمله قرار داده بودند. مگر نه اینکه جنبش جلیقه زردها در فرانسه علیه افزایش مالیات بر انرژی آغاز شد و در تداوم یکساله خود به جنبشی فرا روئیده که مرزهای فرانسه را پشت سر گذاشته است. مگر نه اینکه اکنون نزدیک به نه هفته است که همه روزه گرسنگان هائیتی به خیابان میایند، مگر نه اینکه کاهش مالیات سرمایه داران و همزمان کاهش مرخصی و کاهش بیست درصدی حقوق و مزد کارکنان غیر دائمی، خذف یارانه های دیزل و بنزین، مردم اکوادر را در بعد صدها هزار نفره به خیابان کشانده و در مقابل اعلام آمادگی دولت برای مذاکره با معترضین، اینان گفتند که “با دولت سرکوبگر و جنایتکار مذاکره نخواهند کرد.” مگر نه اینکه در شیلی افزایش قیمت بلیط متروها یک جنبش اعتراضی میلیونی بوجود آورد که یادآور مقاومت مردم در مقابل کودتای پینوشه در سی سال پیش بود. مگر نه اینکه جنبشهای اعتراضی در الجزایر، لبنان و عراق نان و آزادی میخواستند و حتی کشته شدن نزدیک به سیصد نفر در عراق نتوانسته است مردم معترض را به خانه برگرداند. همه این جنبشهای اعتراضی در مقابل چشمان مردم ایران صورت میگرفت و بویژه مردم بیش از همه خود را با معترضین درلبنان و عراق همسو و همسرنوشت میدیدند، از آنجهت که نه تنها مطالبه نان و آزادی داشتند بلکه همزمان در هر دو این کشورها رژیم جمهوری اسلامی نیز آماج شورش مردم بود.

در هر دوی اینها مردمی که قربانی جنگ فرقه های مذهبی و قومی گشته بودند دخالت رژیم جمهوری اسلامی را در قامت این دستجات ارتجاعی میدیدند و بنابراین اعلام افزایش نرخ بنزین، آن جرقه ای بود که مردم جان به لب رسیده در ایران را به خیابان کشیده و جنبش اعتراضی آنان را به همه جنبش های اعتراضی از آمریکای جنوبی تا اروپا و از شمال آفریقا تا خاورمیانه وصل میکرد. و اکنون شش روز است که جامعه میدان رویاروئی مردم معترض با دستگاه سرکوب رژیم است. مردم با شجاعتی بینظیر نه تنها در کلان شهرها بلکه در شهرهای کوچک بر علیه این رژیم به میدان آمده اند. با وجود اینکه رژیم با وحشیگری به صفوف مردم حمله کرده و حتی از تیراندازی مستقیم به سوی آنان پرهیز نکرده است، با این وجود جنبش اعتراضی همچنان در خیابان با قدرت حضور دارد. با وجود این نباید فراموش کرد که ما با یک رژیم هار وسرکوگر روبرو هستیم حمله به کردستان و ترکمن صحرا، قتل عام و نسل کشی دهه شصت، به گلوله بستن کارگران خاتون آباد ، سرکوب اعتراضات دانشجویان در سال هفتاد وهشت، سرکوب اعتراضات و اعتصابات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز بخشی از کارنامه خونبار این رژیم است.

بنابراین جنبش اعتراضی جاری نباید به نیروی سرکوب رژیم کم بها دهد. این امر ایجاب میکند که جنبش اعتراضی در انتخاب شیوه های مبارزه و در چکونگی ادامه اعتراضات و ارزیابی از توازن قوا بین خود و رژیم به این امر توجه کند. جنبش اعتراضی در توازن قوای موجود تنها میتواند در نبردهای موضعی، این رژیم را شکست دهد.

شکست رژیم در نبردهای موضعی به این مفهوم است که جنبش اعتراضی باید به وسعت تمام کشور شکل گیرد تا بتواند نیروهای سرکوب رژیم را پراکنده کرده و قدرت سرکوب آنها را کاهش دهد. این امر تنها زمانی امکانپذیر است که از شیوه های متنوع مبارزه استفاده کرده و تنها به تمرکز در میادین اصلی شهرها و یا در خیابانهای و بزرگراه های مرکزی اکتفا نکرد. مضافا اینکه بدون تردید، رژیم در جریان تهاجم سرکوبگرانه اش به دنبال اسیر ساختن رهبران، سازماندهندگان و فعالین جنبش اعتراضی خواهد بود تا جنبش را از وجود رهبران آگاه، بادرایت و شجاع محروم سازد از اینرو بسیار ضروری است که این رهبران و سازماندهندگان بسیار هوشیارانه عمل کرده و نباید به سادگی به چنگ پلیس سیاسی بیفتند. در عین حال همین چند روز گذشته نشان داد که جنبش اعتراضی از دو ضعف اساسی رنج میبرد. هنوز ما با اعتصابات کارگری در کارخانه ها وکارگاهها و بویژه در بخش های کلیدی روبرو نیستیم. پیوند خیابان و کارخانه جهت ادامه کاری جنبش اعتراضی و بالاخره تدارک اعتصاب سیاسی عمومی یکی از مهمترین ضروریات شرایط کنونی است. دیگر اینکه هنوز زنان ایران با تمام ظرفیت انقلابی خود به میدان نیامده اند.

در عین حال نباید فراموش کرد که اپوزیسیون مترقی، رادیکال و پیشرو در خارج در شرایطی که رژیم با قطع اینترنت سعی دارد که صدای این جنبش به افکار عمومی جهان نرسد، باید صدای رسای این جنبش باشند. تجمعات اعتراضی و افشاگرانه در مقابل نمایندگیهای رژیم بدون تردید یکی از وظایف اصلی اپوزیسیون چپ ورادیکال در خارج است. نباید گذاشت که بلندگوهای بورژوائی جهانی و اپوزیسیون بورژوائی ماهیت این جنبش اعتراضی را که جنبش “نان ، کار، آزادی ” است را تحریف کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)