آیا زندان‌های شما برای همه ما جا دارد؟

دست از سر اقوام بردارید، چقدر می توانید زندان و اعدام کنید. مگر می شود هویت و اصالت را از کسی گرفت، جان ما را می گیری با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنی. حکایت ما که از سال ۱۹۲۵ شروع شده آیا تمام شد؟ آیا توانستید عوضش کنید؟ با سرکوب نمی شود با سانسور نمی شود با زندان و اعدام هم نمی شود. میدانی چرا؟ چون هویت و اصالت را نمیتوان با سرکوب و سانسور از بین برد.

چند خطی را میخواهم برای حاکمان جمهوری افسارگسیخته ایران بنویسم:

خیلی به عقب برنمیگردم شاید بگفته دانشجوی عزیز قرص فراموشی خود را بهمراه نداشته باشید و بخاطر نیاورید که چه با اقوام کردید. بحث داغ روز را یادآوری میکنم مرگ ستار سیاحی در سال ۱۳۹۱ و حسن حیدری در سال ۱۳۹۸ فکر می کنید این دو جوان چه تعداد دوست و طرفدار داشتند؟

و شما شاهد عزاداری هزاران نفر در مراسم تشییع جنازه این دو فقید و یا به عبارتی رویش دوباره و پرشورتر این جوانان بودید.
حتما خودتان بهتر از هر کسی جواب این سوال را می دانید. به این بهانه بار دیگر یادآور میشوم که حقوق اقوام را محترم  بشمارید.
آموزش به زبان مادری، پوشیدن لباس محلی اقوام آسیبی به شما نمیزند خودتان بهتر از هر کسی به این مساله آگاه هستید ولی دزدی و چپاول از ملت بی سواد و بی هویت، مطمئنا آسانتر خواهد بود و به این دلیل اقوام را در محرومیت از تحصیل نگه می دارید. هرچند که دست شما برای ملت رو شده و خود فارسها هم از شما نفرت دارند.

احتمال دادم که اگر اتفاقات چند سال قبل را برای شما بیان کنم  حافضه شما یاری نکند. نگاهی به اتفاقات این روزهای عراق می‌اندازیم.

بسیاری از کارشناسان گفتند که اعتراض های عراق بجایی نمی رسد چون لیدر ندارد، رهبر ندارد ولی در عمل دیدیم که چه بر سر حکومت آمد و الان وضع کشور چگونه است خود مردم بهترین لیدر و رهبر هستند.نگردید دنبال دانه درشتهای اتفاقات احواز این ملت جانشان به لبشان آمده هر کدام را گرفتید خودش است، فقط بروید دنبال زندان بزرگتر.

کتابخانه های سطح شهر کتاب شعر عربی نمی فروشند. لذا شاعران ما بی متن زندگی می کنند، بی کتاب، بی خواننده. چون دوستداران آنها سواد کافی برای خواندن و نوشتن ندارند، پس متن در این حاشیه غایب و غیر ضروری است. آنها میشنوند همچون نیاکان خود، قبل از عصر اینترنت، قبل از الفبای عیلامی. جلوی گوشها و چشمها و قلبها را نمیتوان گرفت پس مارا محدود نکنید و به حقوقمان احترام بگذارید.

در آخر توجه شما را به یاداشتی از آلبر کامو جلب میکنم :

( دوران آشفتگی به سر رسیده است. کسانی که تحمیق مردم را طرد می کنند روز به روز زیادتر می شوند..
کسانی که در سکوت، با دندان فشرده، در کار عمل و آفرینش اند و تصمیم گرفته اند که در خود و بیرون از خود حقیقت خویش را به رغم نیروهای تخریبی بنا کنند، روز به روز در حال افزایش اند )

 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)