این نوشتار در رابطه با مقاله زیر تهیه شده است:
پرسشهایی پیرامون صحت و سقم سندنشست سرداران سپاه و خامنهای؟ – تقی روزبه
یک نیروی سیاسی قطعا نباید تحلیل هایش را بر مبنای “اسناد درز کرده”، قرار دهد؛ حتی اگر خودش به هر صورتی به آن دست یافته باشد. اینکار شایسته ی سازمان های جاسوسی و ابررسانه های رانتی است.
هرکس در این زمینه به توضیحات بیشتری نیاز داشته باشد، باید در بنیاد تفکراتش تردید کند.
همین چندی پیش نیز اعلام شده بود که سران رژیم آماده ی فرار به ونزوئلا هستند.
انتشار چنین اسنادی در اکثر موارد نتیجه ی تحلیل های خانه ی فکر رژیم می باشد و نیز بسیار حساب شده هستند.
متاسفانه، این تفکر مذهبی حاکم بر بویژه چپ شیعی که گویا آخوند احمق است و توان حکومت کردن ندارد، هنوز هم بر بخش عظیمی از این نیروها حاکم است.
ادامه ی چنین تفکری را در همین مقاله ی عوام فریبانه می توان دنبال کرد.
اما و از طرف دیگر، می توان ترس و وحشت بیکران این تفکر و این نویسنده از شکست چنین تفکری را نیز بطور آشکاری ملاحظه نمود.
اما آنچه که نویسنده در این زمینه از آن غافل مانده، نه «خونسردی» و «تحمل» و منش «دموکراتیک» خامنهای، بلکه نشان دادن این نکته است، که “دیدید تصمیم خامنه ای مبنی بر سرکوب بی قید و شرط اعتراضات درست بود؟
دیدید که علیرغم تمام لرزشهای سپاه، این خامنه ای (و البته بیت رهبری) بود که در مقابل مردم (ضدانقلاب) ایستادگی کرد؟”
اما تا آنجا که به حدس زدن مربوط است، البته نیز می توان گفت که این “سند” می خواهد به نویسنده ی این مقاله و امثالهم تذکر دهد که” تبادل نظر و اطلاعات” در راس رهبری جریان دارد.
اقدامات اخیر برای تنش زدائی در سطح منطقه، آنهم توسط شمخانی، و عقب نشینی در برابر حجاب (که عملاً اونرو آزاد گذاشته اند) هم نتیجه ی همین مباحثات درون راس هرم قدرت است.
همه هم علناً شاهد هستند که حالا فقط بخشی از روحانیون تلاش دارند که حجاب را دوباره اجباری کنن.
این رژیم نیاز ندارد که از منظر منش باصطلاح «دموکراتیک»، خامنهای را بزرگ و بزرگتر نماید، که وجه دیگرش، “شجاعت” سرداران سپاه باشد، که سیاست های وی را “به هوا” فرستاده و اتوریته وی را شکسته باشند.
این روایت، برداشت خود نویسنده از” دموکراسی” و رابطه با زیردستان است.
در تفکر متحجر و پوسیده ی این جریانات، ابراز عقیده سرداران سپاه برای حفظ رژیم، “شجاعت” می خواهد. 😂😂😂
صرفنظر از تحلیل نادرست این جریانات از شبکه ی بسیار پیچیده ی حاکمیت در ایران، فرهنگ لات منشانه و پدرسالارانه حاکم اتفاقا به سرداران سپاه این اجازه را می دهد تا دقیقآ همین داده ها را به گوش رهبری برسانند. وگرنه چندین جلسه ی رهبری با سران سپاه و دیگر ارگانها با “گپ و چای” های تلویزیونی همین نویسنده یکی نیستند.
باید این رژیم مافیایی را جدی گرفت و برای این امر، خود باید جدی باشیم.
اتفاقا همین رابطه نیز میان “رهبران” شیعه چپ مارکسیست با کادرها وجود دارد. ایندو، تنها زمانی علیه زیردستان خود اسلحه می کشند، که در مشارکت آنها برای حفظ رژیم و سازمان، دچار تردید گردند.
اصلا چرا راه دوری برویم؟
مگر مارکس نگفته بود که دموکراسی بورژوایی وسیله ای است برای رتق و فتق امور خود؟
دقیقا این مشکلی است که این جریانات از آن خلاص نشده اند. همه جا تفکری که اصلاح طلبان و در راس آنها خاتمی به این چپ شیعه تزریق کرده است دیده می شود.
اول ادعا می کنند که رژیم “خرد گرا” نیست، و زمانی که رژیم دست به عقب نشینی و رفرم می زند، “هو” راه می اندازند و در برنامههای گپ و چای تلویزیونی ظاهر می شوند و اعلام می کنند که رژیم داره سرنگون “میشه”!
تفکر “سگ زنجیری”، هنوز بر تاروپود تفکر این جریانات حاکم است و به آنها اجازه نمی دهد که تصور کنند که در راس هرم قدرت، چنانچه تابحال بارها و بارها دیده ایم، اختلافات شدید در عین “وحدت کلمه” وجود دارد و قدرت مانور خامنه ای دست کم گرفته شده است.
اما همانطور که آمد، مشکل، تفکر و روایت این تفکر در مورد دموکراسی است.
اگر به اینان نشان داده شود و ثابت شود که چنین جلسه ای وجود داشته و سرداران سپاه نیز، کمی و بیش، چنین نظراتی را ابراز نمودند، آنگاه بنیاد و جهان این “مبارزان” مانند ساختمانی کاغذی در هم فرو خواهد ریخت.
«خونسردی» و «تحمل» و منش «دموکراتیک» خامنهای کار خودش را خواهد کرد!
😱😱😱😱😱
با مهر،
جوان

نظرات
از آنجا که اخبار روز پاسخ مرا به یک کاربر سانسور کرده است، مایلم این پاسخ را در اینجا درج نمایم:
متن کاربز:
کیا
دوشنبه, ۷ فروردین, ۱۴۰۲ ۰۰:۳۶
پاسخ جوان
“چرا برداشت چپ مارکسیستی-شیعی از دموکراسی با تفکر بیت رهبری همخوانی دارد؟”
این ادعا را اگر بر میداشتی کامنتت حرف نداشت.
پاسخ من:
@کیا
با تشکر و سپاسگزاری از تذکر بجای شما
بدون آنکه قصد هرگونه توجیهی داشته باشم، و با تاکید مجدد بر صحت انتقاد شما، باید بیفزایم که نگاه من به این دسته از “رهبران” و جنبشی که آنها آنرا نمایندگی می کنند، با مهملاتی که سلطنت طلبان در مورد اقدامات جوانانی که در دهه های گذشته علیه رژیم دیکتاتوری شان انجام داده بودند کاملاً متفاوت می باشد.
اقدامات این جوانان حتی ربطی به آنچه که ماچوهای سیگار بر لب آمریکای لاتین انجام داده بودند ندارد.
بی شک این پدیده در این مرز و بوم فاجعهای بوده است که نباید بسادگی و یا بکارگیری الفاظ بکار برده شده توسط من از کنار آن گذشت.
شاید بهتر باشد که من ابتدا در نوشتار جداگانه ای به آن بپردازم و از دل آن واژگان مناسبی بیابم.
یکبار دیگر از تذکر شما سپاسگزارم و به آن اکیداً توجه خواهم کرد.
امیدوارم به این ترتیب پوزش مرا بپذیرید.
با مهر،
جوان
دوشنبه, ۷ام فروردین, ۱۴۰۲