برخی از دوستان فیسبوکی که در ایران‌دوستی آنها تردید و گمانی ندارم، در یکی دو سال گذشته، زیر تاثیر تبلیغات حکومت، ضمن مخالفت کردن با نظام، درباره قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی از آسیای میانه تا کرانه‌های مدیترانه چه مبالغه‌ها که نکردند و چه بادهایی که به غبغب نینداختند.

قاسم سلیمانی را فرمانده بی‌رقیب ایران و عراق و سوریه و لبنان و یمن معرفی می‌کردند و از این دست سخنان گزافه درباره اقتدار جمهوری اسلامی کم نگفتند.

رخداد تلخ ورزشگاه تبریز در بازی تراکتور و استقلال، شوک بزرگی به همه ایران‌دوستان داد. جمهوری اسلامی حتی کنترل ورزشگاه‌های درون کشور خود را ندارد به گونه‌ای که صدها فرومایه در استادیوم با تکان دادن پرچم‌های ترکیه، شعار مرگ بر کرد و مرگ بر فارس دادند.

این رویداد در جهان پیشینه نداشته است. حتی در کوران نبرد مسلحانه ارتش جمهوریخواه ایرلند با دولت انگلستان و یا درگیری‌های کاتالان‌ها با نظامیان اسپانیا، اینچنین بی‌شرمی‌هایی بی‌سابقه بوده است.

یا جمهوری اسلامی اصلا توان نگهداری امنیت ملی را ندارد و بیخ گوشش، تجزیه‌طلبان در حال رشد و تبلیغ هستند که در این صورت، آنان که دم از اقتدار نظام در منطقه می‌زنند بهتر است روی مبارکشان را کم کنند و یا این بازی‌های جمهوری اسلامی برای تفرقه انداختن در میان ایرانیان و وابسته کردن سرنوشت کشور به سرنوشت نظام است که در این حالت، آشکارا با حکومتی که ایران را به سوی تجزیه می‌راند، روبرو هستیم.

در مجموع پس از رخداد تلخ ورزشگاه تبریز و آبروریزی‌ها در تلویزیون‌های ترکیه، دوستان فیسبوکی که باورمند به اقتدار نظام در منطقه هستند، بهتر است شرم کنند و بیش از این، بی‌شعوری خود را به رخ دیگران نکشند به ویژه امروز که پوتین برادران قاچاقچی را از سوریه بیرون رانده و با نقشه آمریکایی‌ها، لبنان و عراق نیز علیه عوامل آخوندها بلند شده‌اند

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)