شعر گوراب

مجموعه شعر گوراب

 

نام اثر : گوراب

شاعر : قاسم قره داغی

انتشارات : آوای بوف

مجموعه حاضر  نتیجه ی روزشمار فرار و تبعید و زندگی در غربت و تپش نبض برای تسلی خاطر خود و مردمیست که قرنهاست در بند استبداد گرفتارند.

در طول قرن ها کلمات زیادی در کنار هم قرار گرفتند تا مقصود و مفهوم خواست ها، حقایق، راز ها، علوم و فنون مختلف را در میان انسان ها به اشتراک بگذارند.

مجموعه های زیادی از فرمول ها و حروف و اعداد برای توضیح اختراعات انسان نگاشته شد، لوح های زیادی از فرامین و قوانین سیاسی و اجتماعی تولید ، ثبت و نگاشته شد. هزاران انسان در پیچ و خم تاریخ برای بیان و ابراز خود نوشتند، خواندند، نقاشی کردند و به اجرای هنر پرداختند.

امروزه در بالاترین ارتفاع دسترسی انسان به علم شاید خواندن شعر تنها مفر انسان به آرامشی باشد که قرن هاست به تسکین خود در طلب است

 

دانلود کتاب 

 

شعری از مجموعه ی گوراب 

 

گور پنجم
______
ایران!
ای فحش بی جواب !
در گهواره ی زمان
با زخم تن ایستاده ای
آسیابان مردت را
در بادِ نفرین و نان بوجاری کرده،
و از تجاوز چشمانت اشک
و دستانت خونِ ماسیده است.
سرخی غروب در لبانت
طعم گس طغیان می دهد
که سوغات خودخوریست
از تجاوز قرن ها.
آبستن مرگ
آبستن خدا،
و زایشِ مکاتب نفرت را
در امامزاده ها
با فوژان و خشم
به تکثّر شّر کمر بسته ای.
بر فراز پستانهایت
کولبران چخماق کُش می شوند
و از شکاف ران هایت
تفنگی بیرون زده
تا نجابتت را پاسبانی کند
از گلوله ی گُه لوله های بربریت.
از حیض مداومت
طلای سیاه فواره میزند
و فرزندانت در سفره ی ناپدری
سیر می دهند، می کنند، می شوند.

روس ها به جرم بی شوهری
در خزر گیس برُت کردند
در نوبتی که
صیغه ی چهل روزه ات را
عده ی چهل ساله کفاف نمیداد.
اکنون
خسته از جنگ، خون و انقلاب
چین دامنت را
با انگشت شرم و غم
اتو می کشی
و از چشم هایت
دوشاب رنج و انتظار جاریست.
و نبض تنت
میان چهار مرد می تپد؛

خون،
شمشیر،
اسلام ،
و تجدد
شوهران توامانت شده اند.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)