سران جمهوری اسلامی می کوشند تا مردم را هرچه بیشتر به پای صندوق های رای بکشانند. البته آمدن مردم به صحنه برای آنها حادثه ای خوشحال کننده خواهد بود زیرا می توانند مثل همیشه از آن استفاده یا بهتر بگویم سوءاستفاده تبلیغاتی بکنند و این کار را به پای وفاداری مردم به نظام بگذارند. دوربین های تلویزیون جمهوری اسلامی هم خبرنگاران بین المللی را به حوزه هایی می برند که در آنها مردم بیشتر رفت و آمد دارند تا به همه دنیا هم نشان دهند مردم تا چه اندازه به انتخابات اهمیت می دهند.

انتخابات نه در جمهوری اسلامی ایران بلکه در هر نظام دیکتاتوری دیگری جنبه تزئینی دارد و نمی خواهد دردی از دردهای مردم را دوا کند. وقتی قرار است مردم به کسی رای بدهند و اسم شخص دیگری از صنوق های رای بیرون بیاید، دیگر نباید و نمی توان به انتخابات در آن کشور امیدی داشت.

با این حال و علیرغم این موضوع، تحریم انتخابات هم آیا می تواند راه حل دموکراتیکی باشد؟ آیا این کارهمه چیز را مطابق میل اقتدارگرایان دیکتاتورمنش پیش نمی برد؟ مهندسان انتخابات در ایران عملا دو راه را در برابر ایرانیان باز کرده اند یا آنها در انتخابات شرکت می کنند یا نه. در صورت اول به کمک تبلیغات وسیع نشان خواهند داد که نظام جمهوری اسلامی هنوز مورد قبول مردم است و طرفداران فراوان دارد و در صورت دوم باز بدون دردسر شخص مورد نظر نظام به قدرت خواهد رسید و با آمارهای دست کاری شده، روز انتخابات را حماسه ای بی نظیر در تقویم جمهوری اسلامی خواهند خواند. بنابراین حربه انتخابات یک حربه هر دو سر برد برای سران رژیم به حساب می آید.

این نکته باعث دلسردی می شود اما با وجود همه این تحلیل ها و کسانی که تلاش می کنند تا با خیانت در امانت مردم از آنها تنها به عنوان ابزار استفاده کنند، حضور در انتخابات به چند دلیل بهتر از عدم حضور است. شرکت در انتخابات پیش از هر چیز عمل به یکی از مظاهر دموکراسی به شمار می آید. مردم باید از این فضای دموکراتیک که سردمداران نظام می خواهند آن را به یک نمایش تبدیل کنند و از ماهیت تهی اش کنند، استفاده لازم را ببرند. انتخابات تنها نشانه جمهوریت نظام می تواند باشد و حضور در آن دستاوردهایی برای مردم می تواند داشته باشد.

بی شک در انتخابات آینده هم تقلب صورت خواهد گرفت زیرا دست اندرکاران جمهوری اسلامی به این موضوع عادت کرده اند با این همه مردم می توانند به این حادثه به عنوان یک تمرین نگاه کنند، تمرین برای ارائه مطالبات خود. به نظر من یکی از مشکلات کشورهایی که در آنها بهار عربی اتفاق افتاد این بود که مرم آمادگی لازم را برای پذیرش دموکراسی نداشتند و نمی دانستند چه مطالباتی را باید داشته باشند و از چه کسانی، بنابراین تلاش هایشان به بیراهه رفت.

حضور مردم در انتخابات این حسن را دارد که آنها را در یک جا و یک زمان گرد هم می آورد، این همبستگی گفتگوهای اجتماعی را زمینه سازی خواهد کرد و این گفتگوها بسیاری از نظرات پراکنده و در خفای مردم را آشکار می کند و به گوش کسانی می رساند که با تمام قوا می کوشند مردم را نادیده بگیرند. مطالبات حاضران در انتخابات، اقتدارگرایان را هم در درون با چالش روبرو خواهد کرد و انشقاق هایی را در میان آنها به وجود می آورد.

در نگاه من یکی از دلایل انشقاق در صف اصول گرایان همین حضور مردم در صحنه بوده است. حضور مردم باعث انفعال اقتدارگرایان می شود و آنها را از یکه تازی باز می دارد. اقتدارگرایان حداقل در درون همواره با این اضطراب و نگرانی بسر خواهند برد که مردم به چیزی رای دادند و در لایه های زیرین و خاموش جامعه انتظار برآورده شدن آن خواسته ها وجود دارد بنابراین تهاجم آنها به مروربه تدافع تبدیل می شود.

رهبر ایران امسال را سال حماسه سیاسی و اقتصادی خوانده و خواهان حضور مردم در صحنه انتخابات شده است. این نکته نشان می دهد که بالاترین مقام کشور هم از بابت بی تفاوتی مردم در نگرانی بسر می برد. چنانکه آمد نگرانی های رهبر جمهوری اسلامی به دلیل اعتبار و آبروی رژیم است اما بخشی از این نگرانی هم برآمده از خیانتی است که او و اطرافیانش در برابر رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته کردند. امروز رهبر ایران نگران عدم حضور مردم است زیرا می داند آنها از نظام تحت رهبری اش ناراحت هستند و این موضوع یک گام به جلو است یک گام ولو کوچک اما به جلو.

یک گام به جلوی مردم به معنای یک گام به عقب دیکتاتورهاست و این هم خود نشانه خوبی است. به عبارت بهتر اگرچه سردمداران ایران برای اعتبار دادن به خود به انتخابات نیاز مبرم دارند اما همین انتخابات مطالباتی را برای مردم به وجود می آورد، مطالباتی که اگر نظام به آنها پاسخ ندهد به منزله آتش زیر خاکستر عمل می کنند.

مردم نباید نگران به میدان نیامدن برخی از مدعیان یا چهره ها هم باشند زیرا این انتخابات نمی خواهد در کوتاه مدت فایده ای برای آنها داشته باشد. با این همه بالاخره کسی پیدا می شود که انتظارات حداقلی مردم را برآورده کند و مردم به او رای بدهند. در یکی از انتخابات گذشته که مردم خارج نشین از انتخابات، نتیجه اش و فرد مورد نظر خود نگرانی هایی داشتند همواره این سخن در میان آنها وجود داشت که نباید نگران بود زیرا حداقل رفسنجانی در میان کاندیداها هست. رفسنجانی کاندید صد در صدی مردم به حساب نمی آمد اما نسبت به بقیه حداقل هایی را می توانست برآورده کند، یعنی آنطور که آن موقع می گفتند میان بد و بدتر بد بهتر بود. همانطور که در دوره بعد برآوردن همین حداقل ها را در خاتمی دیدند.

مردم ایران از بیش از صد سال گذشته دائم مشق دموکراسی می کرده اند. اگرچه روزگار این مجال را تا به امروز به آنها نداده است که دموکراسی را به تمامی در ایران تجربه کنند، اما با حضور خود در تعیین سرنوشت خویش، سرنوشتی که دغلکاران آن را با تقلب همراه می کنند، می توانند نشان دهند که اصول دموکراسی را می شناسند و در ایران آینده سهم بزرگی از سازندگی خواهند داشت. تحریم انتخابات راه را برای تقلب بیشتر هم در آمار تعداد شرکت کنندگان و هم نتیجه انتخابات بازتر خواهد کرد افزون بر این دیکتاتورها در دیکتاتوری شان مُصر’تر خواهد کرد زیرا می دانند مردم به چیزی و کسی کاری ندارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)