مذهب شیعه در ایران نو

برای هر شخص اندیشمند ایرانی، این سئوال مطرح است که چرا مذهب سنی بر عکس مذهب شیعه سیاسی نیست، و در مواردی که پیروان این مذهب به سیاست ورود کرده اند، با تشویق ، ترغیب و تامین مالی  کشورهای دیگر برای دستیابی به اهداف آنها بوده است. طالبان افغانستان، القاعده، و داعش نمونه های سنی جریان هایی است که عملکرد شبه نظامی داشته و در مسیر اهداف سیاسی آمریکا، عربستان، و قطر بوده اند.

در مقایسه با اسلام، دین مسیحیت هم صاحب همین دو گانگی هست، عملکرد مذهب کاتولیک و پروتستان مشابه شیعه و سنی در اسلام است، کاتولیک ها همیشه به نوعی در سیاست دخالت کرده و پروتستان ها، در صدد دور بودن از سیاست بوده اند.

تحقیق در اسلام و مسیحیت ، و بررسی مقایسه ای شیعه و سنی از یکطرف و کاتولیک و پروتستان از طرف دیگر، شباهت هائی میان شیعه و کاتالولیک، و همچنین، سنی و پروتستان دیده می شود که دو شاخص آن از همه برجسته تر و گویاتر است. شیعه و کاتولیک، در تامین مالی وابسته به دولت ها نیستند و با ساز و کاری که تحت عنوان سهم امام در شیعه ( سهم امام نصف خمس، یا 10% درآمد شخص است)   و در کاتولیک، بنام صدقه و خیرات( صدقه و خیرات 10% درآمد فرد مسیحی است) از نقطه نظر مالی خودکفا هستند. در حالیکه در مذهب سنی، و پروتستان، سهمی از درآمد، توسط پیروان مذاهب فوق به مراکز مذهبی پرداخت نمی شود.

دو مین وجه مشابهت مذاهب شیعه و کاتولیک، وجود مشاغلی است که در آنها افراد، معاش خود و خانواده خود را از محل درآمد مراکز مذهبی بدست آورده، و در واقع حقوق آنها از مذهب تامین می شود، و وجود چنین شرایطی شاغلین به مذهب شیعه و کاتولیک به دولت ها نیازی ندارند. در حالیکه در مذاهب سنی و پروتستان، شغلی بعنوان روحانی، کشیش، و امثالهم وجود ندارد، و تنها کسانی به شغل دین مشغول هستند که در مراکز مذهبی بصورت تمام وقت تدریس می کنند. مثلا در مذهب شیعه، امام جماعتی مسجد برای یک روحانی شغل و محل درآمد اوست، و اگر به مکان های دیگری برای وعظ دعوت شود، از آنها جداگانه دستمزد دریافت می کند. در حالیکه، امامت جماعت در مذهب سنی شغل نیست و شخصی که مورد اعتماد مردم محله است، در کنار اشتغال بکار برای گذران زندگی، امامی جماعت مسجد را هم عهده دار است، و از این بابت حقوقی دریافت نمی کند.

منبع درآمد مستقل از دولت به مذاهب شیعه و کاتولیک این امکان را داده، تا مدارس خاص خود را تاسیس و کل هزینه های مترتب بر آن را پرداخت کنند، و همچنین تعداد زیادی افرادی که شغل و محل امرار معاش آنها مذهب است را  در مجموعه دین در استخدام  داشته باشند.

در کشورهای غربی در عصر روشنگری و پس از انقلاب فرانسه، برای دور کردن کلیسا از سیاست، چند اقدام مرتبط با هم را به اجرا گذاشتند، مدارس مذهبی را از دست کلیسا در آورده و در اختیار وزارت آموزش و پروش قرار دادند، در حالیکه کلیسا می توانست برای مدارس مذهبی در اختیار دولت، معلم تامین کند و حتی کمک مالی کند،

دوم، منطقه ای از شهر روم را محصور کردند و گفتند این کشور شماست، و می توانید از مرکز حکومت خودتان که واتیکان است، امپراطوری کلیساهای خود را در اقصاء نقاط جهان اداره کنید، ولی در سیاست نباید دخالت کنید، و ما در مقابل به شما احترام می گذاریم . و بمنظور کسب اطمینان از عدم تخلف امپراطوری واتیکان، کشیش های هر کشور بصورت ماتریسی توسط دولت متبوع و واتیکان نظارت و کنترل می شوند.

در کشور ایران نخبگان با مذهب شیعه از چند وجه مشکل دارند، و لازمست روشی اتخاذ کنند که بیماری کنونی حکومت مذهبی ، پس از درمان نتواند دوباره عود کرده و کشور را در خطر قرار دهد.

مواردی که از طرف مذهب شیعه آینده کشور را تهدید می کند عبارتند از:

  1. وجود مشاغلی تحت عنوان روحانی، ملا، آیت اله و غیره.
  2. استقلال مدارس مذهبی از دولت مستقر.
  3. وجود ساختاری بعنوان مراجع و مقلدها که هر کدام برای خودشان لشکری از پیروان داشته و هر زمان که می خواهند، فتواهایی براساس نظر خودشان صادر می کنند که می تواند کشور را در خطر قرار دهد.
  4. منابع درآمد مستقل از دولت که به آنها این امکان می دهد که عندالزوم کسانی را که می خواهند به استخدام درآورده و آشوب برپا کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)