در نمایشنامه شیطان و خدا،سارتر طبقه متوسط رو در نسبتش با حفظ یا تغییر وضع موجود، اینطور توصیف میکنه، «خیال پرست».

سارتر دو طبقه بالا و پایین اجتماع رو «واقعگرا» میدونه چون تکلیفشون با وضع موجود روشنه.طبقه بالا نفع میبره،پس از حفظ وضع موجود دفاع میکنه. طبقه پایین ضرر کرده،پس خواهان تغییر وضع موجوده.اما در مورد طبقه متوسط وضع کمی پیچیده تره و اینطور توصیف میکنه. «می خواهند نظم موجود را درهم بریزند تا آنچه را که ندارند به دست بیاورند و در عین حال می خواهند نظم موجود را حفظ کنند تا آنچه را که دارند از دستشان نگیرند،بنابراین آن چیزی را که در خیال از بین می برند در عمل حفظ می کنند یا برعکس آن چیزی که به ظاهر حفظ کرده اند در عمل از بین می برند .»

در این نمایشنامه طبقات فقیر برعلیه کلیسا و اشراف قیام می‌کنند ،ولی در نهایت برای پیروزی بر کلیسا متوسل به یک نیروی خارجی میشن که تعهدی به طبقه و آرمان اونها نداره و فقط دنبال تحقق اراده خودش در تاریخه و میخواد نیروی تاریخ ساز باشه تا نجات بخش طبقه خاصی، که اشاره ایست به «استالین».

-در یکجا اسقف اعظم که بخاطر حفظ موقعیتش شهر رو به جنگ کشانده و مردم رو در سختی و قحطی قرار داده، به فرمانده سپاهش بعد پیروزی میگه، به مردم فقط بگین ما پیروز شدیم و بیشتر از این توضیح ندین چرا که:«وقتی پیروزی را شرح بدهند معلوم نمی شود فرقش با شکست کدام است»

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)