کشتار وحشیانه مردم کردستان سوریه توسط دولت ترکیه متاسفانه پدیده درنوع خود جدیدی نیست. دولت های هر چهار کشور کردنشین در طول یک قرن گذشته به اعمال مشابه و حتی فجیع تری، مانند حملات شیمیائی به حلبچه عراق، دست زده اند. دولتهای بورژوای ترکیه از زمان حیات پسا عثمانی خود با انکار موجودیت توده کرد زبان در ترکیه تلاش کرده اند به هویت و اقتدار ناسیونالیستی ترک معنا دهند.ترک بودن در تقابل با کرد، با برقراری ستم ملی به توده مردم در کردستان معنا پیدا میکند. بعبارت دیگر ستم ملی در کردستان روی دیگر هویت ترک در ترکیه است.

حل مسئله ستم ملی در کردستان مانند حل مسئله ستم ملی در فلسطین توسط نیروهای بورژوائی سرابی بیش نیست. قاعدتا تناقضی بین روابط سرمایه داری و حل این معضلات تا حد برقراری کشورها و دولت های مستقل فلسطین و کردستان وجود ندارد. هویت آنچه دولت خودگردان فلسطین در کرانه باختری و دولت اقلیم کردستان عراق مینامند بورژوائی است. همین بدنه های اداری خودگردان و اقلیم اگر بعنوان حکومتی مستقل برسمیت شناخته میشدند بطور قطع با دولتهای متخاصم جاری نزدیکتر میبودند تا با اپوزیسیون داخلی خودشان. دولت خودگردان عباس به نتانیاهو نزدیکتر است تا به اپوزیسیون کارگری فلسطین. بارزانی به تمام چهار دولت ضد کرد ایران، ترکیه، سوریه و عراق نزدیکتر است تا به کارگران و زحمتکشان کرد. چرا بورژوازی منطقه این را نمیبیند؟ علت را لازم است در عدم ثبات بورژوازی در کل خاورمیانه جستجو کرد. حال معادلات جهانی، یعنی کشمکش دولتهای بزرگ جهان برای اعمال نفوذ در خاورمیانه را به آن اضافه کنیم، به دولتهای چاقو کشی میرسیم که با پرچم ناسیونالیسم دل به گسترش حوزه نفوذ بسته اند. خاورمیانه به جغرافیائی تبدیل شده است که حتی داعش هم محلی از اعراب پیدا کرده بود، بدنبال برقراری حاکمیت خلیفه اسلام بود. دولت ترکیه که در برو بیای بهار عربی خواب گسترش نفوذ خود در مصر و سوریه را میدید بزعم خود نمیتوانست همزمان از اقتدارش در مناطق کردنشین بکاهد چرا که ابزار قلدریش ناسیونالیسم است. دولت ترکیه حتی حاضر نیست بعد از یک قرن به جنوساید اسلافش علیه ارامنه اقرار کند. ناسیونالیسم یعنی این. عین همین رفتار را ما در مورد دولت ایران و عربستان سعودی و اسرائیل و بدرجات کمتری مصر میبنیم. اینها بورژوازی منطقه در قرن بیست و یک هستند.

میشود نتیجه گرفت که با داده های امروز مسئله ستم ملی در کردستان مانند مسئله ستم ملی در فلسطین ــ که در ذات خود اتفاقا معضلاتی بورژوائی هستند ــ توسط بورژوازی جاری منطقه حل شدنی نیستند. اتکای بورژوازی جاری بر ناسیونالیسم بحدی شدید است که آن را به فاشیسم نزدیکتر میکند. این بورژوازی از مدنیت دوران عروج سرمایه داری به دور افتاده است، قادر به حل مسائلی که مستلزم هر گونه تعهدی به حقوق بشر باشد نیست. ناسیونالیسم کرد، این اپوزیسیون بورژوائی مناطق کرد نشین، علیرغم اینکه گرایش بسیار قوی و غالب در آن مناطق است، نه توان و نه قصد پاسخگوئی به معضل ستم ملی به توده مردم کردستان را دارد. تا اطلاع ثانوی، کلید حل مسئله ملی در کردستان و فلسطین، درست مانند رفع تبعیض به زنان یا رفع تبعیض به مهاجرین یا برقراری آزادی های سیاسی، در دست انترناسیونالستهای سوسیالیسم کارگری است. با هر توحش بورژوازی در مناطق کردنشین و با هر مماشات اپوزیسیون بورژوازی ناسیونالیست کرد با دولتهای منطقه، باید این واقعیت را برای توده مردم کردستان در هر چهار کشور بلندتر از پیش اعلام کرد.

***

عباس گویا

شانزدهم اکتبر ۲۰۱۹

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)