من هم مثل شما در نگاه اول بیاد کاراکتر محبوب سریال تلویزیونی قدیمی و داستان “باز هم مدرسه ام دیر شد” با نقش آفرینی کمدین بنام ایران آقای اکبر عبدی افتادم! و این شباهت تصادفی نیست بلکه یک بازسازی حساب شده اطلاعاتی است. مدتهاست که سازمان اطلاعات سپاه به فعالیت در عرصه هنر خصوصا خلق کاراکترهای کمدی و طنز نویسی علاقمند شده است و مصرانه این پروژه را جلو می برد. از حق نگذریم مردم هم از این خلاقیت هنری استقبال کردند چرا که در گیر و دار مشکلات زندگی کمی تفریح و خنده غنیمت است حتی اگر طنزپرداز رویکردش ایدئولوژیک-اطلاعاتی باشد. این رویکرد مردمی به اعتقاد من بیشتر از آنجا ناشی می شود که مدت مدیدی است فضای سیاسی در داخل کشور جنبه جدی خود را از دست داده است و بتبع این وضعیت مردم هم تنها با خنده و شوخی با موضوعات برخورد می کنند. و اما…
تقریبا همزمان با تظاهرات سراسری و قیام ملی دیماه ۱۳۹۶ که برای اولین بار در تاریخ ایران (بلکه جهان) قریب صد شهر بزرگ و کوچک در آن درگیر و از جانب سران رژیم با نهایت شقاوت سرکوب شد و جبهه مردمی ده ها کشته و صدها زخمی و هزاران بازداشتی و زندانی را متحمل گردید، کانالی بنام آمد نیوز در شبکه اجتماعی تلگرام معروف شد، در آن مقطع زمانی کمتر اهل تلگرام پیدا می کردید که دنبال کننده این کانال نمی بود و یا روزانه چندین بار آن را چک نمی کرد. بعد از بسته شدن کانال مذکور کانال دیگری بنام صای مردم جای آن را گرفت که در میان مردم همان آمد نیوز خوانده می شد. غالبا حجم اخبار و گزارشات این کانال بحدی بود که حتی دنبال کنندگان آن نیز قادر به رصد اطلاعات ارائه شده و تحلیلگران قادر به آنالیز همه پست های آن نبودند. بلبشویی از اطلاعات غالبا غلط با رویکرد و تکنیک های پروپاگاندای سیاه که لابلای آنها بعضا اطلاعات درست ولی سوخته نیز ارائه می شد. بازی با اخبار مربوط به پشت پرده های زندگی خصوصی سران نظام که معمولا هیچ سند معتبری برای آن ارائه نمی گردید اما به شایعات دامن می زد. چند ماه قبل، اطلاعات سپاه پاسداران با پخش مستندی ادعا نمود که از مدتها قبل آقای روح الله زم، بقول اطلاعات سپاه بنیانگذار و گرداننده کانال آمد نیوز از مدتها قبل در تله اطلاعاتی سپاه قرار داشته و اینگونه بازی خورده است، روح الله زم در ابتدا به اشتباه خود اقرار نمود اما بعد ادعا نمود که خود وی طراح این پروژه بوده و اطلاعات سپاه بوده است که در دام او افتاده! در هر حال، این داستان هر چه بود روز گذشته به فرجام خود رسید و اطلاعات سپاه خبر ظفرمندانه دستگیری وی را طی بیانیه ای با آب و تاب فراوان منتشر نمود و مطابق معمول این پروژه اطلاعاتی را به حساب توانایی، ابداعات اطلاعاتی و نبوغ سربازان گمنام امام زمان گذاشت. البته تک مضراب هایی نیز به برکات ایام اربعین در انجام این پروژه محیرالعقول امنیتی-اطلاعاتی زده شد.
اما در این آشفته بازار نکته اصلی به اعتقاد من نه آقای روح الله زم و کانال تلگرامی اش است و نه سربازان گمنام امام زمان، بلکه رویکرد مردم به اینگونه اتفاقات و هوشیازی آنها در قبال حوادث و وقایع اینچنینی است. آنچه در عالم واقع اتفاق افتاد این بود که در یک مقطع زمانی و بطور خاص در طول اوج گیری حضور مردم در تظاهرات خیابانی و اعتراضات مدنی در دیماه ۱۳۹۶ مردم فارغ از سرچشمه کانال های خبری و اهداف پشت پرده آن از تمامی کانال ها در راستای رساندن صدای خود به جهان به بهترین وجه ممکن استفاده کردند و به غایت به هدف رسیدند. اینگونه بزعم من برنده اصلی در این بازی اطلاعاتی جبهه مردمی بود و هست. در طول این پروژه همه هم و غم اطلاعات سپاه این بوده است که ریشه قیام ملی دیماه ۹۶ را به یک کانال تلگرامی متصل کند، تلاشی در راستای مهندسی اطلاعاتی-امنیتی یک قیام ملی که در شبکه های اجتماعی به اعتراضات سراسری معروف شد اما پاسخ زیرکانه مردم مهندسی معکوس آن بود. سند آن اینکه اعتراضات در سال بعد هر چند با نمود ظاهری کمتر اما با عمق بیشتر ادامه یافت و همچنان ادامه دارد.
یکی دیگر از پروژه های اطلاعاتی که در طول ۶ سال گذشته یعنی از زمان ریاست جمهوری آقای روحانی و یا اصطلاحا دور دوم اصلاحات دنبال شد ایجاد یک دوگانگی میان سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات است. نمونه بارز و داغ داغ آن اینکه همین دیروز آقای روحانی در نشست خبری خود ادعا نمود که فعالان محیط زیستی و برخی دیگر از بازداشتی های چند سال گذشته از نظر وزارت اطلاعات بی گناهند و مدرکی برای اتهامات وجود ندارد اما برخی از ارگان های موازی (اطلاعات سپاه) راسا در اینگونه مسائل اقدام می کنند. این پروژه هم پیشاپیش مقرون به شکست است. در طول ۴۰ سال گذشته مردم تجربه کرده اند که رویکرد کلی نظام سیاسی حاکم بر ایران «حفظ نظام اوجب واجبات است» می باشد و وقتی پای منافع نظام به میان بیاید تمامی ارگان ها و سازمان های اطلاعاتی در یک راستا قدم بر می دارند.
و اما نکته دیگر اینکه، صدای مردم را نمی توان خاموش کرد! صدای مردم آنقدر بلند و مهیب است که نه در یک کانال تلگرامی، نه در یک صفحه اینستاگرام، فیس بوک، توئیتر و یا امثالهم جای نمی گیرد که بشود در آن را بست و قفل زد. هک یا بلاک کرد. صدای مردم را باید از خود آنها شنید. صدای مردم صدای فریاد مادرهای داغدیده ای است که در سرکوب اعتراضات مدنی دیماه ۹۶ و قبل و بعد از آن در طول ۴۰ سال حکومت ظلم و تبعیض عزیزان خود را از دست دادند. خانواده هایی که ۴۰ سال فریاد عدالت خواهی سر دادند و گوش شنوایی نیافتند و همچنان در برابر ظلم مقاومت می کنند. صدای مردم صدای شعله های خودسوزی دختران و پسران جوانی است که برای تحقق کمترین و ابتدایی ترین حقوق مدنی و اجتماعی و سیاسی خود از جان خود مایه گذاشتند و خواهند گذاشت.
اما مهم ترین نکته در این داستان اینکه، ماجرای آقای روح الله زم و ماجراهای مشابهی که در طول این ۴۰ سال بدفعات شاهد بودیم لزوم راه اندازی یک خبرگزاری رسمی از جانب اپوزیسیون را یادآوری و تاکید می کند. یک خبرگزاری رسمی و سخنگویی مورد وثوق همه گروه ها و احزاب، امر مهمی که مغفول باقی مانده و تا به انجام نرسد دست سازمان های اطلاعاتی نظام سیاسی حاکم را برای سوء استفاده باز می گذارد.
اما بنظر می رسد که مخاطب این بازی تبلیغاتی –اطلاعاتی اخیر یعنی داستان آمد نیوز و آقای زم بیشتر از آنکه مردم عادی باشند نیروهای اطلاعاتی خاصه اطلاعات سپاه باشد. شکست دولت باصطلاح اصلاحات در عرصه سیاست خارجی و هم داخلی، تحقیر مداوم دیپلمات های ایرانی در خارج از ایران، هوشیاری جامعه جهانی در جلوگیری از آغاز یک جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز از مسیر نادیده گرفتن الدرم بلدرم های سپاه و تندروهای داخلی، شکست های پیاپی کمپین های سیاسی همچون باصطلاح ابتکار صلح هرمز و خلاصه همه و همه به ناامید شدن و منفعل شدن نیروهای اطلاعات و سپاه انجامیده. باید انرژی کاذبی به آنها تزریق نمود، کمپین هایی همچون بزرگ نمایی هدف قرار دادن یک پهپاد آمریکایی در آسمان خلیج فارس، دستگیری گاه و بیگاه اتباع خارجی و یا دوتابعیتی با اتهامات واهی، و دستگیری مهره های سوخته ای همچون آقای زم می تواند تامین کننده این انرژی باشد. به هم تبریک می گویند و از هم تقدیر و تشکر می کنند. مصداق عینی “خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!”.
نمی دانم آقای روح الله زم و یا امثال او چه کسانی هستند و از کجا سرچشمه گرفتند و خواهند گرفت. علاقه ای هم به دانستنش ندارم چون معتقدم اصولا اهمیتی ندارد، اما این چهره هر که هست و هر چه هست، هیچ شباهتی به چهره اپوزیسیون نظام سیاسی حاکم ندارد.
وعده می کنم و قول می دهم که عنقریب “صدای مردم” واقعی را تجربه کنید؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)