اولین بار در میان سلسله‌های پی در پی پادشاهان شکوهمند ایران، کریمخان زند بود که خرق عادت کرد و کنشی بر جای گذاشت که تا دنیا دنیاست، به نیکی و بزرگی مورد ستایش قرار خواهد گرفت. وی بود که در اقدامی‌خلاف عرف شاهانه، از لقب «وکیل‌ الرعایا» استفاده کرد. انگیزه این اقدام، با توجه به آنچه در کارنامه او ثبت شده، جز مسئولیت‌پذیری و باری که در خدمت به ملت سرزمین خود بر دوش خویش احساس می‌کرد، چیز دیگری نمی‌توانسته باشد؛ حال پس از گذشت بیش از دو قرن، همین مرام و مسلک در زمانه ما در کسی که نوه بزرگمرد تاریخ معاصر و نماد خدمت به مردم، رضاشاه فقید است، تکرار شده است.

 

 

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه‌ای که چند روز قبل با شبکه تلویزیونی «منوتو» انجام شد، فرد معتمد مردم را به وکیلی تشبیه کرد که از حقوق موکل‌اش در برابر مسئولین دفاع می‌کند و تصریح کرد که ترجیح می‌دهد به عنوان «وکیل ملت» نقش ایفا کند نه در رأس حکومت و در قالب اداره کشور که آن باید به مدیران واگذار شود؛ چرا که «قرارگرفتن در موضع مسئولیت و جوابگویی، درواقع ستیزکردن با مردم است.»

وی نقش خود را در پیشبرد جنبش اعتراضی به وجود آمده در داخل کشور، نقش حمایت از حرکت‌‌هایی دانست که برای مردم می‌تواند مثبت باشد. او تأکید کرد که هیچگاه تلاش نکرده‌ خود را بر مردم تحمیل کنند. همیشه نظر و اعتقاد خود را صرفاً پیشنهاد کرده و هیچگاه دغدغه قدرت نداشته‌ است. شاهزاده رضا پهلوی نقش خود را جدا از رهبری سیاسی و یک نقش تکمیلی در جهت تشویق آنچه خواست مردم است، توصیف کرد و گفت مدیریت سیاسی باید بر عهده سیاسیون باشد. این به معنای آن است که او فارغ از جریان‌های سیاسی و حزبی که برای رسیدن به قدرت با هم رقابت می‌کنند، منافع مردم و کشور را مد نظر قرار داده و به چیزی غیر آن توجه ندارد؛ در همین رابطه در بخشی از مصاحبه ابراز می‌کند که «من هرگز کاری نخواهم کرد که کوچک‌ترین خدشه‌ای به منافع ملی کشورم پیش بیاید؛ حتی اگر به این مفهوم باشد که کاملاً از صحنه حذف شوم.»

همین نوع نگاه است که موجب اعتماد اکثریت مردم به شاهزاده، چه در خارج و چه در داخل کشور شده است. یکی از مسائلی که در این گفتگو از آن صحبت شد، همین بود که بسیاری از مردم به شخص شاهزاده به عنوان شخصیتی بالاتر از جریان‌های سیاسی و یک شخصیت فراحزبی، فراسیاسی و فراایدئولوژیک اعتماد دارند که آن را می‌توان ناشی از عملکرد مناسب رضا پهلوی در تطابق با صحبت‌های وی طی تمام سال‌های گذشته و از جمله ماه‌های اخیر دانست که به صراحت گفته است نقش خود را در مبارزه علیه جمهوری اسلامی، نقشی فراجناحی، فرامسلکی و غیرسیاسی تعریف کرده‌ است. وی در مواقع گوناگون نشان داده‌ که وامدار هیچ جریان سیاسی نیست و مستقل از همه آنها نقشی پدرانه و فراحزبی در هدایت جنبش براندازی مردم ایران ایفا می‌کند.

شاهزاده درباره اعتماد مردم اظهار داشت معتمد کسی نیست که حکم کند یا فرمان و دستور بدهد. او با بیان اینکه بسیاری از کارهایی که توسط وی در حال انجام است، به دلایل گوناگون ممکن است توسط مردم دیده نشود، گوشزد کرد که این به معنای عدم انجام کار نیست چنانکه بخش زیادی از شرایط فعلی ایجادشده، ناشی از همین فعالیت‌هاست. حساسیت‌های امنیتی به دلیل نفوذی که جمهوری اسلامی در خارج از کشور دارد، اغلب باعث می‌شود بسیاری از کارهای زمینه‌ساز برای اقدامات اساسی، از دید مردم عادی و هواداران براندازی، پوشیده و مخفی بماند؛ ضمن آنکه عمق همانهایی هم که دیده می‌شوند، به درستی درک نمی‌شود. ارتباطات و جلسات متعدد شاهزاده با اندیشمندان و سیاستمداران کشورهای مختلف برای منتقل کردن خواسته‌های مردم ایران به آنها، علاوه بر اینکه نیازمند مطالعات وسیع و ژرف در ابعاد استراتژیک و ژئوپلیتیک است، به سبب مایه گذاشتن از حیثیت و آبروی شاهنشاهی و طلب کمک از آنها، مشقت‌های خاص خود را دارد که هر کسی از عهده اش برنمی‌آید.

مروری کوتاه بر پیشرفت‌هایی که در این سال‌ها به ویژه در سال‌های اخیر به آن دست یافته‌ایم، بر هر انسان ژرف‌نگر و منصفی، نقش محوری شاهزاده را به عنوان نماد ملی، فراحزبی و غیرسیاسی جنبش براندازی روشن می‌کند. نقشی که اکنون و در هیچ زمانی نباید دستخوش امور سیاسی و جناحی شده و به جریانی خاص تقلیل یابد تا کارکرد خود را از دست بدهد. همان نقشی که امروز، عبارت «وکیل ملت» آن را نمایندگی می‌کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)