الف-شکست و حداقل ناکامی طرح مکرون و میانجی گری او(و اوروپا). پس از تهاجم ماجراجویانه ایران به مراکزنفتی عربستان ( که به معنی عبور از خط قرمزهای امنیت جهانی سوخت جهانی محسوب می شود) ناکامی این تلاش های مکرون محتمل بود.
چنان که خودمکرون از اشتاه راهبردی رژیم ایران سخن به میان آورد. نتیجه بلافاصل سیاست های رژیم در عدم امنیت جریان نفتی افزایش بی اعتمادی شد. حتی حزب کارگرانگلیس ها هم آن را موردانتقادقرارداده است. بطورکلی ایران در موقعیتی نیست که بخواهد با توسل به چنین حملاتی با کذشتن از خطوط قرمز و با دوپینک باصطلاح سیاسی بخواهد با موضع تهاجمی به خودگرفتن به عنوان یک طرف معادله با قدرت های بزرگ جهان حول میزمذاکره بنشیند و از موضع تهدید پیشنهاداتی چون معاهده صلح منطقه ای (موسوم به پیمان هرمز) بدهد و کلا بدون دادن امتیازاتی بدنبال پیروزی باشد. درست است که دولت آمریکا هم به عنوان یک طرف دعوا در وضعیت چندان مناسبی نیست و ترامپ با مخالفت های داخلی و دوره پیشاانتخاباتی حساسی مواجه است و کلا با مشکلات بزرگی دست و و پنجه می کند و از جمله سیاست حداکثری او یک سیاست یک جانبه و فاقد طرح مشخص و معطوف به نتیجه مشخص و در حقیقت موکول به تسلیم و شکست کامل یک طرف است، اما در هرحال به عنوان غول اقتصادی و ابرقدرتی که گلوی اقتصادی رژیم را گرفته است در یک منازعه و توان نابرابردارای دست برتراست که آسیب آن هم از قضا بیش از همه به مردم ایران و تضعیف جنبش آن علیه نظام از یکسو و میلیتاریزه شدن و برآمدنیروهای نظامی-سپاهی و بخش های کله تیزتر درون ساختارقدرت می شود.
ب- سیاست تهاجمی رژیم در منطقه و ا لبته کاهش تعهدات هسته ای به عنوان دوبازوی اصلی آن موجب نزدیکی بیشتراروپا به سیاست های آمریکا پیرامون برقراری مذاکرات جدید و توافق جدیدی فراتر از برجام شامل موضوعات گسترده ترشده است. که به معنی انزوای بیشتر ایران می شود. جالب است که عملا روحانی هم مذاکره جدید فراتر از برجام و نیز دیدار با ترامپ را ردنکرده است وحتی به نوعی چراغ سبزنشان داده است اما آن را مشروط به لغو (و کاهش تحریم ها) کرده است که البته طرف آمریکائی به آن تن نداده و مرکل هم این خواست ایران را غیرواقع بینانه نامیده است.
ج- عملا اقدامات تهاجمی و ماجراجویانه رژیم ایران موجب تنگ ترشدن حلقه محاصره یعنی گسیل نیروهای تازه نظامی و تجهیزات آمریکا به منطقه و مشارکت بیشترکشورهای منطقه در این ائتلاف و هم چنین تشدیدفشارهای تحریمی آمریکا چون تحریم بانک مرکزی بدلیل تروریسم و نیز هدف گرفتن چین به عنوان طرف اصلی معاملات نفتی ایران شده است (حتی اروپا هم به نوعی و به شکل دوفاکتو از جمله آلمان آمادگی مشارکت در تامین امنیت دریائی شده است. چون که این حملات منافع اروپا و چین و هند را و… از قضا بیش از آمریکا تهدید می کند . ائتلافی هم دولت آمریکا درحال شکل دادن آن در منطقه است اولا با کنترل و قرق کردن منطقه می تواند مانع خروج و صدورنفت ایران (که ازنظرآمریکا کلا تحریم اولیه و ثانوی شده است ) بشود و ثانیا تحرکات ایران در منطقه را زیرکنترل بیشتر گرفته و چه بسا احیانا به آن ها مقابله کند و ثالثا در مراحلی که ضرورت حمله نظامی و تهاجمی در دستورقراربگیرد این ائتلاف در خدمت آن خواهد بود. در کنارچنین اقداماتی شاهد تلاش های دولت آمریکا برای کشاندن پرونده محکومیت ایران به سازمان ملل و منزوی ساختن بیش از پیش انزوای دولت ایران است.
د-سخنان روحانی در مجمع عمومی* در عین حال حامی تهدیدهائی است که تاکنون هم بسترسازحمله به عربستان و آرامکوو دیگر ماجراحوئی های منطقه مبنی برایجادعدم امنیت در مننطقه شده است: جریان آزادنفت به شرطی تامین خواهد شد که برای برای همه کشورها باشد. او گفت صبرایران حدی دارد!.

بی تردید همناتطور که حزب کارگرانگلیس فاصله می گیرد، تداوم این سیاست ها حتی می تواند موجب فاصله گرفتن چین و هند و تا حدی روسیه.. هم بشود.بدلیل آن که امنیت دریانوری و آبراه بین المللی حمل و نقل سوختی برای همه قدرت ها مهم است و برای بعضی که نیازخود را از آن جا تامین می کنند مهم تر.
حالا می توان گفت که با چنین تحولاتی برجام عملا بیش از گذشته به یک جسدتبدیل شده است و حتی با چشم اندازخروج از تعهدات هسته ای اگر که رژیم هم چنان به دوسیاست فوق ادامه دهد و حاضر به نرمش های لازم و بیشتری نشود از یکسو میسیرپیوستن بیش از پیش اروپا به سیاست ترامپ پیرامون ایران و از سوی دیگر قرارگرفتن خطرقرارگرفتن گزینه نظامی بر روی میز افزایش پیدامی کند. و این درحالی است که از زبان سرداران سپاه و نظامی ایران هم ورودهمه رجزهائی برای آمادگی در یک جنگ گسترده به گوش می رسد. سیاست ترامپ فعلا اعمال فشاراقتصادی به رژیم ایران است با توجه به این واقعیت که گذر زمان به زیان اوست. اما در عین حال با وجودآن که تلاش می کند که بحران به نقطه جوش نرسد اما درعین حال آشکارا در تدارک شرایطی است که اگر لازم بشود و اگر ایران از محدوده های قابل تحمل عبورکند بتواند به سرعت از حالت باصطلاح بازدارندگی به وضعیت تهاجمی گذرکند.
بهرحال شکست طرح مکرون اگر قطعیت پیداکند، و اگر توسط یک تلاش دپیلماتیک بین المللی منبی بر مصالحه و سازش پر نشود می تواند موجت تداوم ماجراجوئی های نظامی و هسته ای رژیم و فازجدیدی از بحران شود. بحرانی که با تعمیق آن کنترل و بازگشت آن به مصالحه و سازش دشوارتر می شود.

*- https://www.bbc.com/persian/iran-49830958?SThisFB

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)