وقتی خبر بیماری هولناکی به انسان داده میشه دو راه جلوی روش قرار میگیره، با بیماری و مرگ بجنگه یا راه تسلیم و رضا رو در پیش بگیره .

بارها انسانهای رو دیدم که در مبارزه با بیماری نگاهشون به زندگی دچار تحولی اساسی شده، چیزهای رو درک میکنن و بهش بها میدن که پیش از اون به چشمشون نمی اومده.

واقعیت اینه که جنگیدن با مرگ،انسانی رو که اسیر روزمرگی بوده، ناگزیر به «جستجوی معنایی برای زندگی» میکشونه تا بتونه بسنجه مبارزه برای این زندگی و تحمل رنج هاش آیا واقعا ارزش داره یا نه؟

وجه اشتراک جالبی که در اکثر این افراد دیدم و در موردشون خوندم اینه که به جای یافتن پاسخی قاطع به این سوال که «معنای زندگی چیست؟» آگاهانه یا نا آگاهانه به سمت درک مفهوم زیبایی کشیده شدن و در بدترین لحظه های زندگی زیبای های نهفته در اون رو پیدا کردن.

اما چرا میل ما برای بقا و تداوم زندگی، ما رو به سمت کشف زیبای میکشونه؟ آیا رابطه ای بین زیبایی و نامیرایی و ابدیت وجود داره؟

-زیبایی و تجربه ابدیت

در مواجه با هر چیز زیبا، مثل لحظه تفکرعمیق، درک زمان برای لحظه ای در ما متوقف میشه و انسان از فردیتش رها میشه و درکی بلاواسطه از امری کلی رو تجربه میکنه شهودی مسرت بخش در دنیای ابدیت و نامیرا، تجربه ای که همه ما در مواجه با یک منظره طبیعی بکر یا تابلو هنری زیبا پشت سر میزاریم.

اسپینوزا میگه نگریستن به دردهای جهان «از منظر ابدیت» اون ها رو قابل تسکین میکنه، اگر این حرف اسپینوزا رو بپذیریم بنظرم «از منظر ابدیت» نگریسن به درد های جهان جز به واسطه زیبایی هنر ممکن نیست یعنی زمانی که بازنمود درد و رنج به مدد یک اثر هنری، زیبای روهم با خودش به ما عرضه کنه تجربه ابدیت و نگریستن از اون منظر محقق میشه .

وقتی در مقابل یک اثر هنری مثل تابلوبی از یک کودک فقیر قرار میگیریم که بازنمایی است از وجه سیاهی از جهان ،حس غم و درک سیاهی دنیا با زیبای اثرهنری به صورت معرفتی روشن به ما منتقل میشه معرفتی که زاینده است نه میراننده و به این معنی که به ما این فرصت رو میده بجای اینکه از این واقعیت تلخ روبرگردونیم بتونیم ساعت ها درش خیره بشیم و در اون تامل کنیم کاری رو که ممکنه در مواجه مستقیم با زشتی ها و زمختی های جهان برامون قابل تحمل نباشه و وقتی نتونیم به سیاهی دنیا خیره بشویم و درش تامل کنیم قادر به شناخت و بعد تغییراون نخواهیم بود.

-هنر و مقاومت اجتماعی

در زیر شدیدترین فشارها، در روزهای سخت مبارزات سیاسی-اجتماعی، هنر دوباره با همین نقش ظهور میکنه وانگیزه مبارزه رو در ما تقویت میکنه. قدرت نگریستن به سیاهی رو بدون اینکه حس نا امیدی و سرخوردگی رو در ما تشدید کنه در ما احیا کنه.

در روزهای نا امیدی گاهی لازمه از چشم یک بیمار به زندگی دوباره نگاه کنیم بدنبال جستجوی معنای برای زندگی بریم تا شاید امید و انگیزه مبارزه رو با کشف زیبایی و هنر دوباره احیا کردیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)