حالی که خبرگزاری ها از بسته حمایتی ۱۵ میلیارد دلاری دولت فرانسه برای بازگرداندن رژیم جمهوری اسلامی به توافق برجام خبر دادند، حسن روحانی می‌گوید “بخش عمده” اختلاف‌ها با اروپا حل شده اما چون توافق نهایی نشده گام سوم کاهش تعهدات برجامی آغاز می‌شود. او مذاکرات را رو به جلو توصیف کرد اما بعید دانست که در یکی دو روز باقی‌مانده، توافق نهایی شود. حسن روحانی، روز سه شنبه دوازدهم شهریور در مجلس شورای اسلامی ایران خطاب به دولت های اروپایی گفته بود: “نفت ما را نقد یا نسیه بخرید” تا جمهوری اسلامی ایران نیز متقابلاً کاهش تعهدات خود را به برجام متوقف کند.

منظور روحانی از نهایی نشدن توافق این است که هنوز توافقات آنان به دولت فرانسه به تائید دونالد ترامپ نرسیده است. اگر چه روحانی و دیگر سران جمهوری اسلامی و رسانه های حکومتی چنین وانمود می کنند که این خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری فقط در ازای پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات خود در قبال توافقات هسته ای پرداخت خواهد شد و می خواهند نشان دهند که تهدیدات آنها مبنی بر کاهش تعهداتشان مؤثر واقع شده است، اما واقعیت غیر از این است.

ژان ایو لودریان، وزیر خارجه فرانسه روز سه‌شنبه سوم سپتامبر برابر با ۱۲ شهریور با معرفی طرح اعطای خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری فرانسه برای کاهش تنش بین دولت های ایران و آمریکا از این واقعیت پرده بر می دارد. وی اعلام کرد: “به ازای گشایش این خط اعتباری، ایران باید به تعهداتش در برجام بازگردد و مذاکراتی پیرامون امنیت خلیج فارس و منطقه و وضعیت توافق هسته‌‌ای بعد از سال ۲۰۲۵ صورت بگیرد.” رویترز به نقل از لودریان نوشت: “پیش‌فرض اجرایی شدن این طرح، موافقت پرزیدنت ترامپ است.” از گفته های وزیر خارجه فرانسه پیداست که مسئله بسیار فراتر از پایبندی رژیم به تعهداتش در پیمان هسته ای است.

بر پایه این اظهارات، جمهوری اسلامی نه تنها باید به تعهداتش در برجام باز گردد، بلکه باید پیرامون امنیت خلیج فارس و منطقه خاورمیانه یعنی بر سر قطع حمایت از جریان های تروریست اسلامی در منطقه، پایان دادن به مداخله گری های نظامی در کانون های بحران، تحت نظارت قرار گرفتن برنامه های تولید موشکهای بالستیک و تعمیم توافقات هسته ای به بعد از سال ۲۰۲۵ نیز بر سر میز مذاکره بنشیند. یعنی جمهوری اسلامی در ازای دریافت خط اعتباری ۱۵ میلیارد دلاری با میانجیگری دولت فرانسه عملا وارد مرحله چانه زنی با آمریکا بر سر محورهای اصلی همان شروط دوازده گانه اعلام شده از طریق مایک پمپئو شده است. مکرون با اعطای بسته پانزده میلیارد دلاری می خواهد شرایط آبرومندانه مذاکره برای رژیم اسلامی را فراهم نماید.

رژیم جمهوری اسلامی در شرایطی که صادرات نفت آن با بیش از هفتاد درصد کاهش، به کمترین حد خود در پنج سال گذشته، یعنی به ۳۸۶ هزار بشکه در روز رسیده است و در حالی که به تجربه دریافته که با ناأمن کردن تنگه هرمز و کاهش تعهدات خود در پیمان هسته ای نمی تواند بیش از این حالت نه جنگ، نه “صلح” و نه مذاکره را حفظ کند یک گام به مذاکره و سازش نزدیک تر شده است.

هدف راهبردی جمهوری اسلامی از ادامه کشمکش با آمریکا و مذاکره و سازش با آن تضمین بقای حاکمیت خودش است. می خواهد این تضمین را از دولت آمریکا و قدرتهای غربی بگیرد که آنها برنامه ای برای سرنگونی رژیم ندارند. اهداف استراتژیک آمریکا هم در شرایط کنونی نه سرنگونی رژیم اسلامی بلکه تغییر رفتار آن است. دولت آمریکا تا زمانی که مسئله سرنگونی رژیم اسلامی به امری بازگشت ناپذیر تبدیل نشده باشد، نمی خواهد آینده ایران را که آبستن انقلاب است به سرنوشتی نامعلوم واگذار کند.

دولت آمریکا می خواهد جمهوری اسلامی را که البته با سرکشی هایش هم کم به امریکا خدمت نکرده است، چنان رام کند که هیچ خطری برای منافع آمریکا و متحدین آن در منطقه ایجاد نکند. بنابراین هر دو طرف منازعه بر سر بقای رژیم جمهوری اسلامی توافق نظر دارند. آنچه مورد اختلاف است بهایی است که جمهوری اسلامی برای گرفتن تضمین بقایش باید بپردازد.

کارگران و مردم ستمدیده ایران تاکنون عوارض و پیامد جدال و کشمکش این دو قدرت ارتجاع سرمایه داری را بر کار و زندگی و مبارزات خود تجربه کرده اند. همانطور که تنگ تر شدن حلقه تحریم های اقتصادی شرایط کار و زندگی را برای کارگران و اکثریت مردم ایران سخت تر کرده است، تداوم فضای جنگی نیز در خدمت امنیتی کردن فضای جامعه و تشدید سرکوب قرار گرفته و آهنگ رشد اعتراضات کارگری و توده ای را کند نموده است.

در این میان طبقه کارگر و مردم ستمدیده منطقه باید بدانند همانطور که جدال و کشمکش طرفین این منازعه هیچ ربطی به منافع آنان ندارد، مذاکره و سازش آنها هم از زاویه منافع مردم محروم انجام نمی گیرد. اگر دولت آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو سعی میکنند که منافع امپریالیستی و سرمایه دارانه خود را مترادف با منافع مردم نشان دهند به این دلیل ساده است که می خواهند توده های مردم را به پیاده نظام منازعات و کشمکش های ارتجاعی خود تبدیل کنند.

کارگران و مردم ستمدیده و زحمتکش ایران باید بدانند که در تقابل با این دو راهی که قدرتهای ارتجاعی در برابر آنها قرار می دهند راه سومی هم وجود دارد، راه تشدید مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، تنها از این طریق است که می توان به عوارض ویرانگر این جدال کشمکش ها پایان داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)