“من از مرگ نهراسیدم .به همتایانم تسلیم نشده ام و به دلیل طبیعت قاطع ام مرگی شجاعانه را ترجیح دادم به زندگی بدون مبارزه. “ جوردانو برونو (۱۵۴۸-۱۶۰۰)

بعضی وقت ها به طور اتفاقی یک کتاب رو برای خوندن انتخاب میکنم، در موردش تحقیق چندانی نمیکنم و خودم رو به دست شانس میسپارم تا ببینم چه سوپرایزی برام داره. کتاب «پاپ و مرتد» از این دست انتخاب ها بود.

کتاب روایت زندگی یک فیلسوف شجاع و ماجراجوی ایتالیایی به نام جوردانو برونوه که بخاطر نظراتش توسط دادگاه تفتیش عقاید سوزانده میشه. در جوانی راهب مسیحی میشه ولی بجای مطالعه کتاب های که کلیسا معرفی میکنه شروع به خواندن کتاب های ممنوعه میکنه، مچش رو وقتی داشته کتاب های آراسموس رو میخونده میگیرن. از کلیسا اخراج میشه و مورد غضب واتیکان قرار میگیره .از ترس جان به فرانسه ،آلمان و انگلیس میره. اهل بحث و جدل بود و حافظه فوق العاده ای داشت با پروتستان ها آلمانی و کالونیست های فرانسوی آبش تو یک جوب نمیره. به خاطر کتاب هاش اسمش پرآوازه میشه و البته هر روز بیشتر مورد نفرت کلیسا رم قرار میگیره .

یک اشراف زاده ونیزی اون رو با وعده پول زیاد به ونیز دعوت میکنه تا در اونجا تدریس کنه و تکنیک های تقویت حافظه و علوم خفیه که برونو درش تخصصی داشت و دربارش کتاب نوشته بود رو بهش یاد بده.جوردانو اشتباه مرگ بارش رو مرتکب میشه و به گمان اینکه ونیز استقلال نسبی از رم داره و میتونه اونجا آزادانه فعالیت کنه و با تشریح نظراتش سو تفاهم ها رو بر طرف کنه و مورد عفو پاپ هم قرار بگیره به این سفر اقدام میکنه.

دو ماه در این شهر تدریس میکنه ولی یک شب ناگهانی توسط همان اشراف زاده و چند سرباز بازداشت میشه و تحویل دادگاه تفتیش عقاید میشه. در اونجا میفهمه چه خیانتی بهش شده و اون اشراف زاده چه گزارشاتی علیه اشرد کرده.

کتاب مستندات جالبی ارائه میده از انواع شکنجه در دادگاه های تفتیش عقاید و قوانین حاکم بر اون دادگاه ها. یکی از نکاتی که در شکنجه کلیسا بهش اشاره میشه و برام جالب بود اینه که مواظب بودن در حین شکنجه از بدن قربانی خون زیادی نیاد چرا که ممکنه قربانی با مسیح همزاد پنداری کنه و این نیروی در دلش ایجاد کنه .

جوردانو بعد از هشت سال تحمل شکنجه در زندان با اشد مجازات مواجه میشه و در آتش سوزانده میشه در حالی که معتقد بود نظراتش هیچ بدعتی درش نیست. رسم بود جلادان برای تخفیف مجازات کسانی که قراره در آتش سوخته بشن گردن اونها رو در لحظه آخر میشکوندن تا درد کمتری بکشن یا ازهیزم تر استفاده میکردن تا قربانی قبل از سوختن بر اثر دود خفه بشه. در مورد جوردانو هیچکدوم از این تخفیف ها اعمال نمیشه و اون با درد زیاد در آتش میسوزه جان میده و بعد جنازه سوخته شده اش رو خورد میکنن و در جاهای مختلف پراکند میکنن تا اثری ازش باقی نمونه

کتاب های جوردانو تاثیرات زیادی بر گالیله ،شکسپیر و متفکران دیگه ی اون زمان داشت، گرچه امروز مطالب کتاب هایش ممکنه برای ما چندان قابل تامل نباشه ولی شجاعتش در ابراز عقایدش همیشه قابل ستایشه.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)