مقاله ای با عنوان “دلیل سکوت مردم ناراضی چیست؟” به قلم خانم مرضیه رائفی خواندم که در آن به بخشی از علل سکوت مردم ناراضی پرداخته شده بود. با اسنتاد به گفته رحمانی فضلی، تجمع های اعتراضی در سال جاری 38% غلیرغم سخت تر شدن زندگی مردم کاهش یافته که به معنی رضایتمندی مردم نیست و البته آنها ناراضی هستند. و در تفسیری از آقای فراستخواه، علت سکوت مردم را “از هم گسیختگی” در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی ، فرهنگی و زیست بومی دانسته و از کار افتادگی سیاسی حکومت، و “سرخوردگی” و “بی برنامگی” اصلاح طلبان زمینه را برای بروز این نابهنجاری مهیا کرده است.

در ادامه نویسنده به دو نکته از سخنان رحمانی فضلی پرداخته ، اول سخت تر شدن زندگی مردم بعلت سیاستهای حکومت که مورد قبول گوینده قرار گرفته و دوم، کاهش اعتراضات که سرکوب و خشونت جکومت موجب ترس مردم از تجمع و اعتراض شده است.

مطالب بالا همگی درست و منطبق بر واقعیات جامعه ایران در حال حاضراست، موضوع سخت تر شدن زندگی مردم، افزایش سرکوب و خشونت حکومت در برابر اعتراضات مردمی، که در بعضی از موارد حقانیت خواسته های عنوان شده از طرف مردم، مثل عدم پرداخت حقوق کارگران، حتی مورد تائید حکومت هم هست و یا حمله به اعتراض شهروندان برای برخورد بی رحمانه ماموران شهرداری با سکهای ولگرد، بطوریکه شهرداری به خشونت اعمال شده به مردم اعتراض کرده است.

اما نتیجه ای که  نویسنده از واکنش مردم با عنوان “سکوت” گرفته  دقیق نیست. چرا آقای رحمانی فضلی موضوع را با جنین تعابیری مطرح کرده است؟ وزارت کشور و دستگاه های امنیتی بخوبی آگاه هستند که قاعدتن فشار اقتصادی بایستی مردم گرفتار را به خیابانها بکشد و اگر آنها بیرون نمی آیند یعنی بیکار نشسته و سقوط زندگی خود را نظاره کرده و در برابر از دست دادن قدرت خرید و ناتوانی در سیرکردن شکم فرزندان خود سکوت کرده اند، آنها بخوبی می دانند اینطور نیست، ولی نمی توانند بفهمند مردم از چه راهی برای مقابله با آنها وارد شده اند.

مردم در اعمال و تصمیمات خود، از منطق “هزینه ، فایده ” استفاده می کنند، و همیشه در پی راه هائی برای حل مشکلات خود هستند که کمترین هزینه را پرداخت و بیشترین فایده را دریافت کنند. واکنش مردم به اقدامات حکومت در رها کردن مردم به امان خدا ، همان کاری را با حکومت کرده اند که آقای فراستخواه ” از هم گسیختگی” نامگذاری کرده اند، بدین معنی مردم هرکاری که بتواند به جکومت صدمه بزند انجام می دهند، از خرید اقلام کمیاب، خرید ارز، طلا و از چوب لای چرخ دولت گذاشتن دریغ نمی کنند. اکنون فشار خارجی تحریمها در برابر فشار داخلی مردم به جکومت ناچیز است. برای مقایسه برگردید به دوران مصدق و تحریم نفت ایران توسط انگلیس، در آن زمان همین ماجرای تحریم خرید نفت ایران بود، اما مردم  همراه با حکومت در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کردند، حتی زنهای جامعه زیور آلات خود را برای کمک به دولت به میدان آوزدند، و در پایان سال دولت نه تنها کسر بودجه نداشت، بلکه برای اولین سال ایران شروع به صادرات اقلام دیگر را کرد.

آری دوستان ، سکوت مردم سرشار از ناگفته هاست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)