متحدین بالقوه درگذرازجمهوری اسلامی ،

مرحله گذر از نظام جمهوری اسلامی، مقوله ایست که با توجه به بروز شواهدی از فروپاشی نه چندان دور حکومت مستقر، مورد توجه اپوزیسیون خارج از کشور قرار گرفته و هر گروه یا حزب از ظن خود برای گذر از جمهوری اسلامی سناریوئی ارائه می کند، و در این میان فرمول بعضی از گروه ها تعجب برانگیز است، مثلا فرد موثر وبسایت توانا که مروج رواداری و مبارزه بدون خشونت است، از پیامدهای مثبت جنگ سخن می گوید، و از طرف دیگر، کسانی در کسوت نیروهای چپ و مدافع طبقه کارگر، که گذر از جمهوری اسلامی را فاز اول و فاز دوم را استقرار حاکمیت شورائی در کشور اعلام می کنند. بدون اینکه تکلیف حکومت شورائی پیشین در روسیه و اقمار آن را که بدتر از جمهوری اسلامی از درون فروپاشید روشن کنند.

اگر از سناریوهای رویائی که پیروان آنها بر قطار آرزو سوار شده اند صرفنظر کنیم. مطالبه اکثر اپوزیسیون  گذر از وضعیت موجود به حاکمیتی مبتنی بر جدائی دین از سیاست ، آزادی رسانه ها، تغییر کارگزاران ارشد نظام با آرای مردم، و قوه قضائیه ای که مستقل از دو قوه اجرائی و مقننه تصمیم گرفته و عمل کند، هستند.

با تعریف بالا مبدا و مقصد گذر روشن است و می ماند انتخاب مسیر از نقطه موجود به نقطه مطلوب است. آنچه خواست غالب مخالفین را شامل می شود، دارای مشخصه های زیر است:

  • زیر ساختهای کشور بدون آسیب به انتهای گذار برسند، و این مستلزم عدم برپائی حملات هوائی به کشوراست.
  • جلوگیری از تخریب اموال عمومی و خصوصی در اثر به خشونت رفتن تظاهرات مردم و سوء استفاده اراذل و ماموران حکومتی در به آشوب کشیدن راه پیمائی صلح جویانه مردم .
  • عدم اختلال در عملکرد نیروهای نظامی در حفظ و حراست از مرزهای کشور و نیروهای انتظامی در حفاظت از جان و مال مردم در دوره گذار.
  • ادامه ارائه خدمات دولتی ، عمومی و خصوصی در تمام مدت گذار از جمهوری اسلامی.
  • درخواست از کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی برای مدارا تا فاز گذار به انتها برسد.

دستیابی به اهداف بالا در دوران گذار تنها و تنها با همکاری نیروهائی امکان پذیراست که در تغییر حکومت جمهوری اسلامی متحدین بالقوه هستند، و ضمن همکاری با یکدیگر ضرورتا به هم افزائی مشترک برسند. گروه هائی که در تغییر نظام از جمهوری اسلامی به وضعیت مورد نظر می توانند منتفع شوند و یا حداقل از وارد شدن زیان بیشتراز ادامه حکومت کنونی به آنها جلوگیری شود. عبارتند از:

  1. گروه های محروم و فقیرکه در شرایط کنونی در وضعیت سخت مالی قرار گرفته و یا بدتر اینکه بیکار باشند.
  2. اقشار متوسط جامعه شامل کارمندان دولت و بخش خصوصی، استادان دانشگاه، معلمها، دکترها، و مهندسین که بعلت تورم لجام گسیخته درحال کوچ به طبقات محروم هستند.
  3. نظامیان ارتشی ، سپاهی و نیروی انتظامی که دسترسی به منافع خاص را ندارند و برای گذران زندگی با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.
  4. مراجع و روحانیون بیرون از حلقه حاکمیت جمهوری اسلامی که بشدت نگران خود و اعتبار دین در آینده هستند.
  5. جوانان دختر و پسری که علقه ای به سبک زندگی مورد نظر روحانیون حاکم ندارند.
  6. دولت مردان، نمایندگان مجلس، و کارگزاران کنونی و سابق جمهوری اسلامی که از وضعیت حاکم به ستوه آمده و به دنبال مفری برای گذار از این شرایط هستند.
  7. خانواده های کشته شدگان، زندانیان، و صدمه دیدگان از جمهوری اسلامی .
  8. سلبریتی ها در حوزه های ورزش، هنر، فرهنگ، دین، و علم که با روشهای برخورد با جامعه مخالف هستند.

روشن است گروه های مردمی یاد شده درداخل کشور هستند و لازمست مطالبه خود را براساس قوانین حاکم و مدلل ارائه نمایند. این خواسته با استناد به سخنان آقای خمینی در هنگام ورود به ایران و در بهشت زهرا، که گفت ما فرض می‌کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادراک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟” و همچنین اصل 6 و 59 قانونی اساسی که راه نظر خواهی از مردم کشور را برپائی رفراندم اعلام کرده است. برگزاری همه پرسی بمنظور رای اعتماد مجدد مردم به جمهوری اسلامی و یا عدم اعتماد به ادامه حکومت جمهوری اسلامی را خواستار هستیم. در صورت رای اعتماد مجدد ایرانیان به ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی، حکومت به مسیر خود ادامه خواهد داد و اگر به حاکمیت کنونی رای عدم اعتماد دادند، حکومت موظف است، برای مراحل تعیین نوع حکومت و تشکیل مجلس موسسان از طریق رفراندم اقدام کند، تا در پایان، مردم و حکومت بتوانند، بدون منازعه و پرداخت هزینه های غیرقابل برگشت، موضوع اعلام نظر و رای اعتماد به حکومت را از سر بگذرانند، تا حکومتی که مستقر خواهد بود با پشتوانه مردمی بتواند از منافع مردم و کشور در برابر بیگانگان دفاع کند.

تاریخ نشان داده، دولتی که صاحب حمایت اکثریت مردم خود نباشد، مجبور می شود از موضع ضعف به دشمنان باج غیر منصفانه بدهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)