نگاهی به رمان «سیذارتا» از هرمان هسه

“مقابل حقایق اضدادی هست وآن اضداد خود نیز حقایقی هستند”

هرمان هسه جزو آن دسته از روشنفکران آلمانی است که ضمن حفظ چارچوب های فکری اندیشه های غربی، بدنبال آشتی آن با عرفان شرقی بودند و به عبارتی بدنبال آشتی «روح» و«لذت زندگی» بودند گرایشاتی که بعد از دو جنگ جهانی، و تضعیف نگاه خوشبینانه به مدرنیته در آلمان هواداران بسیاری یافته بود.

رمان که داستان سیرتحولات فکری و روحی یک جوینده حقیقت است در حقیقت نماینگر مواجه جهان بینی غربی و عرفان شرقی است که در نهایت در نگاه این جوینده حقیقت،یعنی «سیذارتا» به وحدت و آشتی می رسند و او به آرامش حقیقی دست می یابد. آرامشی که همه اشکال زندگی را در بطن خود دارد.

آرامشی که سیذارتا به آن دست می یابد متفاوت از آرامشی است که عارفان هندی با پیروی از آموزهای بودا، با انکار نفس در جستجوی آنند.بلکه برعکس آرامشی است با تجربه لذات زندگی و شناخت نفس از این طریق حاصل می شود .آرامشی برآمده از سه مرحله سیروسلوک

اول-با شناخت نفس از راه گشوده بودن بر روی تجربه لذات زندگی
دوم-گذر از آن لذات و شناخت معنویات زندگی از طریق «خودآموزی» و گوش دادن به ندای درون مانند بودا
سوم -در مرحله نهایی با کشف وحدت و رد تضادهای این اشکال زندگی ویکی شدن با سیر حوادث

“از آن ساعت سیذارتا به جنگ با سرنوشت پایان داد.نور آرامشی که در چهره وی ظاهر شده بود حاکی از صفای کسی بود که دیگر جنگی با امیال ندارد و به رستگاری رسیده و با جریان حوادث یکی شده است. کسی که پر از رحم و شفقت گردیده است و خود را به جویبار زمان تسلیم کرده و به وحدانیت همه چیزها تعلق دارد.”

تاکید ویژه هرمان هسه بر «خودآموزی»،یکی از گوهرهای اصلی آموزش های بودا است که با اندیشه های خودانتقادی و عدم جزم اندیشی روشنگری غربی سازگاری عمیقی دارد.

بودا خطاب به هواداران خود می گوید:”کسی که به یاری زورقی از رودخانه ای گذر کرده است حق ندارد بدین بهانه که زورق زمانی برای او مفید بوده است آن را همیشه به دوش خود حمل کند سخنان من نیز تنها همان زورق اند .حرف های مرا به قانون های خشک و تغییر ناپذیر تعبیر نکنید.من حقیقت وجود خویش را با شما می گوییم شما نیز در جستجوی حقیقت خویش باشید .من می میرم و مرا فراموش کنید درون خود را بنگر تو نیز بودا خواهی شد.”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)