بردباری، تساهل، تسامح، تحمل، … یا هر واژه ی معادل دیگری برای  TOLERANCEبگذارید، یکی از صدها وظیفه ی فراموش شده ی حکومتها است. دولتهای عضو یونسکو در 16 نوامبر 1995 (25 آبان 1374) متن اعلامیه ی جهانی بردباری را امضا کردند تا آن را، مانند صدها وظیفه و اعلامیه ی دیگر، اجرا نکنند و به بشر و ارزشهایی که «زندگی» را اندکی ممکن می کند، پوزخند بزنند.

  بیشتر به لطیفه ای تلخ شباهت دارد که حکومت ایران از 6 سپتامبر 1948 (15 شهریور 1327) عضو یونسکو است و  مانند دیگر اعضا و دیگر امضاکنندگان، این اعلامیه را بی قید و شرط پذیرفته و خود را نسبت به اجرای آن متعهد دانسته است!

  ترجمه ی این اعلامیه را فقط «جهت یاداوری و خروج از خوشخیالی» به خوانندگان تقدیم می کنم.  ب. ج.

 

اعلامیه ‏ی اصول بردباری[1]

 

این اعلامیه از سوی دولتهای عضو یونسکو در 16 نوامبر 1995(25 آبان 1374) اعلام و امضا شده است.

 

دولتهای عضو «سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد»[2] در بیست و هشتمین جلسه‏ ی مجمع عمومی از 25 اکتبر (3 آبان 1374) تا 16 نوامبر 1995 (25 آبان 1374) در پاریس گرد هم آمدند.

 

مقدمه:

نظر به اینکه «منشور ملل متحد»[3] اعلام می ‏کند که:

«ما، اعضای ملل متحد، مصمم هستیم تا نسلهای آینده را از آسیبهای جنگ دور نگه داریم و مصمم هستیم بر ایمانمان بر حقوق ذاتی بشر و شان و ارزش هر فرد انسان تاکید کنیم و با این هدف، به عملی کردن بردباری و زندگی جمعی در صلح با دیگران، همچون همسایگانی خوب بپردازیم…»،

و نظر به اینکه مقدمه ‏ی تشکیل یونسکو که در 16 نوامبر 1945 (25 آبان 1324) پذیرفته شد، اعلام می ‏کند که:

«صلح باید بر همبستگی فکری و اخلاقی بشر بنیان گذاشته شود»،

و با یادآوری اینکه اعلامیه ‏ی جهانی حقوق بشر تاکید دارد که هر فرد دارای حق آزادی اندیشه، آزادی وجدان، آزادی مذهب (ماده ‏ی 18) و دارای حق آزادی عقیده و آزادی بیان است (ماده‏ ی19)، و اینکه آموزش باید تفاهم، بردباری و دوستی را میان همه ‏ی ملل و همه‏ ی گروههای نژادی و مذهبی ارتقاء دهد (ماده ‏ی 26)،

و با توجه به اسناد بین المللی مربوطه، از جمله:

1) توافقنامه ‏ی بین‏المللی درباره ‏ی حقوق مدنی و سیاسی[4]،‏

2) توافقنامه ‏ی بین‏المللی درباره‏ ی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی[5]،

3) پیمان رفع همه ‏ی شکلهای تبعیض نژادی[6]،

4) پیمان پیشگیری از نسل‌ کشی و مجازات آن[7]،

5) پیمان حقوق کودک[8]،

6) پیمان 1951 در مورد وضعیت پناهندگان و پروتکل 1967 آن و تمهیدات منطقه ‏ای این پیمان[9]،

7) پیمان رفع همه‏ ی شکلهای تبعیض علیه زنان[10]،

8) پیمان علیه شکنجه و دیگر برخوردها و مجازاتهای بی‎ رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز[11]،

9) اعلامیه ‏ی رفع همه ‏ی شکلهای نابردباری مذهبی و عقیدتی[12]،

10) اعلامیه ‏ی حقوق اموال افراد متعلق به اقلیتهای و ملی، قومی، مذهبی و زبانی[13]،

11) اعلامیه ‏ی اقدامات محو تروریسم بین‏المللی[14]،

12) اعلامیه ‏ی وین و برنامه ‏ی عمل کنفرانس جهانی درباره ‏ی حقوق بشر[15]،

13) اعلامیه ‏ی کپنهاگ و برنامه ‏ی عمل مصوب جلسه‏ ی سران برای توسعه ‏ی اجتماعی[16]،

14) اعلامیه ‏ی یونسکو درباره ‏ی نژاد و تعصب نژادی[17]،

15) پیمان و توصیه ‏های یونسکو علیه تبعیض در آموزش[18]،

با یادآوری اهداف دهه ‏ی سوم مبارزه با نژادپرستی و تبعیض نژادی، دهه ‏ی جهانی آموزش حقوق بشر، و دهه ‏ی بین‏المللی مردم بومی جهان[19]،

با در نظرداشتن توصیه‏ های کنفرانسهای منطقه‏ ای سازمان داده شده در چهارچوب «سال جهانی بردباری» از سوی سازمان ملل متحد، در هماهنگی با مجمع عمومی یونسکو (27 C/Resolution 5.14) و جمع‎ بندیها و توصیه ‏های سایر کنفرانسهای سازمان داده شده از سوی دولتهای عضو، درون برنامه ‏‏ی «سال بردباری» سازمان ملل متحد،

و با توجه به افزایش جدید اعمال نابردبارانه، خشونت آمیز، تروریسم، بیگانه ‎هراسی، میهن‎ پرستیِ تهاجمی، نژادپرستی، سامی ستیزی، طرد و جداسازی، به حاشیه راندن و تبعیض هدایت شده علیه اقلیتهای ملی، قومی، مذهبی و زبانی، علیه پناهندگان، کارگران مهاجر، مهاجران و گروههای آسیب‎ پذیر درون جوامع و همچنین اعمال خشونت‌ آمیز و تهدیدهای اعمال شده علیه افرادی که حق آزادی عقیده و بیان را به کار می‏ بندند؛ که همه ‏ی این اعمال، استحکام صلح و مردمسالاری را هم از نظر ملی و هم از نظر بین ‏المللی تهدید می‏ کنند و موانعی برای توسعه هستند،

با تاکید بر مسئولیتهای دولتهای عضو برای گسترش و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادیهای بنیادی برای همگان، بدون تمایز نسبت به نژاد، جنسیت، زبان، ملیت، مذهب، معلولیت و مبارزه با نابردباری (با توجه به همه ‏ی این مستندات)،

اعلامیه‏ ی اصول بردباری را قبول می ‏کنیم و مصرّانه اعلام می‏ داریم:

ماده ‏ی 1: معنای بردباری

1.1  بردباری یعنی رعایت کردن، پذیرفتن و احترام نهادن به تنوع غنی فرهنگهای جهانی ما، و به شکلهای متفاوت بیان و روشهای گوناگون زندگی انسان. بردباری با دانش، گشودگی، ارتباطات و آزادی اندیشه، وجدان و اعتقاد تقویت می‏شود. بردباری هماهنگی تفاوتها است. بردباری فقط یک وظیفه‏ ی اخلاقی نیست بلکه یک ضرورت سیاسی و حقوقی است. بردباری فضیلتی است که صلح را ممکن می ‏سازد و فرهنگ صلح را به جای فرهنگ جنگ می ‏نشاند.

1.2  بردباری، واگذاری امتیاز[20] نیست، رفتار برتری آمیز[21]  نیست، التفات و گذشت از سر تقصیرات[22] نیست. بردباری بیش از هرچیز یک نگرش فعال، ملهم از به رسمیت شناختن حقوق کلی بشر و آزادیهای بنیادی دیگران است. بردباری، در هیچ شرایطی برای توجیه نقض این ارزشهای بنیادین به کار نمی ‏رود. بردباری باید از سوی افراد، گروهها و حکومتها انجام شود.

1.3  بردباری مسئولیتی است که حقوق بشر، تکثرگرایی[23] (از جمله تکثر فرهنگی)، مردمسالاری[24] و حکومت قانون[25] را تقویت می ‏کند. بردباری مستلزم طرد «اعتقاد به اصول تغییرناپذیر»[26] و «مطلق نگری»[27] است و بر معیارهایی که در اسناد بین‏المللی حقوق بشر به آن تاکید شده، بنا شده است.

1.4 در راستای احترام به حقوق بشر، اجرای اصول (عملی کردن اصول، به اجرا درآوردن اصول) بردباری، به معنای تحمل کردن یا بردباری در برابر بیعدالتی اجتماعی یا کنار گذاشتن اعتقادات یا تضعیف عقاید اشخاص نیست. بردباری به این معنا است که فرد آزاد است به اعتقادات خودش پایبند باشد و بپذیرد که دیگران هم به اعتقادات خودشان پایبند باشند. بردباری به معنای پذیرفتن این واقعیت است که انسانها طبیعتا از نظر ظاهر، موقعیت، گفتار، رفتار، ارزشها، سلایق، افکار و عقاید، متفاوتند و حق دارند در صلح زندگی کنند و آنچنان که هستند باشند. بردباری به این معنا است که دیدگاههای یک نفر نباید به دیگران تحمیل شود.

 

ماده‏ ی 2: سطح حکومتی

2.1  بردباری در سطح حکومت نیاز به قوانین عادلانه[28] و منصفانه[29]، تقویت فرایند قانونی، حقوقی، اداری، (اجرایی) دارد. بردباری نیازمند فرصتهای اقتصادی و اجتماعی است، که بی تبعیض در دسترس هر فرد قرار گیرد. طرد[30] و به حاشیه راندن[31] می‏ تواند به سرخوردگی[32] ، عداوت[33]، و تحجر[34] تبدیل شود.

2.2  برای رسیدن به جامعه‏ ای بردبارتر، حکومتها باید پیمانهای بین ‏المللی جاری درباره‏ ی حقوق بشر را تصویب و اجرا کنند و در جاهایی که لازم است، لوایح جدیدی را طراحی و پیشنهاد کنند تا برابری رفتارها و فرصتها برای همه‏ ی گروهها و افراد در جامعه تضمین شود.

3.2  برای هماهنگی بین ‏المللی ضروری است که افراد، جوامع و ملتها، خصلت چند فرهنگی خانواده ‏ی انسانی را بپذیرند و به آن احترام بگذارند. بدون بردباری،  صلحی نخواهد بود؛ بدون صلح، توسعه و مردمسالاری نخواهد بود.

4.2  نابردباری ممکن است به شکل «به حاشیه راندن گروههای آسیب‏پذیر» و طرد آنها از مشارکت اجتماعی و سیاسی و خشونت و تبعیض نسبت به آنها ظهور کند. همانطور که در «اعلامیه درباره ‏ی نژاد و تعصب نژادی»[35] تاکید شده، «هر فرد و گروهی حق دارد متفاوت باشد»[36] (ماده‏ ی 1.2).

 

ماده‏ ی 3 : ابعاد اجتماعی

3.1  در دنیای جدید، بردباری بیش از گذشته، نیازی بنیادی است. دوره‏ ی جدید با جهانی شدن اقتصاد، افزایش سرعت در تحرک و جنب و جوش[37]، ارتباطات، ادغام اجتماعی[38]، وابستگی متقابل[39]، انواع مهاجرت در ابعاد کلان، جا به جایی جمعیت، شهرنشینی و تغییر الگوهای اجتماعی[40] مشخص می‏ شود. از آنجا که هر بخش از جهان دارای ویژگیها و گوناگونیهای ویژه‏ی خود است، نابردباری[41] روزافزون و درگیریها نیز هر منطقه را بالقوه تهدید می کند. این تهدید تنها متوجه یک کشور نیست بلکه تهدیدی جهانی است.

3.2  بردباری میان افراد، در خانواده، و در سطح جامعه ضروری است. ارتقا بردباری و آموزش نگرش گشوده[42]، شنوایی دو سویه[43] و همبستگی[44] باید در مدارس و دانشگاهها و از طریق آموزش غیررسمی، در خانه و در محیطهای کاری آموزش داده شود. رسانه های ارتباطی در موقعیتی هستند که نقشی سازنده در تسهیل گفت و شنود آزاد و باز، بحث و مناظره، انتشار ارزشهای بردباری و تاکید بر خطرات بی تفاوتی نسبت به افزایش گروهها و ایدئولوژیهای نابردبار ایفا کنند.

3.3  همانطور که «اعلامیه‏ی یونسکو درباره ‏ی نژاد و تعصب نژادی» تاکید دارد، مراحلی باید طی شود تا برابری شئون و حقوق افراد و گروهها، هرجا که لازم است، تضمین شود. در این مورد باید توجه خاصی به گروههای آسیب پذیری که از نظر اجتماعی یا اقتصادی محرومترند معطوف شود تا آنان در حمایت قانونی و اجتماعی، بخصوص از نظر مسکن، اشتغال و بهداشت قرار گیرند تا اصالت فرهنگ و ارزشهای آنان رعایت شود و پیشرفت اجتماعی و شغلی آنان تسهیل شود و ادغام[45] آنان در اجتماع، بخصوص از طریق آموزش صورت گیرد.

3.4   باید پژوهشها و شبکه سازیهای علمی مرتبط با این موضوع انجام گیرد تا پاسخ جامعه ‏ی بین‏المللی به این چالش جهانی هماهنگ شود، از جمله تجزیه و تحلیل ریشه ها و علتها و معلولها از نظر علوم اجتماعی و تحقیق و پایش[46] در موضوع با حمایت سیاستمداران و اقدام معیارگذاری[47] از سوی حکومتهای عضو.

 

ماده‏ ی 4 : آموزش

4.1  آموزش، موثرترین وسیله ‏ی پیشگیری از نابردباری است. گام نخست در آموزش بردباری عبارت است از یاد دادن  حقوق مشترک و آزادیهای مشترک، یعنی اصولی که باید محترم شمرده شوند و اراده برای حمایت از حقوق و آزادیهای دیگران.

4.2  آموزش بردباری باید به عنوان اقدامی عاجل[48]  شمرده شود؛ به همین دلیل است که ارتقا روشهای آموزش نظام مند و خردمندانه ‏ی بردباری  ضروری است تا منابع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی نابردباری شناخته شوند و ریشه های اصلی خشونت و طرد آشکار شوند. سیاستها و برنامه‏ های آموزشی باید به توسعه ‏ی درک، همبستگی و بردباری در میان افراد و گروههای قومی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و زبانی ملیتها کمک کنند.

 

4.3  آموزش بردباری باید هدف خود را مقابله با تاثیر عواملی قرار دهد که به ترس از دیگران و طرد آنها  منتهی می ‏شوند و به جوانان کمک کند تا تواناییهای خود را در قضاوت مستقل[49]، تفکر انتقادی[50] و خردورزی اخلاقی[51] رشد دهند.

4.4  ما تعهد می‏کنیم که از برنامه های تحقیق علوم اجتماعی و آموزش برای بردباری، حقوق بشر و خشونت پرهیزی حمایت کنیم و آنها را به اجرا در آوریم. یعنی اختصاص توجه خاص به ارتقا آموزش معلمان و مربیان، برنامه های درسی، محتوای کتابها و درسها، و سایر مواد آموزشی شامل تکنولوژیهای نوین آموزشی، آموزش به شهروندان مراقب و مسئول که دارای اندیشه ای گشوده به فرهنگهای دیگر هستند و توانایی ارزش نهادن به آزادی را دارند و به حرمت و شان انسان و تفاوتها احترام می ‏گذارند، و توانایی پیشگیری از برخوردها و حل آنها با روشهای بی خشونت را دارند.

 

ماده‏ ی 5  : تعهد به عمل

ما خود را متعهد می ‏دانیم تا بردباری و عدم خشونت را از طریق برنامه ‏ها و نهادهای حوزه‏ ی آموزش، علوم، فرهنگ و ارتباطات ارتقا دهیم.

 

ماده ‏ی 6 : روز جهانی برای بردباری

برای ایجاد کردن هوشیاری و آگاهی عمومی، تاکید  بر خطرهای نابردباری و در واکنش به تعهد دوباره و کنش به حمایت از ارتقا بردباری و آموزش، ما قاطعانه روز 16 نوامبر (25 آبان) را روز بین ‏المللی برای بردباری اعلام می ‏کنیم.

 

                                                                                                            16 نوامبر 1995 (25 آبان 1374)

 

ترجمه‌ی بهزاد جهانی


[1]) Declaration of Principles on Tolerance

[2]) United Nations Educational Scientific and Cultural Organization (UNESCO)

[3]) United Nations Chart

[4]) the International Covenant on Civil and Politic Rights

[5]) the International Covenant on Economic Social and Cultural Rights

[6]) the Convention on the Elimination of All Forms of Racial Discrimination

[7]) the Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide

[8]) the Convention on the Rights of the Child

[9]) the 1951 Convention relating to the States of Refugees and its 1967 Protocol and regional instruments

[10]) the Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women

[11]) the Convention against Torture and other Cruel Inhuman or Degrading Treatment or Punishment

[12]) the Declaration on the Elimination of All Forms of Intolerance Based on Religion or Belief

[13]) the Declaration on the Rights of Person Belonging to National or Ethnic Religious and Linguistic Minorities

[14])  the Declaration on Measures to Eliminate International Terrorism

[15]) the Vienna Declaration and Programme of Action of the World Conference on Human Rights

[16]) the Copenhagen Declaration and Programme of Action adopted by the World Summit for Social Development

[17]) the UNESCO Declaration on the Race and Racial Prejudice

[18]) the UNESCO Convention and Recommendation against Discrimination in Education

[19]) world’s indigenous people

[20]) concession

[21]) condescension

[22]) indulgence

[23]) pluralism

[24]) democracy

[25]) rule of law

[26]) dogmatism

[27]) absolutism

[28]) just

[29]) impartial

[30]) exclusion

[31]) marginalization

[32]) frustration

[33])  hostility

[34]) fanaticism

[35]) Declaration on  Race and Racial Prejudice

[36]) All individuals and groups have the right to be different (Article 1.2)

[37]) mobility

[38]) integration

[39]) interdependence

[40]) social patterns

[41]) intolerance

[42]) openness

[43]) mutual listening

[44]) solidarity

[45]) integration

[46]) monitoring

[47]) standard-setting action

[48]) urgent imperative

[49]) independent judgment

[50]) critical thinking

[51]) ethical reasoning

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)