نسرین ستوده زنی در قامت یک فعال حقوق بشر را سال هاست می شناسم. در این مدتی که خودم را شناختم و زن بودنم را درک کردم نسرین را چون یک انسان شجاعی که شهامت جنگیدن دارد، می شناسم.

 

بهانه ای که باعث شد برایش دست به قلم شوم این بود که یکی از دوستانم که از نزدیک فعالیت های خانم ستوده را دیده است از فشار طاقت فرسای رژیم بر خانواده اش ابراز تعجب کرده است.

 

او می گفت: «نسرین به عنوان یک وکیل که اجازه وکالت داره و شهروند رسمی ایرانه نه به دلایل سیاسی و جاسوسی و…که به دلیل فعالیت در چهارچوب قانون جزایی جمهوری اسلامی بارها به زندان رفته.تمام فعالیت هایی که به مذاق حکومت خوش نیامده از جنس سیاسی کاری های برخی گروههای سیاسی یا مثلا تشویق به نافرمانی مدنی علیه حاکمیت نبوده و نیست؛ چون جنس اقدامات او چنین اقتضاء می کنه. و همین مسئله برای رژیم سنگین تمام می شه. زیرا با چهارچوب قانونی خودش او را محکوم می کنه.اما فشار نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بر خانواده وی، فرزندان و همسر محترمش رضا خندان با وجود محکومیت خانم ستوده به 38 سال زندان طبیعی نیست!»

 

به دوستم گفتم: « جمهوری اسلامی از هرکسی که بتونه نهادهای بین المللی را علیه خود همراه کنه، می ترسه. خانم ستوده برنده جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۸ و جایزه ساخاروف اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۲ شده.در مدتی که نسرین را در بند دارند اتحادیه اروپا حکم صادره را محکوم کرده، سازمان مهمی چون عفو بین الملل خواستار آزادی ایشون از زندان شده،کانون ملی وکلای دادگستری فرانسه در حمایت از نسرین ستوده دست به کار شده اند و امضاء جمع می کنند؛ دادخواست عفو بین‌الملل برای آزادی نسرین ستوده بیش از یک میلیون امضا گرفته الان همه دنیا نسرین رو می شناسن. اون الان شهروند افتخاری پاریسه وکانون وکلای فرانسه به نشانه حمایت از نسرین ستوده، تصویر بزرگی از اون رو بر روی ساختمان خود در شهر پاریس نصب کرده بود. و… خب! حکومت بیشتر از این چه می خواد؟چون تمامی این فشارها هم جنبه روانی و تبلیغاتی داره و هم جنبه حقوقی.»

 

دوستم با ناراحتی و تعجب گفت: « خب! حالا نمی شه حمایت نکنند؟ این که تبعات بدی برای خانواده و نسرین داره.»

 

 

گفتم: « نمی دونم! ولی نهادهای حقوق بشری که کار خودشون را می کنن. کاری ندارن که زندانی در ایران تحت چه شرایطی به سر می بره. حمایت که می کنن رژیم فشارش را به خانواده اش بیشتر می کنه. وقتی فشار بیشتر می شود همین نهادها با صدای بلندتر اعتراض می کنند و حمایشتان را بیشتر می کنن!!! اونا نمی خوان بفهمن که حکومت نسرین و خانواده اش رو گروگان گرفته و هرکاری بخواد می تونه بکنه و جامعه جهانی واسش کشکه!»

 

بعد کمی که فکر کردم به دوستم گفتم: «واقعیت اینه که با حکومتی روبه رو هستیم که زبون بین الملل رو نمیخاد بفهمه و برای این حرفا اهمیتی قائل نمی شه. حمایت جامعه جهانی از فعالان حقوق بشر در ایران مشروط به یک شرط تاثیرگذاره: ” جامعه ایرانی و حکومت تاثیرپذیری بالایی از نهادهای حقوق بشری داشته باشن. همین!” تاثیر گذاری این حمایت ها بسته به واکنش جامعه و افکار عمومی و در نهایت حکومت ایران به فشارها و اعتراضات جامعه جهانی داره. وقتی این واکنش ها منفیه دلیلی برای ادامه حمایت ها نیست. چون فشارها نتیجه عکس می ده و به جای این که حکومت عقب نشینی کنه فشارش را بیشتر می کنه. مسئله هم فقط نسرین ستوده نیست، سپیده قلیان هم هست، نرگس محمدی،زندانیان معلم و کارگران زندانی و….هم هستن.»

 

دوستم رندانه گفت: « پس ما نیاز به یک برنامه جامع اقدام مشترک در حوزه حقوق بشر داریم!»

نیشخندی زدم و گفتم: « اگر منظورت برجامه حکومت همین رو هم از دست نده خوبه. ولی بعید می دونم حاضر بشه برای موضوع حقوق بشر بیاد پای میز مذاکره. بعدش قراره چه امتیازی بده؟ اعدام نکنه؟ زندانی سیاسی نداشته باشه؟ یا چه می دونم حقوق زنان رو به رسمیت بشناسه؟ بعدش هم 5+1 بیاد تحریم های حقوق بشری رو برداره؟ خب مگه مال برجام رو برداشت؟ اونا دنبال جیب خودشونن نه منافع ما. همش بازیه.»

 

وقتی رفت به این فکر می کردم که اگر جامعه ایرانی که درگیر مشکلات خسته کننده اقتصادی شده و همه فکر و ذکرش عادل فردوسی پور و برنامه های سرگرم کننده ای مانند “عصر جدید” است چطور می تواند نسبت به احقاق حقوق خود حساس باشد؟ چه رسد به این که نسبت به محکومیت فعالان حقوق بشری که از درِ قانون با جمهوری اسلامی درافتاده اند واکنش نشان دهد؟

 

 

رها جنیدی

1398/05/04

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)