ایران  در هزاره هایِ پیش از این، در سال هایی از امپراتوریِ هخامنشی، امپراتوریِ اشکانی و امپراتوریِ ساسانی، نیرومند ترین کشورِ دنیا  بوده  و افزون بر این ،  در بسیاری از این قرن ها، در فنّ و هنر و شکوفاییِ فرهنگی، پیشتازِ جهانِ آن روزگاران بوده است.

امیر سارم

پس از کوچک تر و کوچک تر شدنِ  جغرافیایِ سیاسیِ ایران در هزاره  و سده های نزدیک  امّا  آن توانمندیِ اداری و نظامیِ  امپراتوری هایِ گذشته ی ایران ، دستاوردهای  فرهنگیِ بسیاری در خاورمیانه، آسیا و حتّا  در شرقِ دور یا  بخش هایی از اروپا داشته است و هنر ، ادب و به ویژه  شعر  و زبانِ فارسی  در  شهرهایِ سرزمین هایِ  دور از ایران  نیز  شناخته و  پذیرفته و خواستنی  بوده  است.

امّا امروزه در سده ی بیست و یکمِ میلادی، در انقلابِ رسانه و ارتباطات که  مُنجَر به  بسیار فرهنگی تر شدن فضایِ جامعه ی جهانی، کم و بیش در همه ی کشورها  شده است ، و نتیجه هایِ فرهنگی و ادبی و هنریِ  پایایِ  آن امپراتوری هایِ سیاسی     می توانست  فرصتی استثنایی  برای یک امپراتوری فرهنگیِ صُلح آمیز، انسانی و درخشان شود  که با زمینه های بارورِ فرهنگ و ادب و زبانِ فارسی  در کشورهایِ همسایه و حتّا دورتر، کارِ بسیار آسانی  بود، نه تنها  چنین فرصتی با حکومتِ خرابِ جمهوری اسلامی تقریبن  دیگر از دست رفته است بلکه  در همین داخلِ کشورِ ایران، رهبران و آخوندها و گردانندگانِ دزدِ جمهوری اسلامی، تا  توانسته اند تاریخ و هنر و فرهنگِ ایران را، در آثارِ باستانی، کتاب، دانشگاه، مدرسه، بِنیاد هاِ ضدِّ فرهنگِ نِظام و در هرجا که  توانسته اند، در همه جایِ ایران، ویران و به نابودی نزدیک کرده اند.

چون نظامِ جمهوریِ اسلامی با آخوندها و گردانندگانِ دزدِ  حاکم بر ایران،  سخت دوستدارِ هیاهو و جنجال و حُقـّه و شُعبده های  ضدِّ فرهنگی هستند  تا بتوانند  در این همهمه هایِ اجتماعی و فرهنگی، راحت  دزدی کنند  و اگر زمان نخواهد و مردمِ ایران  تماشا کنند  که این جریان به همین رِوال  پیش برود، ایران به درجه ی  صفرِ فرهنگ  می رسد که  در دنیایِ بسیار فرهنگیِ امروز این به معنایِ نابودیِ ملّتی به نامِ ملّتِ ایران است  که  در اینهمه هزاره و سده و سال حتّا  در جنگ و غارت و اِشغال، فرهنگِ خود را  به امروز  رسانده  است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)