گزارشی  از The Globe Post با دکتر   Bandy Leeروانپزشک دانشگاه ییل که سر پرستی یک گروه 27 نفره از روانپزشکان و روان شناسان و کارشناسان بهداشت روانی  را در رابطه با خطر دونالد ترامپ برای جامعه بشری امروز را به عهده دارد. 


دکتر Brandy Lee روانپزشک جرم شناس دانشگاه ییل ، تخصصش در پیشگیری خشونت و تجاوز است. ایشان گرایش خاص حزبی و یا سیاسی ندارد و در انتخابات سال 2016 هم چندان فعالیتی  برای هیچیک از کاندیداها نداشته است.

اما در روزهای آغازین انتخاب دونالد ترامپ در کاخ سفید، او نگران سخن های ترامپ شد و به خبر نگار Globe Post  گفت که:” از همان ساعات نخستین ورود ایشان به کاخ سفید ، نگرانیم نسبت به سرنوشت آمریکا و جهان افزایش یافت . دونالد ترامپ، در برخورد با دیگران در سخنرانی هایش، سخت تحت تاثیر پیروان خشماگین و پرخاشگر خود بود و بنوبه خود با رفتار خشونت آمیز و شعارهایی که بوی خشونت و حتی تجاوز داشت ، پیروان خود را تشویق می کرد!؟

تازه گی ها ، تعدادی ازهمکاران در دانشگاه نیز، نگرانی خودشان را در مورد سلامت روانی رییس جمهور و حتی تعادل فکری و توان ذهنی ایشان را زیر علامت سوال می برند وحتی از دید ناظران آگاه،  تا حد امکان اختلال شخصیتی ایشان پیش می روند..

 با تکیه بر احساس مسئولیت حرفه ای ، دکتر Lee گروهی از همکاران  روانپزشک و روان شناس و کارکنان بهداشت روانی را از مشهورترین دانشگاه ها و مراکز درمانی از جان هاپکینز تا دانشگاه هاروارد به دانشگاه ییل در کنتیکت  دعوت کرد تا یک کنفرانس حرفه ای و هم اندیشی شرکت بکنند. هدف این کنفرانس آن بود که آیا دیگران هم در این مورد نگرانی های مشابهی دارند و اگر اینطور باشد آیا این گروه وظیفه اخلاقی و حرفه ای شان حکم نمی کند تا افکارعمومی و مردم آمریکا را از خطر حادث شده آگاه کنند؟

نتیجه این کنفرانس که با شرکت یک جمع 27 نفره بود ، شامل بیان نامه ای شد تحت عنوان  (خطر دونالد ترامپ) که منجر به چاپ کتابی شد  بهمین نام که در سال 2017 یعنی یک سال بعد از انتخاب دانولد ترامپ برای ریاست 

جمهوری آمریکا به زیر چاپ رفت.                              

چاپ کتاب ( خطر دونالد ترامپ) یا  The Dangerous case of Donald Trump باعث بحث های زیادی در جامعه علمی و پزشکی و روان شناسی شد . بخشی از انجمن ملی روانپزشکی آمریکا ،  دکتر Lee وهمکاران ایشان را مورد انتقاد قرار دادندکه:”که با چاپ این کتاب قوانین و اساسنامه داخلی انجمن روانپزشکی آمریکا را نقض کرده اند و قانون معروف Gold water  را شکسته اند. بر اساس این قانون داخلی، اخلاق حرفه ای حکم می کند که : روان پزشکان و روان شناسان نمی توانند بدون تست کردن و مصاحبه حضوری ، در مورد بهداشت جسمی وروانی  مراجعین و حتی مسئولین حکومتی نظر حرفه ای بدهند.

 اما دکتر Lee   و همکارانش در جواب این انتقاد خاطر نشان کردند که APA  یعنی انجمن روانپزشکان آمریکا، قانون داخلی را دستکاری و وارونه کرده اند تا با وارد کردن این اتهام، متخصصین  منتقد را ساکت کنند. و حتی تعدادی هم به شکل اعتراض عضویت خود را درAPA پس گرفتند.

 از زمان چاپ این کتاب ، دکترLee  و همکارانش اعتقاد شان بیشتر قوت گرفت  که “وضعیت روانی دونالد ترامپ و جامعه آمریکا در کل نگران کننده تر شده وراه عقب گرد ، پیش گرفته اند. و سخت معتقدند که اگر از این سراشیبی جلوگیری و پیشگیری نشود ، اوضاع روانی جامعه خراب ترخواهد شد .

 با توجه به این تاریخچه،  روزنامه Globe post The مصاحبه ای را با دکتر  Lee ترتیب داده که توسط Bryan Bowman در ماه آوریل 2019اجرا شده که  ترجمه آن را در اینجا می آوریم.

پرسش:  خانم دکتر Lee شما از چه زمانی نگران  شرایط بهداشت روانی و سلامتی رییس جمهور ترامپ  شدید؟ و چرا تصمیم گرفتید تا این احساس و دلنگرانی خود را برای عموم شهروندان رسانه ای کنید ؟

دکترLee : اولا اجازه بدهید  تا این مسئله را روشن کنم که دیدگاه من مربوط به دونالد ترامپ ، مال خودم است . موضع من هیچ ربطی به دانشگاهی که درآن کار می کنم ندارد. اولین بار که به سخنرانی آقای ترامپ در جمع هوادارانش، در تلویزیون تماشا کردم و نوع واکنش ایشان را با مردم دیدم متوجه شدم که یک جای این تعامل با مردم اشکال دارد. درهمان دقایق اول و نوع برخورد ایشان با جمعیت حاضردر سخنرانی ، مرا به فکر فروبرد و نوع بازخورد ایشان و تاثیر پذیری ایشان از جمع هوادارانش مرا نگران کرد.

پس از آن بود که سیل تلفن ها ، پیام ها و ای میل ها از طرف دانشجویان ، استادان ، همکاران ، حقوقدانان و سازمان های شهروندان برایم سرازیر شدند چون به  تخصص و تجربه من در رابطه باپیشگیری و راهکارهای مقابله با خشونت اشنایی داشتند، آنها مثل من هم نگران بودند. 

من هیچگاه فکرش را هم نمی کردم که کار و تخصص من به سیاست ارتباطی داشته باشد. تشخیص من این بود که تلاش، تجربه وتخصص  20 ساله من در مهار و پیشگیری خشونت ، اگر امروز به درد نخورد ، پس کی به درد خواهد خورد . وقتی که پتاسیل یک خشونت گسترده را در جلوی چشم می دیدم، نمی توانستم ساکت بنشینم و فقط نگاه کنم . باید کاری می کردم و صدایم را بگوش دیگران می رساندم.

پرسش:  به نظر چنین می رسد که خیلی از افراد معمولی اعتقاد دارند که آقای ترامپ دیوانه است . آنها به دوستان و آشنایان و اعضای فامیل اظهار می دارند که ترامپ عقل راست ودرستی ندارد و قاطی کرده است و یا چیز هایی شبیه این . اما از نگاه بالینی ، بعنوان یک روانپزشک، شما چه نگرانی مشخصی در مورد سلامت روانی رییس جمهور ترامپ می بینید که ما نمی بینیم؟

دکترLee : بله متوجه ام. اولا  بگذارید یک مسئله را روشن کنم و آن این است که من به اندازه ای که نگران تاثیر رفتار ترامپ بر جامعه و در نتیجه سلامتی و امنیت روانی جامعه هستم ، نگران وضعیت بهداشت روانی خود آقای ترامپ نیستم . روانپزشک ها با تخصص های کلینیکی خود، گذشته از این که بفکر سلامتی مراجعین خود هستند  بلکه با نگاه و وظیفه پیشگیری از بیماری ها ، مسئولیت بهداشت روانی و امنیت روانی جامعه را هم دارند. ومن اکنون با شرایط پیش آمده بیشتر تمرکزم ، سلامتی روانی چامعه است در کل. یعنی روانپزشکی پیشگیری از نا بهنجاری ها و خشونت ها.

تمرکز و توجه من روی  پرخاشگری های زبانی و خشونت های کلامی رییس جمهور است چون می دانم که این پرخاشگری ها طولی نمی کشد که به برخوردهای فیزیکی منجربشوند.  سخن ها و جملات بی پروای ایشان در مورد زنان با خشونت جنسی همراه است. در صحبت هایش پرخاشگری و خشونت راارج می نهد . علاقه شخصی ایشان به اعمال خشونت آمیز و تقدیس اسلحه ، همراه با تقدیس قدرت در طول رقابت های انتخاباتی و بعد در دوران ریاست جمهوری و تهدید دشمنان و حتی دوستان با سلاح های کشتار جمعی ، همگی نشانه های خطرناکی هستند که یک توجه emergency  ویک ارزشیابی فوری از وضعیت موجود جامعه و شخصیت رییس جمهور را طلب می کنند!؟ 

آیا چنین بنظر نمی رسد که مشکل آقای ترامپ فقط به یک مشکل بهداشت روانی ختم نمی شود،

 بلکه ایشان مشکلات عدیده ای دیگری هم دارند؟

پرسش: یکی از همکاران شما دکتر John Gartner   دردانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز در مریلند، کتابی در مورد ترامپ نوشته است که می گوید: 

 رییس جمهور یک خود شیفته بدخیم است.  من گمان می کنم خیلی و شاید همه سیاستمداران ، در نظرعموم مردم، متهم می شوند به خودشیفتگی ولی سوال این است که تا چه حدی این خصلت خودشیفتگی ، از ویژگی های شخصیتی فراتر می رود و بالقوه بیمارگونه می شود و یا پا تا لوژیک می گردد؟

دکترLee  : اولا لازم است که بگویم که دکتر Gartner همکارمن نیست اما ایشان نظرات خودشان را در کتابی که من تالیف کردم هم آورده است. من در این کتاب می خواستم مطمئن شوم که ایشان در مورد رییس جمهور تشخیص مرضی ارایه ندهند، اما ایشان در کتاب خودشان درنهایت این کار تشخیصی را ارایه داده اند.

 ما در حقیقت از آن ببعد جدا شده ایم. اما همه روانپزشکان و روان شناسان  نامداری که در تالیف این کتاب بامن همکاری کرده اند، همگی تلاش کرده ایم که اساسنامه و مقررات اخلاقی را رعایت کرده  تا در مورد رییس جمهور، نظریات تشخیصی ندهیم زیرا برای تشخیص یک اختلال ، نیاز به اطلاعات دقیق ، امکان مصاحبه تشخیصی روبرو و انجام تست های مختلف دیگر ، ضروری هستند.

 با وجودی که اطلاعات کافی در دست نداریم ، ولی بطور جدی نگران هستیم و با توجه به مشاهدات خود، این نظررا داریم که آقای رییس جمهور به احتمال قوی از چندین مشکل روانی رنج می برند نه فقط یک خصلت نارسیسیستیک. خلاصه کرد ن تمام مشکلات ایشان به شخصیت نارسیسیستیک یا خود شیفته، نه تنها غیرمسئولانه است بلکه ندیده گرفتن جدیت و پیچیدگی مسئله است.

از طرف دیگر، ما بنا به مسئولیت خود، از این نظر حمایت می کنیم که وقتی خطری را مشاهده و حس میکنیم لازم می دانیم که تحقیقات و آزمایشات استاندارد پزشکی انجام شود و نتایج هم اعلام شوند تا جامعه به آرامش روانی برسد. 

پرسش: خیلی مایلم در مورد رابطه با کد های اخلاقی در حرفه روانپزشکی بعدا بیشتر بدانم ولی در حال حاضرآیا بین رفتارهای قابل مشاهده و ویژگی های شخصیتی آقای دونالد ترامپ، از یکطرف و اختلالات پاتولوژیک ( یا بیمارگونه)  فرضی ایشان تفاوت اساسی وجود دارد و بطور کلی بین این دو حد فاصلی وجود دارند؟

دکترLee : بله دقیقا. این تشخیص افتراقی خیلی مهم هستند. فکر می کنم این تشخیص افتراقی مهمترین خدمتی است که کار کنان بهداشت روانی می توانند به اجتماع ارایه بدهند. در حقیقت نشانه های پاتولوژیک بیماری و اختلال حد نهایی همان نشانه هایی هستندکه در افراد عادی هم مشاهده می شوندو این ها نشانه ها و سیمتم های جدیدی نیستند که تازگی داشته باشند و یا اختراع شده باشند.

لذا خیلی نشانه های پاتولوژیک و بیمار گونه را همان خصلت ها و نشانه هایی می دانند که در آدم های عادی هم با دامنه بسیار کمتر می شود دید بنابراین دامنه رفتار نورمال و یا عادی دامنه بسیا وسیعی دارد در حقیقت حد فاصل سلامت و بیماری از یکطرف به شدت این نشانه ها مربوط می شوند و از طرف دیگر به فرم یا ( pattern) رفتار و جمع آوری اطلاعات به شیوه علمی ، کلاسه کردن آنها و پیدا کردن اعتبار و روایی این اطلاعات ( validity & reliability) همراه مشاهدات کلینیکی و تخصص ها و آموزش های بالینی ، به ما این امکان را می دهند تا تا حد فاصل تشخیصی بین رفتارعادی و رفتار بیمار گونه را ترسیم بکنیم.

دونالد ترامپ،.بخصوص در رابطه با بهداشت روانی جامعه ، بطور آشکارتری، خطرناک تر شده است.

پیروان ایشان بیشتر وبیشتر غیر منطقی تر شده اند. افراد بیشتر و بیشتری به این باور رسیده اند که یک توطئه در جریان است.

پرسش:  یکی دیگر  از متخصصین  دانشگاه هاروارد  دکتر Lance Dodds که در تالیف کتاب شما هم مشارکت داشته ، می نویسد که”خصلت ضد اجتماعی شخصیت آقای ترامپ غیر قابل انکار است.”، بدون این که وارد فاز تشخیصی بشویم ، خطر های بالقوه یک شخصیت ضد اجتماعی  در جامعه را چگونه می بینید و این افراد چه خطراتی را ممکن است بوجود بیاورند؟

دکتر Lee :  بله . من موافقت کردم تا ایشان این اصطلاح را در کتاب بیاورند برای این که این ویژگی شخصیتی ، ضد نورم های اجتماعی است. البته ما می توانیم این گونه رفتار را بیشتر مشاهده و مطالعه کنیم تا ببینیم تا چه حد این گونه رفتارها در تعاملات اجتماعی و در ارتبا ط با دیگران، خطر آفرین هستند . خصلت های سوسیوپاتیک ،غالبا برای دیگران  و اجتماع خطر آفرین هستند.

اجازه بدهید تا این واقعیت را هم بگویم که : بیشتر بیماران روانی برای جامعه خطرناک نیستند و چه بسا که بعلت غیرعادی بودن و متفاوت بودن با نورم های جامعه ، مورد آزار و اذیت  هم قرار بگیرند و خیلی وقت ها هم قربانی اند. چرا که بیشتر رفتار خشونت آمیز و تجاوزها بدست افرادی صورت گرفته که بطورسنتی بیمار روانی تشخیص داده نشده اند . لذا ضرورتا رفتارهای تجاوز کارانه و خشونت آمیز را با بیماری روانی پیوند زدن اشتباه نابخشودنی است. البته بعضی از سیندروم ها( Syndromes  (یا بعضی از گونه ها و تیپ های شخصیتی خطرناک تر از بقیه هستند و یکی از آنها سوسیوپات ها یا ضد اجتماعی ها هستند.

پرسش:  سوال این است که بعد از این که این کتاب در سال 2017 انتشار بیرونی یافت ، آیا رفتار رییس جمهورتغییرات آنچنانی کرده است که شما و همکاران حرفه ای شما را بیشتر نگران بکند؟

دکتر Lee  مطمئنا. بله عقب گرد های زیادی به چشم می آیند . خیلی ها می بینند که تواناییهای ذهنی و شناختی ایشان خیلی بدتر شده اندومن فکر می کنم و مطمئنم که ا ین عقب گرد ها درطی زمان یکی دوسال،  بیشتر قابل نشان دادن و تشخیص هستند. وید یو هایی وجود دارند که نشان می دهند که آقای رییس جمهوردر ساختن یک جمله کامل و یا تلفظ یک کلمه مشکل و یا نوشتن یک پارا گراف معنی دار ، ناتوانی نشان داده اند ! بخصوص در ترکیب چند جمله نسبتا ادبی و بامعنی ، روان و سلیس نبوده اند و گاهگاهی در وسط جمله کلمه ای را فراموش کرده و نتوانسته اند کلمه هممعنی دیگری بالفور جایگزین کنند . کلمات و گاهی هدف پارا گراف ، و تفکر و پیام درونی آن فراموش شده اند ونتوانسته است آنها را به یاد بیاورد که آغاز پارا گراف کجا بوده و هدف ومراد پارا گراف چه بوده و بکجا می بایست ختم می شده است!

این مشاهدات ویدویویی که در دسترس هستند بخوبی نشان می دهند که که نشانه های افول  تواناییهای ذهنی و شناختی رییس جمهور جدی هستند. شما خودتا ن هم احتمالا جدیدا دیده اید که  اسم ها را قاطی می کند حتی فکر می کرد که ونزوئلا نام یک کمپانی در آمریکاست.! ؟ او به اشتباه و خطای حافظه، محل تولد پدرش و محل تولد پدر بزرگش را یکی قلمداد کرد در صورتی که محل تولد پدر بزرگش آلمان و محل تولد پدرش نیویورک است.  خیلی مشاهده شده که کلماتی را که به نوعی با هم شبیه هستند بجای هم بکار برده است در صورتی که هر کدام معانی کاملا متفاوت و کاربرد کاملا متفاوتی دارند. مثلا کلمه oranges را که یک میوه است بجای کلمه origins که به معنی مبدا و آغازهست بجای هم بکاربرده  که واقعا بی معنی است و ناگهان وسط یک سخنرانی رسمی بدون هیچ مقدمه می گوید ” I am very normal) ) یعنی من خیلی آدم عادی هستم . نیستم؟ این نشانه مشخصی از اغتشاش فکری است و مغز ایشان هم متوجه این گسیختگی افکارو تشخیص مشکلات درونی ایشان هست .

 و ایشان بلافاصله در همین سخنرانی باز بدون هیچ دلیل خودش را آدمی نابغه و متعادل معرفی می کند و می گوید :  “I am stable and genius “ یعنی من خیلی هم نورمال و نابغه هستم. ممکن است خودش هم به این گفته ها باور داشته باشد. ولی خیلی از فرایند ها و عملکرد های مغز خودکار و نا خود آگاهند. قسمتی از مغز تشخیص می دهدکه بعضی کارها درست انجام تمی شوند و یا بعضی جیز ها سر جای خودشان نیستند. و بلافاصله بطور اتوماتیک راه این تفکرو دریافت  را می بندد چون نمی خواهد قبول کند که اشکالی وجود دارد . این است که مکانیزم های دفاعی و ناخود آگاه روانی به دفاع بر می خیزند تا واقعیت ها را کتمان کنند.

در رابطه با خطرناک بودن ایشان در این یکی دوسال باید اذعان کنم که که رفتار ایشان ، بطور چشمگیری خطرناکتر شده اند. و در رابطه با  سلامت روانی جامعه اوضاع بدتر شده است . پیروان و طرفداران ایشان هم بیشتر و بیشتر غیر منطقی تر شده اند و باور دارند که توطئه ای بر علیه ایشان در کار است.  خود ایشان هم به کرات این تئوری را بین طرفداران خود تبلیغ کرده است. او نیز به کرات ، مخالفین و یا منتقدین خود را به خشونت تهدید کرده است. ما می بینیم که رفتار خشونت آمیز در جامعه به اشکال مختلف زیادتر شده ، حملات مسلحانه به اجتماعات بیشتر و بیشتر شده اندوبیشتر اعتقاد بر این است که سخنرانیهای ترامپ به این خشونت ها انرژی و چراغ سبز نشان داده اند.

 در همین جا متوجه شده ایم که علاقه ایشان به توییت کردن افزایش پیدا کرده حتی در ساعت های خواب.   من توجه ام روی فراوانی و روند توییت های ایشان است نه محتوای آنها در هفته های گذشته تعداد توییت های ایشان در مدت 34 ساعت به  52 توییت رسیده است . البته محتوای توییت ها بیشتر پلیمیک های سیاسی اند ولی همینقدر که هست نشان از نهایت استرس در مغز ایشان است که او را آرام نمی گذارد.

 در دوره های انتخابات میان دوره ای مجلسین،  ودردوره پایانی تحقیقات آقای مولر( در مورد نقش روسها در انتخاب ترامپ) و فراخواندن تعداد بیشتری از نزدیکان ایشان به دادگاه و کمیته های حقیقت یاب مجلس نمایندگان، رفتار و احساسات آقای رییس جمهور تغییرات زیادی را نشان داده اند که عمدتا پسرفت هستند. روند مسخره کردن مخالفین و وحملات شخصی و پر خاش های کلامی ایشان نسبت به منتقدین در حزب دیگر یا رسانه ها افزایش یافته اندو فریاد ایشان بلندتر شده که توطئه می کنند تا مرا پایین بکشند . دعوت به خشونت با بالا رفتن میزان استرس ایشان،  قابل مشاهده اند ما بیشتر و بیشتر شاهد این روند هستیم.

پرسش: آیا شما باور دارید که اینگونه رفتارها، امکان ادامه خواهند داشت و اگر چنین است آیا امکان دارد که بدتر و بدتر و خطر آفرین تر بشوند؟

دکترLee   : بله. آگر درمان نشوند و اگر پیشگیری های لازم انجام نشوند . آنوقت نه تنها عمیق تر خواهند شد بلکه گسترش هم پیدا خواهندکرد. من بطور جدی بر این باورم که ای خیلی غیر مسولانه خواهد بود تا صبرپیشه کرد ومنتظر شد تا امکان ارزشیابی کلینیکی ایشان فراهم بشود. من فکر نمی کنم  که بیش ازین باید صبر کرد.

این  انجمن روانپزشکی آمریکا بود که از قوانین داخلی و مقررات اخلاقی خود عدول کرد

  تا متخصصین  منتقد را ساکت کند و به حاشیه براند.

پرسش: در نوشتن و تالیف این کتاب ، بعضی ادعا می کنند که شما و همکاران تان قوانین و مقررات داخلی انجمن روانپزشکان آمریکا را  زیر پا گذاشته و از آن فرا رفته اید و قانون Gold water را که مشخصا اعضا را از تشخیص حرفه ای بدون تست و مصاحبه حضوری با مراجعین و مسولین دولتی را منع کرده ، قبول ندارید و آن را زیر پا گذاشته اید . شما بر این انتقاد یا ادعا چه جوابی دارید. آیا کار شما غیر اخلاقی و غیر حرفه ای است؟

دکترLee : بله.  مقررات اخلاقی بسیار مفهومی پیچیده دارند. اولا ، این ما نبودیم که از مقررات اخلاقی عدول کردیم بلکه این انجمن روانپزشکی بود که از نورم های اخلاقی حرفه ای خود عدول کرد ه و قانون داخلی موسوم به Goldwater  را زیر پا نهاد ه تا منتقدین و متخصصین دیگر را به حاشیه رانده و ساکت کند. 

کتاب ما زمانی بیرون آمد که قبل از آن ما کنفرانس چند روزه ای را بطور جدی در مورد نورم های اخلاقی در درون  متخصصین روانپزشکی و روان شناسی و سایر دست اندر کاران بهداشت روانی به بحث و تبادل نظر کشیدیم . نتیجه این مباحث و رای زنی ها این بود که قانون Goldwater   هم در جهت امنیت اجتماعی وآگاهی دادن به اجتماع در مورد سلامت روانی ، نقش مسئولانه ای دارد . این قانون فقط برای حفظ سلامتی و امنیت روانی تک تک مراجعین و بیماران نیست بلکه مسئولیت حفظ سلامتی و امنیت روانی و اجتماعی کل جامعه را هم بدوش دارد. این هم جز وظایف اولیه ما روانپزشکان و روان شناسان است. مسئولیت ما در مورد بیماران مهم است همان طور که در مرامنامه داخلی انجمن(APA) آمده و همانقدر هم مسئولیت ما در برابر اجتماع  هم مهم است و انجمن هم نگفته که مسئولیت ما در برابر سلامتی جامعه ثانویه است و در برابر بیماران و مراجعین اولیه.

در ثانی،  قانون Goldwater به روشنی گفته است که هدف این مرامنامه حفظ سلامتی جامعه نیز هست. که در حقیقت من و همکاران من هم موافقت داریم. چرا که در 20 سال گذشته حرفه ای خودم همواره آن را مراعات کرده ام.

به عنوان روانپزشک جرم شناس که از انجمن جدا شده ام ، ولی هنوز آین قانون را زیر پا نگذاشته ام. چرا که قبول دارم که وقتی که  در مورد یکی از مسئولین بالای دولتی صحبت می کنیم ، همواره مراعات می کنیم که در صحبت های خود بار تشخیصی پزشکی ندهیم مگر این که ملاقات حضوری داشته و برای تشخیص آزمایش های لازمه را انجام داده باشیم.

با وجود اینها ، هنوزمعتقدیم که این مسئولیت دامنه وسیعتری دارد یعنی مسئولین دولتی که نقش بالایی در اجتماع دارند و بیمار خصوصی ما هم نیستند، به معنی این نیست که ما در برابر نقش آنها در سلامتی جامعه بی مسئولیت باشیم. لاجرم چنین بنظر می رسد که تاکید بر قانون Goldwater واقعا ضروری بنظر نمی رسد چرا که وقتی ما در برابر فرد بیمار و اجتماع با مسئولیت رفتارکنیم و درخدمات روزانه خود متوجه این مسئولیت هایمان باشیم ، قانون Goldwater را مراعات کرده ایم. این قانون فقط در اساسنامه انجمن جا داده شده در حالی که هیچ سازمان مشابه  دیگری این ماده قانونی داخلی را نداشتند و در فکر سازش  سیاسی و یا مصالحه سیاسی با حکومت هم نبودند.

داستان این ماده قانونی Goldwater  از اینجا شروع شد که آقای Barry Goldwater سناتور جمهوریخواه از ایالت آریزونا در سال 1964 برای ریاست جمهوری آمریکا مبارزه انتخاباتی خود را شروع کرد  . یک مجله با طرح یک پرسشنامه از 12000 روانپزشک پرسشی را مطرح کرد که آیا سناتور گلدواتر از نظر روانی سلامتی کامل دارد که رییس جمهور شود یا خیر ؟ در این پرسشنامه فقط کمتر از 10 در صد  با جواب های غیر مسئولانه به تشخیص پزشکی پرداختند و گفتند که ایشان شرایط روانی مناسبی ندارد و نمی تواند کاندید شوند. البته در نتیجه گیری این پرسشنامه بسیار مبالغه شد و به نظرات بیش از  90 درصد روانپزشکان که جواب نداده بودند و یا مسئولانه برخورد کرده بودند توجهی نشده بود.

انجمن روانپزشکان آمریکا بعد ها ماده اخلاقی Goldwater  به استناد همان پرسشنامه 10 درصدی در اساسنامه جا دادندکه باعث سرافکندگی و شرمندگی است. اعتراض ما  این است که انجمن روانپزشکی واقعیت این پرسشنامه را تغییر داده و آن را به عنوان (قانون ترامپ)مطرح کرده است تا تفاوت ماهوی آن را با قانون Goldwater  مخدوش کند.

 در ماه مارچ 2017 ( فروردین 96 )، دوماه بعد از رسمیت ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا، انجمن روانپزشکی آمریکا بار دیگر تعریف professional Opinion) )  یا (تشخیص حرفه ای ) را تغییر دادند و روانپزشکان و روان شناسا ن را در ابرازهرگونه عقیده ای در مورد بهداشت روانی و تعادل روانی رییس جمهور و هر مقام بالای دولتی منع کردند! وگفتند که متخصصین حرفه ای بخصوص روانپزشکان هر عقیده ای که در مورد مسئولان حکومتی ابراز بکنند ، تشخیص حرفه ای آنها  بحساب می آیند!؟ 

ظاهرا با  این تعبیر و تفسیر متفاوت ، مشکلی هم به وجود نمی آید اما مشکل اینجا پیش می آید که لازم و ضروری است که همه اعلام خطر بکنند که رژیم های سرکوبگر و حکومت های استبدادی،  بسیارعلاقه دارند تا یکه تاز میدان شوند و هرگونه نظرات حرفه ای و منتقدانه را به حاشیه رانده و آنها را خاموش کنند تا راه رسیدن اطلاعات علمی و تفکر انتقادی را به عامه مردم  مرز بندی کرده و سد بکنند .

این است آنچه که انجمن روانپزشکان  آمریکا( APA) به نمایندگی از دولت فعلی انجام می دهند. رییس این انجمن  اعتراف کرده است که به این دلیل این کار را کرده اند تا کمک های مالی دولت فدرال را ازد ست ندهند.  لذا ما در حقیقت باید به این فکر کنیم که انجمن روانپزشکی به کدام سوی می رود ؟ تعهد به مردم ویا ریاست جمهوری ؟  نمی شود هم شریک دزد شد وهم رفیق قا فله . در اینجا صحبت از تضاد منافع در میان هست. 

به همین جهت من از عضویت در این انجمن انصراف دادم چرا که دیدم این سازمان از کمپانی های بزرگ داروسازی پول های کلانی می گرفتند لذا سیاست هایشان به نفع این کمپانی ها چرخید ونه در جهت بهزیستی بیماران روانی بهداشت روانی چامعه.

در حال حاضر هم نگران از دست دادن کمک های مالی دولت فدرال بودند و تصمیم گرفتند تا  علیرغم انتقادات و اعتراضات اعضا ، به دولت ترامپ روی خوش نشان بدهند . در حالی که اعضا درخواست بازبینی قانون Goldwater و رای گیری دوباره نسبت به سیاست های انجمن را  مطرح کرده بودند. اما رهبران انجمن زیر بار نرفتند. نتیجتا ، ما تصمیم های انجمن را غیر اخلاقی و عدول از پرنسیپ های اولیه حرفه ای ودر خدمت سیاسی کاری ارزیابی کردیم و به اعتراض بر خاستیم.

پرسش : رییس جمهور ساعت ها در تلویزیون ویا در سخنرانیهای خود در میان مردم صحبت هایی کرده است ، بدون وارد شدن به بحث تشخیص مرضی ، آیا بر اساس این مشاهدات ، شما احساس می کنید که با شنیدن و دیدن این رفتار ها می توانید اطلاعات مفیدی از رفتار اجتماعی ایشان بدست بدهید؟

دکتر Lee: مطلب خوبی را عنوان کردید. یک رفتار در یک سخنرانی یا در یک مصاحبه می تواند نقش باشد حتی مشاهده چندین رفتار هم ، حقیقتا نمی تواند نماینده شخصیت و تفکر واقعی شخص باشد ممکن است سیاسی کاری و مصلخت اندیشانه باشد. اما    patternرفتار و یا الگوهای رفتاری خیلی چیز ها را بما می گویند.

در مورد این رییس جمهور، مشاهدات درازمدت و انبوهی از رفتارهای واقعی وکنترل نشده ایشان در موقعیت های طبیعی در دست هست هم در در جمع کوچکتر و خصوصی تر و هم در طول زمان ، چه در مصاحبه های تلویزیونی و چه در سخنرانی های عمومی ثبت شده اند که الگوهای رفتاری و الگوهای فکری ایشان در تصمیم گیری ها را نشان داده اند که قابل اتکا هستند.

 این الگوهای رفتاری و فکری و احساسی ، می توانند به  احتمال بسیار قوی ، به شما بگویند که استراتژیک و مصلحتی هستند ویا نشانه هایی از اختلال و بیماری. ولی هنوز لازم است که هریک از این فرضیه ها تست شوند. 

در حقیقت ، مشاهده رفتار در موقعیت های مختلف در یک دوره زمانی ، نشان داده اندکه اعتبار و روایی بیشتری از مصاحبه کلینیکی دارند. لذا ما اطلاعات و Data  های کافی از آقای ترامپ در دست داریم حتی بیشتر از بیمارهای خودمان. تعداد بسیاری ازاعضای تیم درمانی بهداشت روانی هم همینطورفکر می کنند.

 خب ما می توانیم این فرضیه را تست کنیم. که آیا این رفتار ایشان سیاسی کاری است ویا نشانه شخصیت واقعی ایشان است؟ آسیب شناسی خیلی قدرتمند است و خیلی هم کاربرد دارد واین بدان معنی است که آسیب شناسی ، شخص را به سوی تخریب و ضربه زدن به خود و دیگری می کشاند که سودمند نخواهند بود.

دلیل دیگری که ما روی رفتار اجتماعی ایشان تکیه می کنیم این است که ما نگران سلامت روانی و امنیت اجتماع و شهروندان خود هستیم  و برایمان هم فرقی نمی کند که این رفتارها حساب شده و در خدمت سیاسی کاری هستند ویا این که زمینه پاتولوژیک دارند ، اما نتیجه یکی است . این رفتار ها به جامعه آسیب وارد می کنند.

پرسش: برای خیلی از مسئولیت های دولتی و ملی که افراد کاندید می شوند ، معمولا بر رسی های پیشینه فرد و همچنین آزمایش های لازم برای سلامت روانی و فکری لازم می شوند، آیا برای شما این که در پست ریاست جمهوری چنین پیشینه سنجی و روان آزمایی صورت نمی گیرد، مسئله ساز نیست ؟ بخصوص که این پست حساسیت صد چندان  هم دارد؟

دکتر Lee: دقیقا: این موضوع نگرانی اصلی من است. من تاکید کرده ام که تمام افراد پلیس و فرماندهان ارتش قبل از استخدام و گرفتن  مسئولیت باید از غربال بگذرند و آزمایش های پزشکی و روانی را پشت سر بگذارند. آیا کسی که در مسئولیت بزرگتری است و حتی توانایی استفاده از سلاح های اتمی و کشتار جمعی را هم در دست دارد ، نباید سلامت روانی ، فکری و جسمی ایشان ، به دقت آزمایش شده و هر ساله هم تکرار شوند؟ اما با کمال تاسف می بینیم که هنوز چنین تست ها و آزمایش هایی برای فرمانده اصلی که قدرت استفاده از سلاح های اتمی را هم دارد ، اجرا نمی شوند!

این در حالی است که در ادارات ما ، وقتی رفتار غیر متعادل و نابخردانه ای از یک کارمند مشاهده می شود، فوری ایشان را برای انجام آزمایش های گوناگون جهت توانایی های انجام کار ارجاع می دهند و یا مسئولیت های ایشان را تغییر می دهند تا مطمئن شوند که شخص کنترل رفتار و توهمات فکری و افکار و احساسات غیر منطقی خود را بدست آورده است و می تواند مسئولیت های شغلی خود را اختیار کند . این تمهیدات در همه جای این کشور جاری وساری هستند و حتی در مورد روسای کمپانی های بزرگ تولیدی و صنعتی و اقتصادی هم اجرا می شود ، اما با کمال تاسف این قانون در مورد شخصی که بزرگترین مسئولیت های کشور را دارد ( یعنی ریاست جمهوری) اجرا نمی شود و اصلا جزئ شرایط استخدام هم نیست!؟

 اکنون ، این  درخواست مطرح شده است. مرد م ایالات متحده آمریکا ، رییس جمهور را استخدام می کنند . لذا می توانند بخواهند که این در خواست عملی شود. در قانون اساسی ما هیچ استثایی  در مورد انجام آزمایشات استاندارد پزشکی و بهداشت روانی ودرمان آنها وجود ندارد . رییس جمهور هم مستثنا نیست . او ممکن است در برابر بعضی از قوانین ایمن باشند اما مطمئنا در برابر خدمات درمانی و پزشکی ایمن نیستند.


از: برایان باومن (Bryan Bowman) – اردیبهشت 1398 برابر با April , 2019

با ترجمه ای از : اشکبوس طالبی بهمن بیگلو – روان شناس مقیم مریلند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)