چندی قبل خبری در رسانه های مطرح شد مبنی بر اینکه چند شکارچی وارد منطقه شکار ممنوع شده و اقدام به شکار کرده بودند در همین حین ماموران محیط زیست سر رسیده اند و کار به تعقیب و گریز کشیده شده است. در حین تعقیب و گریز از طرف شکارچیان چندین گلوله به محیط بانان اصابت می کند و آنها زخمی می شوند اما نهایتا خودرو شکارچیان به دلیل سرعت بالا از مسیر منحرف شده و واژگون می شود که منجر به مرگ دو شکارچی می شود. چند روز بعد در دادگاه رسیدگی به این پرونده خانواده شکارچیان در دادگاه شروع به ضرب و شتم محیط بانان زخمی می کنند و قاضی نیز برای تسلی دل بازماندگان اقدام به بازدداشت دو محیط بان می نماید.

در نگاه اول شاید این خبر مانند سایر اخبار حوادث به نظر بیاید اما با کمی دقت می توان پی به نکات بسیار اساسی در مورد نقش و جایگاه اصالت طبیعت در ایران برد.

در منابع اسلامی به طور کاملا تلویحی و مختصر به نقش و ارزش محیط زیست اشاره شده و مفهوم حفاظت از محیط زیست یک مفهوم متعلق به جهان مدرن است. طبیعی است که وقتی مبنای قانون گذاری در مورد ارزش محیط زیست، چنین منابعی باشد در مصاف با جایگاه اشرف مخلوقاتی و ولایت انسان بر جهان شکست سختی خواهد خورد. منابع دینی با هر خوانشی از اصالت دادن به محیط زیست ناتوانند و قائل شدن این جایگاه برای محیط زیست را باید در جهان مدرن و با مفاهیم مدرن جستجو کرد.

در این ماجرا در یک سو خانواده سوگوار شکارچیان قرار دارند و که قطعا از زمین و زمان طلبکار خواهند بود و کتک زدن محیط بانان را نیز حق طبیعی خود فرض می کنند و حتما از این به بعد هر گونه حیات وحش را به شکل قاتل فرزندشان خواهند دید. چون کسی به آنان آموزش نداده ما بر طبیعت ولایت نداریم و تنها قسمتی از طبیعتیم که حق تجاوز به دیگر جانوران را نیز نداریم. در سمت دیگر قاضی است که یا باید به شرافت نفس مسلمان و ارزش بسیار بالای آن نظر داشته باشد یا به نقش نحیف و کم ارزش چند گونه جانوری، باز هم واضح است قاضی در این میان به جانبداری از دو شکارچی کشته شده خواهد پرداخت.
در این میان سردرگمی محیط بانان بی گناه در کنج زندان به خاطر گناه نکرده جالب توجه است، آنان از یک سو خود را ملزم به حفظ محیط زیست دانسته اند اما از طرفی می بینند همان قانون که آنان را بر این کار گماشته دقیقا بر علیه آنان رفتار کرده و آنان را برای انجام وظیفه به گوشه زندان انداخته است.
وجود تناقض بنیادی در این ماجرا یک نکته مهم را به ما خاطر نشان می کند و آن این است که در جهان مدرن نمی توان با افکار مربوط به جهان سنت زیست و قوانین بر آمده از دین به شدت نسبت به دفاع از حقوق حامیان محیط زیست، ناتوان و نحیف است. یعنی از یک سو قانون گذار نتوانسته از نقش پر رنگ حفظ محیط زیست در آینده کشور چشم پوشی کند اما از سوی دیگر در مواجه با چنین حوادثی حق را به عامل نابود کننده محیط زیست می دهد و کمترین پشتیبانی از مامورینی که خود برای محافظت از طبیعت گماشته نمی کند. این تناقض قطعا یکی از هزاران تناقض قانونی در حقوق بر خواسته از فقه اسلامی است که هر نمونه ای را می توان شبیه به این مسئله تحلیل و تبین نمود. شاید پس از سالها اجرای حقوق برخواسته از فقه اسلامی وقت آن رسیده است که بی تعصب به نقش این قوانین در نابودی محیط زیست و لطمه های جبران ناپذیر به طبیعت بنگریم و کمی در کارآمدی این قوانین در جهان مدرن شک کنیم.

در نقد تصور از انسان به عنوان ولی امر طبیعت

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)