وقتی برایان هوک می‌گوید ایران حق ندارد در مقابل دیپلماسی ما از زور نظامی استفاده کند دقیقن منظورش چیست؟ هوک می گوید دیپلماسی را تنها باید با دیپلماسی جواب داد. ایالات متحده ی آمریکا حکومتی است که واضع معنای دیپلماسی در جهان معاصر است. از مهم‌ترین معانی دیپلماسی آمریکایی اعمال نفوذ است. در واقع هر قدر توان اعمال نفوذتان بیشتر باشد یعنی دیپلماسی قوی‌تری دارید. رایج ترین محل و بستر اعمال نفوذ هم طبیعتن سازمان های بین المللی و سازوکار آن هاست. تعریف انحصاری چیستی دیپلماسی به ایالات متحده این امکان را می‌دهد که تنها کشوری باشد که می تواند از بازی عواقب نترسد، یونسکو را ترک کند و اورشلیم را به عنوان پایتخت اسراییل ، متعلق به قوم اسراییل بداند. همچنان که می تواند رییس بانک جهانی را انتخاب کند و تایم اش یگانه مرجع اعلام نام قوی ترین ها و تاثیر گذارترین ها باشد، و حتا حمله به ژاپن و عراق را توجیه کند. دیپلماسی آمریکایی متشکل از هزاران ابزار بزرگ و کوچک شامل افراد، نهادها، شرکت ها و برج هاست. یک پنج ضلعی بزرگ و دو گنبد سفید محل اجتماع بیشترین تمرکز قدرت در سیستم اعمال نفوذ ایالات متحده است.کار اصلی این سه ساختمان ابداع و اعمال قواعد بازی های ایالات متحده در زمینی به بزرگی دنیاست. با مربی‌گری کاخ سفید، داوری کنگره و خط نگهداری به مهارت یو اس آرمی. دونالد ترامپ در تمجید از ارتش ایالات متحده می گوید: ارتش ما با اختلاف زیاد بهترین است. تنها در دو سال اخیر یک و نیم بیلیون دلار برایش خرج کرده ایم. شبیه این حرف را می توان از زبان یک مربی چمپیون لیگ شنید. با این تفاوت که آنجا همیشه این احتمال هر چند ناچیز وجود دارد که روباه‌ها بتوانند شیرها را شکست دهند اما در دیپلماسی آمریکایی شکست برای خوردن نیست.

در سوی دیگر ماجرا و در ایران مساله فرق می کند. شاید به نظر رسد که دیپلماسی ایرانی در بازی یی که تمام قواعدش را “دشمن” تعریف کرده باشد اصلن وجود خارجی نداشته باشد. در سپهر دیپلماسی آمریکایی اصلی ترین شکل سلبی اعمال نفوذ “تحریم” است و ضمانت اجرای هر تحریمی هم قطع دسترسی متخلفان به جهان آمریکایی است . جهان آمریکایی جهان دلار است و تحریم یعنی قطع دسترسی به دلار و هر چیزی که با دلار کار می کند. با این اوصاف ایرانِ حالِ حاضر بزرگ‌ترین نقطه کور دنیای آمریکایی است و در بازی آمریکا برای ایران تنها امکان خروج تعبیه شده است. برایان هوک نام تحریم های آمریکاست. حکومت ایران هنوز  هم عضو سازمان ملل متحد، NPT, ، کنوانسیون حقوق دریاها و سازمان های جهانی و منطقه ای دیگری ست.

خروج از کنوانسیون حقوق دریاها برای هر کشوری به عنوان یک دیپلماسی می‌تواند شکل بخشی دیگری به مناسبات آن کشور با جهان آمریکایی دهد. هر کشور ساحلی با عدم پذیرش یا خروج از کنوانسیون و تفسیری متفاوت از گستره‌ی آب‌های سرزمینی، می‌تواند توجیه حقوقی اعمال حاکمیت خود بر نیمی از  دریاهای مقابل خود را به دست آورد. کنوانسیون حقوق دریاهای 1982 جاماییکا به عنوان یکی از اساسی‌ترین نهادهای تضمین کننده منافع امپراتوری، خط مقدم گسترش گلوبالیزیشن آمریکایی است که پنج سال پس از فروپاشی شوروی و اندک زمانی پس از به قدرت رسیدن بیل کلینتون و با همکاری بریتانیا به مرحله‌ی اثر گذاری رسیده است.  پذیرفتن کنوانسیون حقوق دریاها توسط اکثریت مطلق اعضای سازمان ملل متحد این امکان را به امپراتور داده تا بتواند هم‌زمان با استقرار زنجیره‌ای گسترده از کشتی‌های تجاری و نظامی خود در تمام آب‌‌های کره‌ی زمین و تعریف و تثبیت کردن خود در جایگاه پلیس جهانی، خود از عضویت در این کنوانسیون امتناع کند. در واقع کنوانسیون حقوق دریاها و عرف پیوستن تمام کشورهای ساحلی عضو سازمان ملل به آن، مهم ترین رکن ترسیم نقشه‌ای جدید از جهان است که ایالات متحده را در قامت امپراتور دریا حاکم بر سه چهارم سیاره می‌کند و نپذیرفتن این کنوانسیون از سوی ایالات متحده این اجازه را به او می‌دهد که همه جای سیاره باشد بی که همه بتوانند حتا در مقیاس قاره ای نزدیک خاک اصلی ایالات متحده شوند. حتا بریتانیا و اسپانیا به همراه اتحادیه‌ی اروپا، روسیه و چین با پیوستن به کنوانسیون این حق را به ناوهای هواپیمابر ایالات متحده داده اند که تا فاصله‌ی دوازده مایلی سرزمین‌هایشان در تردد باشند و در عوض حق و وظیفه‌ی به نابودی کشاندن اقیانوس‌ها را به دست آورده‌اند. به جز کشورهای محصور در خشکی و سواحل شمالی آمریکای لاتین و کره شمالی تقریبن همه ی دنیا این را پذیرفته اند. تنها استثنا در خاور میانه است: ایرانی‌ها ، ترک‌ها، عرب‌ها واسرایلی ها. موضوع چندان پیچیده نیست:  اینجا برخی قواعد امپراتوری کار نمی‌کنند : مدیترانه و تنگه‌ی بسفر برای ترک‌ها مثل فرانسه و پاریس است برای فرانسوی‌ها. آخرین باری که نیروهایی نظامی یک کشور متخاصم به 12 مایلی پاریس نزدیک شده بودند شکل جهان و دیپلماسی چگونه بود؟  برای ایرانی‌ها هم همینطور است. دو هزار سال پیش از نبرد ترالفاگار، در اوج تمدن یونانی، ناوگان دریایی پرشین‌ها با محاسبات مهندسان یهودی اش بر دهانه‌ی داردانل پلی از کشتی ساخت و در سواحل آتن نیروی زمینی پیاده کرد. مساله فقط شاهان باستانی نیستند.  در قرن هفدهم میلادی و دویست و سی سال پس از کشف آمریکا، در یک روز 21 آوریل ، آلفونسو دو آلبوکرک، فرمانده ناوگان دریایی امپراتوری پرتغال در جنگ با ناوگان حکومت شیعه ایرانیان شکست خورده و از تنگه هرمز بیرون  رانده شد. حتا سه ناو بریتانیایی برای ایران می‌جنگیدند. دقیقن صد سال بعد مونتسکیو lettres persanes  را نوشت و پارسیان را برای پاریسی ها توصیف کرد.  دریا برای جهان ایرانی انتهایی ندارد. حتا در متن عربی هزار و یک‌شب که همه چیز آن عربی شده است، سندباد و شهریار از معدود کلماتی هستند که فارسی مانده‌اند، ایران تنها کشوری است که نقشه‌ی جغرافیایی‌اش را با دریاهایش نقاشی می‌کنند.  شاید اگر هنوز هم در ایران نظام پادشاهی برقرار می‌بود کنوانسیون حقوق دریاها را نمی‌پذیرفت ، به همین سادگی در دیپلماسی آمریکایی حمایت از  یک حکومت سلطنتی برای آینده ایران دشوار و حتا ناممکن است. کنوانسیون حقوق دریاها چیزی‌ست که ایالات متحده آمریکا را ساخته است و هر رییس جمهور آمریکا و حاکم ایرانی‌یی این را می‌داند. شاید برای ایرانی‌ها که هزاران سال است در بستر تمدنی بافته شده با سلسله مراتبی پیچیده از هوش و فساد و عواطف زیسته‌اند و بازی کرده‌اند ، بازی با کنوانسیون حقوق دریاهای 1982 بتواند نوری به دیپلماسی آمریکایی بتاباند.

   خروج از این کنوانسیون می تواند عرض دریای سرزمینی را به چنان مقداری گسترش دهد که ایالات متحده را وادار به بازتعریف آب‌های بین‌المللی کند. تغییرات شدید اقلیمی و اهمیت دریا به عنوان زیستگاه بالقوه‌ی بشر آینده این بازتعریف را ضروری می‌نماید. کنوانسیون روزی فرو خاهد پاشید، چرا که دریاها گستره‌‌های کشورهای آینده اند و بشر پیش از آسمان دریا را تسخیر خاهد کرد.

ایالات متحده تنها قدرت جهانی است که به عضویت کنوانسیون در نیامده و البته در صورت خروجِ ایران نمی تواند به نقض تعهد از سوی ایران استناد کند. مضافن اینکه ایران نیز تعهد اجرای کنوانسیون را تنها در مقابل اعضای عضو  پذیرفته است.

باید از کنوانسیون خارج شد و از برایان هوک پرسید : دیپلماسی چیست؟  

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)