حشمت طبرزدی از فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در داخل ایران که چند ماه پیش با انتشار محتوای جلسه‌ای محرمانه‌ با شاهزاده رضا پهلوی، جنجال‌‌ساز شده بود، هفته گذشته نیز با انتشار صوت‌‌هایی به اتهام‌پراکنی علیه شاهزاده و حامیان ایشان پرداخت و با زبانی نامتعارف، آنها را در عرصه میدانی در داخل کشور «بی‌عُرضه» نامید.

این نوع رفتار چه دلیلی می تواند داشته باشد؟

طبرزدی می‌‌گوید «از زمانی که فرشگرد تأسیس شده، از میدان میلیونی سخن گفته‌اند ولی تا الان هیچ اتفاقی نیفتاده است.» با اینگونه تحلیل‌های سطحی مسائل از سوی افرادی که مدعی رهبری اپوزیسیون داخل کشور هستند، مشخص است که راه همواری برای پیروزی بر فرقه تبهکار پیش رو نداریم. در این باره بارها اعضای اصلی فرشگرد توضیح داده‌اند که میدان میلیونی، نبرد آخر است نه اول. ابتدا باید با حمایت از نافرمانی‌های مدنی که در چارچوب همین کمپین «پشت به دشمن، رو به میهن» آغاز شده، به گسترده کردن دامنه حمایت‌های مردمی از جنبش اقدام کرد تا هم هراس و واهمه دروغینی که از هیمنه رژیم اسلامی در اذهان وجود دارد، فرو ریزد و هم اینکه فضای گفتمانی جامعه از غریبه بودن نسبت به مفهوم براندازی خارج شود.حمایت قابل ملاحظه مردم در ماه‌‌های گذشته از کمپین‌ «پشت به دشمن، رو به میهن» که توسط گروه فرشگرد راه‌‌اندازی شده، پیام روشنی دارد به طبرزدی که همچنان بر مشی تفرقه‌افکنانه خود پای می‌فشارد و اظهار می‌کند که «شما به فضای مجازی دل خوش کرده‌اید وگرنه در داخل ایران هیچ عددی نیستید.» سؤال ما از حشمت‌الله طبرزدی آن است که اگر مردم، پشتیبان این حرکت‌‌های ضد رژیم نیستند، پس ویدئوهای متنوعی که هر روز در شبکه‌های اجتماعی از نافرمانی مدنی و حمایت‌های مردمی از شاهزاده در قالب دیوارنویسی‌‌ها، برافراشتن پرچم شیر و خورشید، پوشیدن لباس و شال فیروزه‌‌ای و… منتشر می‌شود، در کجا تهیه شده است؟

اما طبرزدی که سابقه شکست‌های واضح و غیرقابل انکار در رابطه با فراخوان‌های بدون پشتوانه قبلی در کارنامه‌اش مشاهده می‌شود،  بارها در همان راستایی که جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا اپوزیسیون را به سمت آن منحرف کند، گام برداشته؛ یعنی دادن فراخوان‌های بی‌ثمر و در نتیجه افزایش یأس و ناامیدی مردم در مبارزه علیه فرقه تبهکار. جالب است که او تندترین انتقادها را به نظام و شخص خامنه‌ای بیان می‌کند اما در عین حال با سلامت و آسودگی در تهران زندگی می‌کند و به «فعالیت سیاسی» خود ادامه می‌دهد؛ در حالی که حکومت استبدادی اسلامی تاب تحمل کوچکترین سخنان منتقدانه را ندارد و آن را با خشونت تمام پاسخ می‌دهد.

به نظر می‌رسد بروز خشم حشمت طبرزدی از شاهزاده رضا پهلوی و به کار بردن عبارات سخیفی که لایق خود اوست درباره ایشان، به لحاظ روانشناختی، ناشی از درک کمبودی است که وی در خود به خاطر افزایش چشمگیر محبوبیت شاهزاده در داخل کشور، در یک مقایسه‌ی کاملا بیجا، احساس می‌کند. شنیدن اخبار دیدارهای متعدد شاهزاده با انستیتوهای معتبر آمریکایی و استقبالی که در این اتاق فکرهای ایالات متحده از نظرات فاخر ایشان به عمل می‌آید، برای کسی که داعیه‌دار هدایت و راهبری اپوزیسیون درون مرزی است، اما بجز حلقه اطرافیانش، کسی او را تحویل نمی‌گیرد و مردم هم نامی از او نشنیده‌‌اند، بسیار دشوار و سنگین است و باید تا حدودی به او حق داد که اینگونه برآشفته شود تا جایی که پهلوی‌طلبی را که مشروطه‌خواهان به آن افتخار می‌کنند، مایه‌ی ننگ آنان معرفی می‌کند! البته این عدم تعادل روانی در مورد کسی که برای اولین بار تخم لق «امام خامنه‌ای» را در زبان سیاسی ایران باب کرد و سپس ظاهرا به دشمن آتشین او تبدیل شد، چندان مایه تعجب نیست.

از رفتارهای بی‌برنامه، پوپولیستی و از پیش شکست خورده حشمت طبرزدی مشهود است که او حتی اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم و ارتباطش با نیروهای امنیتی حکومت اسلامی را قطعی ندانیم، برای جذب توجه عمومی و تضمین آینده‌ای قابل اتکا در فردای براندازی، به دست و پا افتاده؛ بطوری که حاضر است برای به فراموشی سپردن شکست خود، امید اول مردم ایران را مورد هجوم و حمله قرار دهد؛ غافل از اینکه همراهی واقعی با شاهزاده، خود شاخص خوبی است برای مردم تا سره را از ناسره تشخیص دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)