یک شهروند کارگر وبلاگ نویس در ایران تحت حاکمیت روحانیون دستگیر و بعد از ۴ روز بازداشت و شکنجه شدن، جنازه‌اش تحویل  خانواده‌اش میشود.اتّهام او آنچنان که نهاد دستگیر کنننده عنوان کرده بود انتقاد و توهین به مسولان عالی‌ رتبه نظام جمهوری اسلامی بود.مرگ ستار بهشتی‌ انعکاس گسترده‌ای یافت به گونه‌ای که موضوع با سوال یک نماینده مجلس(علی‌ مطهری) به صحن علنی مجلس شورای اسلامی کشیده شد تا بلکه پاسخی در جهت فروکش کردن اعتراضات عمومی‌ و اقناع افکار عمومی‌ باشد.محمد نجار وزیر کشور جهت ادای توضیحات به مجلس فرا خوانده شد و توضیحاتی‌ در رابطه با نحوه مرگ ستار بهشتی‌ را عنوان کرد و مدعی شد با ماموران خاطی(قاتل) برخورد شده است.اعلاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی‌ مجلس نیز پیشتر “شوک و استرس روانی‌” را علت مرگ بهشتی‌ عنوان کرده بود و با آن‌ اظهار نظر پرونده را مختومه اعلام کرده بود. اما متقابلا شاهدین عینی که در زندان قبل از مرگ ستار را دیده بودند، شهادت داده اند بدن ستار زیر ضرب و شتم طوری له‌ شده بود که یک جای سالم نیز در بدنش نبود، اظهاراتی که بعدا مورد تایید وکیل آقای بهشتی‌ نیز قرار گرفت.اما هیچ کدام از این شاهدین جهت ادای شهادت و روشن شدن حقیقت به مجلس فرا خوانده نشدند و گویی کّل داستان بررسی علت مرگ ستار بهشتی‌ در مجلس و احضار وزیر کشور به یک خیمه شب بازی شبیه بود تا یک جلسه بررسی قتل یک شهروند در باز دشتگاه!به ویژ آنجا که که نماینده ارومیه در اعتراض به پرسش علی‌ مطهری از محمد نجار، با وقاحت و لحن تمسخر آمیزی می‌گوید “علت فوت ستار بهشتی‌ را باید از ملک الموت پرسید!”.

آری بعد از آنکه ۳۵ سال از انقلاب شکوهمند اسلامی می‌گذارد،مفهوم  جمهوری اسلامی و حاکمیت روحانیون و ولی فقیه نائب امام عصر را نیز عملا درک  کردیم، در مدارس به ما گفته میشد که زمان شاه، زمان طاغوت و ستمگری و دیکتاتوری بود و مردم آزادی بیان نداشتند و جمهوری اسلامی آمد تا مردم را به مقام ولای انسانیت برساند و ما را از ظلمات و جهل و تاریکی رژیم ستمشاهی نجات بدهد و به مردم عزّت و کرامت انسانی‌ نثار کند، دیگر همه چیز تمام شد، ساواک منحل شد،شکنجه از ایران رخت بر بست، قانون اساسی‌ انسان و اسلام محور آوردیم که مطابق اصل ۳۸ آن‌ شکنجه ممنوع و مطابق اصل ۲۳ آن‌ نیز هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده توبیخ یا مجازات یا مورد پیگرد قرار داد.امام آمد و شاه فرار کرد،دیگر هرچی‌ بود تموم شد،جمهوری اسلامی آمد…اما افسوس که در عمل ثابت کردید که همه آنچه را میگفتید دروغی بیش نبود.

مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی فرماندهی کّل نیروهای مسلح بر عهده رهبر جمهوری اسلامی میباشد.ذاتأ هر فرمانده‌ای نیز باید مسولیت عملکرد نیرو‌های زیر دست خود را بپذیرد و اگر نیرو‌های تحت فرمانش قصور یا جنایاتی را مرتکب شدند،فرمانده باید جهت پاسخ گویی بسته به نوع خطا و یا جرم توبیخ، مواخذه و یا به محاکمه کشیده بشود و در صورت عدم صلاحیت از مقامش کنار گذاشته شود، این یک فرایند و پروسه طبیعی پذیرفته شده میباشد.طبیعی است وقتی‌ که ستار بهشتی‌ در بازدشتگاه پلیس امنیت کشته/فوت میشود، مسئولیت متوجه فرمانده کّل قوا_علی‌ خامنه ای_ میشود.اما اشکال کار در اینجاست که فرمانده کّل قوا به هیچ کس به جز خدا پاسخ گوی نیست،او خود را ولی‌ فقیه مسلمین جهان می‌داند که حافظ جان و مال و ناموس مسلمانان و مصون از خطاست!از همین روست که دیگر نمیشود_نعوذ بالله_ از ولی‌ امر مسلمین،  از عملکرد ماموران تحت دستورش سوال کرد!مگر  ساکنان کره زمین میتوانند، کسی‌ را که ادعای نمایندگی خدا را بر رو زمین دارد را بدون اذن خدا بر کنار کنند؟!مگر ولی‌ فقیه را میتوان به خاطر جنایت و شکنجه‌های مأموران انتظامی و امنیتی، استیضاح، توبیخ و یا مورد مواخذه قرار داد؟!اینجاست که نماینده ذوب در ولایت مجلس شورای اسلامی، به درستی‌ می‌گوید که علت مرگ ستار بهشتی‌ را باید از ملک الموت پرسید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)