هر اتفاقی وقتی برای نخستین بار رخ میدهد شوک آور است. به قولی همیشه اولین ها در ذهن میماند. 
خبر اختلاس محمود خاوری که منتشر شد مدتها تیتر روزنامه ها و سایت های خبری این بود که سه هزار میلیارد تومان چند صفر دارد و با او میشود چند پرس غذا و لباس و ماشین وفلان و بهمان خرید. اختلاس های بعدی که انجام شد دیگر مثل قبل نبود. برایمان گویا عادی شده بود و میزان قیاسمان شده بود رقم اختلاس خاوری آنقدر عادی شد که دیگر کسی از صفرهای میلیاردی اختلاس گران تعجب نکرد و نمیکند. 

 وقتی برای اولین بار پاریس مورد حمله تروریستی قرار گرفت تا چند روز عکس پروفایلها به نشانه اعتراض تغییر کرد و خیلی ها نوشتند برای پاریس دعا کنید اما حرکتهای تررویستی که تکرار شد دیگر نه کسی عکس عوض کرد ونه کسی طلب دعا کرد. 

برای دیگر اتفاقات هم همینطور زلزله و سیل و مرگ مردم در حوادث جاده ای و بالارفتن قیمت گوشت و مرغ و پیاز و ماشین و چه چه چه . خبر را که میشنویم شوک میشویم و تا چند روز درباره اش صحبت میکنیم و بعد چرخه زندگی تا خبر تکان دهنده دیگر.

حالا چرا ماجرای محمدعلی نجفی و قتل میترا استاد اینقدر رسانه ای شده چون ما تا حالا مقامی که قتل انجام بدهد نداشتیم. هر چه بود مسئولان حکومتی در حال اختلاس و دزدی بودند و اگر کسی پرستو یا قناری به سمتشون رفته آنقدر بلد بودند که از ماجرا قِصِر در بروند. 
ما تا کنون وزیری که دست به اسلحه ببرد و پنج گلوله شلیک کند نداشتیم یک فقره مداح هفت تیر کش داشتیم که خلع سلاح شد. ماجرای نجفی از هر نوع برای مخاطب و رسانه و اداره آگاهی و قوه قضاییه و مردم عادی جذابیت دارد. مردی که نماد جنتلمنی و ادب ووقار و متانت بود ناگهان برای تهدید همسرش دست به اسلحه میبرد و در نهایت او را به قتل میرساند. اینکه صداوسیما سنگ تمام گذاشت و گافهای بزرگ داد شکی نیست 
اینکه برای یک کسی که تا چند ساعت قبلش مشاور اقتصادی و شهردار سابق و وزیرسابق بود چای میاورند چیز عجیبی نیست چون نه تنها رئیس اداره آگاهی که خود نجفی هم حتما هنوز باورش نمیشد که برای بازجویی و تفهیم اتهام به اداره آگاهی رفته نه بازدید و نشست خبری.  

اینکه چرا خبرنگاران نجفی را دوره کردند از او سوال میکردند چون پای یک قتل در میان است نه اختلاس و نه نزاع شخصی . همین چند وقت پیش وقتی قهرمان پارا المپیک دوست دخترش را کشست رسانه ها همین بلوار را درست کردند و یک فیلم ساز هم فیلمش را ساخت. قاتلی که در نهایت تبرئه شد. باور کنید در هر جای دنیا هم اگر وزیرسابق یا مقام مسئولی  زنش را بکشد  خبرنگاران و رسانه ها پاشنه آن جا را در میاوردند. 
حالا اگر این جریان خدای نکرده  تکرار شد و  دیگر وزرا و مسئولان حکومتی دست به اسلحه شدند و کسی را کشتند اینقدر ماجرا آب و تاب پیدا نمیکند امر عادی میشود اداره اگاهی هم یاد میگیرد که با یک مسئولی که قتل انجام داده چه کند. 
مثل اختلاس خاوری مثل حمله تروریستی مثل توهین کردن مسئولان حکومتی به یکدیگر، مثل مرگ کولبران  و  مثل تمام اولین هایی که بعد از بار دوم دیگر عادی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)